Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » سیاسی » سیاسی » احتمال حمله يا بازي رسانه‌اي‌
احتمال حمله يا بازي رسانه‌اي‌ چاپ
۲۹ تير ۱۳۸۷
Image

نگاهي به موج تبليغاتي رسانه‌هاي بيگانه درباره حمله احتمالي رژيم صهيونيستي به ايران
احتمال حمله يا بازي رسانه‌اي‌
جنگ رواني مفاهيم و معاني گسترده‌اي دارد. آنچه در فرهنگ استراتژي، جنگ رواني ناميده مي‌شود «استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن است كه هدف اساسي آن، تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات، رفتار دشمن و گروه بي‌طرف يا گروه‌هاي دوست است تا موجب پيشرفت مقاصد طراح شود».

بر همين مبنا هرازگاه شاهد موج گزارش‌هاي خبري مبني بر احتمال حمله نظامي به ايران يا يك درگيري منطقه‌اي هستيم. چنين بحث‌هايي البته تازگي ندارد، معمولا پس از هر مانور نظامي يا اظهارنظر مقام‌هاي نظامي آمريكا يا اسرائيل درباره احتمال يا ضرورت برخورد نظامي با ايران، بحث حمله به ايران نيز به طور گسترده‌اي در رسانه‌هاي جهاني مطرح مي‌شود و پس از گذشت زماني، فروكش مي‌كند. آخرين خبرها ادعاي تازه نيويورك‌تايمز به نقل از مقامات آمريكايي درباره مانور نظامي گسترده اسرائيل عليه ايران بود. اين روزنامه نوشته بود بيش از 100 جنگنده اف 15 و اف 16 نيروي هوايي اسرائيل در اين مانور در شرق مديترانه و يونان شركت كرده‌اند و تمريني براي تمركز بر حمله‌اي با برد طولاني انجام داده‌اند. در حقيقت رسانه‌هاي بيگانه با آويختن به رزمايش رژيم صهيونيستي بار ديگر و البته در سطحي گسترده گمانه تهاجم نظامي عليه ايران را تبليغ كردند. اما سوال اينجاست كه چرا اين رسانه‌ها مدام سوژه احتمال وقوع اين ادعا و باورپذيري آن را دنبال مي‌كنند؟

در چنين فضايي پي بردن به حقيقت گمانه‌زني‌هاي رسانه‌هاي خارجي درخصوص احتمال تهاجم نظامي خارجي عليه ايران تاملي دوچندان مي‌طلبد تا حقيقت اين سياست خبري روشن شود، بايد در برابر جريان خبري نظام سلطه با آمادگي ايستاد.
نگاهي به اخبار منتشر شده در باره تهاجم نظامي عليه ايران نشان مي‌دهد انتشار اين خبر با همراهي گسترده راديوها، سايت‌هاي اينترنتي و ديگر رسانه‌هاي فارسي زبان بيگانه همراه بوده است.

اين مساله نشان مي‌دهد رسانه‌ها رويكردي موازي در انتقال سوژه تهديد داشته‌اند و به رغم استفاده از عوامل و سوژه‌هاي خبري متعدد و متغير، همگان از موضوع احتمال حمله نظامي به ايران پيروي كرده‌اند.

در حقيقت اين موج، واگويه اين هدف است كه اسرائيل نگران دستيابي تهران به تسليحات اتمي است و اينك كه سياست تحريمي اروپا و آمريكا براي توقف برنامه تسليحات اتمي ايران ناكارآمد بوده، حمله نظامي عليه اهدافي در خاك ايران به عنوان آخرين راه ممكن براي تضمين امنيت تل‌آويو در دست اقدام است. راهبردي كه پيش از اين صهيونيست‌ها درباره رآكتورهاي ادعايي عراق و سوريه تمرين كرده‌اند و به زعم آنها از جانب افكار عمومي منطقه و جامعه بين‌الملل نيز پشتيباني مي‌شود.

تكرار سوژه

افزايش تهديد‌هاي رژيم صهيونيستي عليه ايران اسلامي در پي تشديد نگراني‌هاي ادعايي تل‌آويو از جانب تهران اولين بار نيست كه به عنوان يكي از محور‌هاي خبري مطرح مي‌شود و همواره در صدر اخبار رسانه‌هاي تحت نفوذ صهيونيست‌ها قرار دارد، ازجمله تكرار خبر سفر ايهود اولمرت، نخست‌وزير اسرائيل به آمريكا و برجسته‌سازي منازعه و مسائل چالش‌برانگيز ميان تل‌آويو و تهران، همچنين طرح چندباره پيشنهاد اولمرت به آمريكا كه در آن خواستار استفاده از كشتي‌هاي جنگي براي محاصره ايران شده بود در راستاي سياست تكرار سوژه رسانه‌هاي غربي قرار مي‌گيرد.

به علاوه، استفاده از ديپلماسي پررنگ كردن زيردريايي مخفي، آزمايش‌هاي موشكي اسرائيل و ديدارهاي مكرر و رايزني‌هاي مقام‌هاي اسرائيلي و آمريكايي تلاشي براي تقويت گمانه‌زني حمله به خاك ايران از جانب اين رژيم بوده است.

انتشار اظهارات شائول موفاز، معاون نخست‌وزير اسرائيل مبني بر اين كه اگر ايران برنامه گسترش سلاح هسته‌اي را ادامه دهد، ما حمله خواهيم كرد، بخشي از اين غوغاسازي بود كه پس از يكي از مانورهاي اسرائيل منتشر شد.

احتمال حمله اسرائيل به ايران چقدر است؟

همزمان با افزايش فشارها بر جمهوري اسلامي، آنچه بايد مورد بررسي قرار داد، اين است كه احتمال برخوردهاي تهديدآميز آمريكا و اسرائيل با برنامه هسته‌اي ايران به بهانه بزرگ‌نمايي خطر اين فعاليت‌ها، تا چه اندازه است.

كارشناسان اسرائيلي خود احتمال چنين حمله‌اي را شكست خورده مي‌دانند، روزنامه اسرائيلي يديعوت آحارونوت در مقاله‌اي به نقل از يك مقام اسرائيلي پس از شركت در جلسه‌اي با نخست‌وزير نوشت كه در جلسه اولمرت با مقامات نظامي اسرائيل اين پرسش مطرح شده است كه «آيا اسرائيل براي حمله به ايران منتظر آمريكا مي‌ماند يا مانند حمله به رآكتور اوزيراك عراق در سال 1981، به تنهايي عمل مي‌كند؟».

اما كارشناسان در اين جلسه به اين نكته اشاره كرده‌اند كه چنين اقدامي با شكست مواجه مي‌شود زيرا تأسيسات اتمي ايران در نقاط مختلف اين كشور پراكنده‌اند و هدف قرار دادن آنها دشواري‌هاي فراواني دارد.

همچنين در پي مانور هوايي اسرائيل، بسياري از مقام‌هاي آمريكايي نيز اعلام كرده‌اند كه باور نمي‌كنند حكومت اسرائيل به اين نتيجه رسيده باشد به ايران حمله كند.

چندي پيش وزير امنيت داخلي رژيم صهيونيستي نيز اذعان كرد كه تل‌آويو توان لازم را براي رهبري يك حمله نظامي بين‌المللي عليه ايران ندارد. به گزارش روزنامه اسرائيلي جروزالم پست، آوي ديچر با اشاره به اين مطلب گفت: «مطمئنا جامعه جهاني نيز هيچ گاه چنين مسووليتي را به ما واگذار نمي‌كند. اين وظيفه ايالات ‌متحده، اتحاديه ‌اروپايي يا روسيه است كه چنين نقشي را به عهده گيرند و اگر قرار باشد چنين اتفاقي بيفتد، من به هيچ وجه متقاعد نخواهم شد كه اسرائيل بايد براي حمله به ايران پيشقدم شود.

پرينو، سخنگوي كاخ سفيد نيز پس از انتشار اظهارات عوام‌فريبانه موفاز براي جنگ با ايران از تصميم آمريكا براي حل ديپلماتيك مساله اتمي ايران خبر داد و گفت: «آمريكا مي‌داند كه اسرائيل در مورد آينده و امنيتش، با حضور همسايه‌اي كه مي‌خواهد او را از صحنه روزگار حذف نمايد، نگران است؛ اما سعي مي‌كنيم اين مساله را به صورت ديپلماتيك حل كنيم».

بايد تاكيد كرد كه آمريكا، اسرائيل و تمام كشورهاي مدعي در اين زمينه بخوبي به اين حقيقت واقفند كه تفاوت ايران با عراق يا افغانستان از زمين تا آسمان است و حمله محدود به تاسيسات هسته‌اي ايران نيز با موانع بسيار جدي روبه‌روست. اگر فرض كنيم كه اسرائيل براي حفظ موجوديت خويش در مقابل انقلاب اسلامي با ناديده گرفتن افكار عمومي جهان دست به انتحار بزند و يك تنه براي تهاجم به ايران اقدام كند، عملياتي غيرممكن را در مقابل خود خواهد داشت. شايد برخي از موانع را بتوان به اين صورت فهرست كرد:

1-‌ تاسيسات هسته‌اي ايران كه تعداد آنها به 20 مجموعه مي‌رسد، در تمام جغرافياي ايران پراكنده‌اند.

2-‌ بسياري از اين تاسيسات مخفي و پايين‌تر از سطح زمين در زير لايه‌هاي حفاظتي بتون قرار دارند و اطلاعات كافي و دقيق از آنها در دسترس اسرائيلي‌ها نيست.

3- فاصله اسرائيل از ايران بيش از آن است كه هواپيماهاي اسرائيلي قادر باشند پس از هدف قرار دادن تاسيسات ايران، به كشور خود بازگردند. پس اين رژيم مجبور خواهد بود از پايگاه‌هاي نظامي كشورهاي اطراف ايران براي مقصود خود بهره‌گيري نمايد. اين گزينه نيز عواقب مرگ‌آوري براي كشور ثالث در پي خواهد داشت. زيرا پاسخ سهمگين ايران متوجه آن كشور نيز خواهد بود و مي‌توان اين اشتباه را براي كشور مفروض غيرقابل جبران تلقي كرد.

4- تعدد و پراكندگي تاسيسات هسته‌اي ايران، عمليات يك روزه را نيز براي اسرائيل غيرممكن ساخته است.

5- اسرائيل توانايي غافلگيري نظامي ايران را ندارد. مشكل فعلي اسرائيل اين است كه آنها ديگر نمي‌توانند يك حمله غافلگيرانه نظير آنچه در اوزيراك انجام دادند را در ايران عملي كنند؛ زيرا در حال حاضر نيروهاي آمريكايي مستقر در خليج فارس حريم هوايي عراق و منطقه خليج فارس را كنترل مي‌كنند و اگر هواپيماهاي اسرائيلي بخواهند اقدامي عليه ايران انجام دهند، بايد از آمريكايي‌ها اجازه بگيرند كه آمريكا براحتي با آن موافقت نمي‌كند.

از اين رو، مانورهاي نظامي اسرائيل كه تصور مي‌شود به منظور حمله به ايران انجام مي‌شود، به معناي قطعي شدن تصميم اسرائيل براي ضربه زدن به ايران يا قريب‌الوقوع بودن چنين ضربه‌اي نيست، بلكه نوعي فضاسازي رسانه‌اي است.

واكنش‌ها به  احتمال حمله اسرائيل به ايران‌

كارشناسان امور بين‌الملل معتقدند هر گونه حمله، نه‌تنها جمهوري اسلامي را در رويارويي‌اش با غرب بر سر برنامه اتمي مصمم‌تر خواهد كرد، بلكه منطقه را با ناامني بسيار بزرگي مواجه مي‌سازد چيزي كه بسياري از اروپايي‌ها، چين، روسيه و ديگر همسايگان ايران از آن بشدت وحشت دارند.

البرادعي در اين باره گفته است: «به عقيده من يك ضربه نظامي از هر چيز ديگر بدتر است. اين كار منطقه را به يك گلوله آتش بدل خواهد كرد».

سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه نيز درخصوص هر گونه اقدام نظامي عليه ايران اخطار داده است و سفير روسيه در سازمان ملل نيز هشدار داده كه تهديد ايران به اقدام نظامي مي‌تواند شتابي را كه در تلاش 6 قدرت جهاني براي باز كردن بن‌بست با تهران ايجاد شده است، تضعيف كند.

مصطفي محمد نجار، وزير دفاع جمهوري اسلامي ايران به اسرائيل هشدار داد در صورت اقدام نظامي عليه تاسيسات هسته‌اي، اين كشور با «پاسخ بسيار دردناكي» روبه‌رو مي‌شود.

همچنين محمد خزايي، نماينده ايران  در سازمان ملل طي نامه‌اي به شوراي امنيت سازمان ملل متحد نوشت: «چنين تهديد خطرناكي عليه يك كشور مستقل و يك عضو سازمان ملل از موارد آشكار نقض قوانين بين‌المللي است و با بنيادي‌ترين اصول منشور سازمان ملل مغايرت دارد و بنابراين نيازمند واكنشي قاطعانه و روشن از طرف سازمان ملل بويژه شوراي امنيت است».

رئيس مجلس شوراي اسلامي ايران نيز اعلام كرد كه اين كشور در برابر حمله احتمالي اسرائيل به تاسيسات هسته‌اي‌اش آماده است. علي لاريجاني همچنين گفت، اگر اسرائيل بخواهد دست به چنين اقدام نادرستي بزند، خود بيشتر از همه صدمه خواهد ديد.

همچنين همزمان با انتشار خبر تمرين‌هاي هوايي اسرائيل براي حمله به اهداف اتمي ايران 3 كارشناس برجسته اسرائيلي نسبت به توانايي اين كشور در حمله به ايران ابراز ترديد كرده‌اند.

3 مفسر سياسي و اطلاعاتي سرشناس اسرائيلي طي مقالاتي كه در روزنامه‌هاي ‌هاآرتص و يديعوت آحارونوت منتشر كرده‌اند، نسبت به احتمال موفقيت كامل در انجام يك حمله از سوي هر عاملي كه بتواند براستي به برنامه‌هاي اتمي ايران كاملا و براي هميشه پايان دهد، با ديده شك نگريسته‌اند.

يوسي ملمن، مفسر امور اطلاعاتي و جاسوسي كه در روزنامه اسرائيلي هاآرتص قلم مي‌زند و در سال 2006 نيز كتاب «ابوالهول اتمي ايران» را منتشر كرده است، مي‌نويسد: «تحقيقات نشان داده است محدوديت‌هاي عملياتي، تعداد اهدافي را كه مي‌تواند در خاك ايران مورد حمله اسرائيل قرار گيرد، بشدت كم مي‌كند».

ملمن كه خود در گذشته با دستگاه‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي همكاري داشت، در مقاله خود، تحقيقاتي را كه در آوريل سال 2006 درباره توانايي نيروي هوايي اسرائيل براي انجام حملات ضربتي به پايگاه‌هاي هسته‌اي ايران به عمل آمده بود را مورد يادآوري قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: «بانك اهدافي كه اسرائيل براي حمله در اختيار دارد، بشدت محدود است و تنها بايد هدف‌هاي كاملا حياتي در زنجيره تاسيسات هسته‌اي ايران را براي يك حمله نظامي احتمالي تعيين كند».

اين روزنامه‌نگار اسرائيلي مدعي است: «هر يك از اين مسيرها، دشواري‌ها و موانع خاص خود را دارند و دادن چنين ماموريتي، خلبانان بشدت زبده مي‌طلبد و رهبراني كه چنين تصميمي را اتخاذ مي‌كنند، بايد از عهده مسووليت اين تصميم برآيند».

يوسي ملمن مي‌نويسد: «اين احتمال وجود دارد كه رادارهاي جمهوري اسلامي ايران جنگنده‌هاي اسرائيلي را هرچند كه بشدت پيشرفته و تيز پرواز باشند، شناسايي كنند؛ ولي اگر قادر به شناسايي نيز نباشند، مسير اين پروازهاي احتمالي بر فراز اردن و عراق بايد با موافقت و هماهنگي كامل ايالات متحده صورت گيرد تا نيروي نظامي آمريكا، دالان هوايي پاك و لازم را براي جنگنده‌هاي اسرائيلي فراهم كنند».

وي مي‌افزايد: «مسير تركيه ‌ سوريه نيز كم‌خطرتر از مسير اردن و عراق نيست، ولي مسير سوم كه استفاده از فضاي اطراف درياي مديترانه و عربستان سعودي است، طولاني‌تر از دو مسير ديگر است و نيازهاي خاص خود را مي‌طلبد».

يوسي ملمن مي‌نويسد: «كارشناسان نظامي غربي گفته‌اند كه اسرائيل در صورت تصميم به حمله، زيردريايي‌هاي پيشرفته خود را نيز به كار خواهد گرفت كه بنابر ارزيابي‌ها، قدرت رسيدن به نزديكي آب‌هاي ايران بدون اين كه شناسايي شوند را دارند، ولي ايراد آنها در اين است كه قادر به حمل شمار زيادي موشك‌هاي پرقدرت نيستند».

هاموس هرئل، كارشناس ديگر اسرائيلي نيز كه با امور ايران از دير باز آشنايي زيادي دارد، در روزنامه هاآرتص مي‌نويسد: «اين خبر كه اكنون از سوي روزنامه معتبري مانند نيويورك‌تايمز منتشر مي‌شود و اسرائيل نيز در انتشار آن عمد دارد، با اين هدف صورت مي‌گيرد كه ايالات متحده و بويژه كشورهاي اروپايي و ساير قدرت‌ها، بخصوص روسيه، براي واداركردن حاكميت ايران به دست كشيدن از طرح‌هاي هسته‌اي، فعاليت و جديت بيشتري نشان دهند».

رون بن ييشاي، مفسر سرشناس روزنامه يديعوت آحارونوت نيز در مقاله‌اي مي‌نويسد: «... اسرائيل با موافقت با انتشار خبر آمادگي بيشتر نيروي هوايي خود براي حمله احتمالي به ايران، مي‌خواهد بر روسيه و چين كه خريداران عمده نفت هستند و نيز بر اروپاييان فشار آورد و آنها را متقاعد كند، اگر تحريم‌هاي كاملا جدي عليه دولت ايران برقرار نكنند، ايران در يكي دو سال آينده به توان نظامي هسته‌اي دست خواهد يافت».

كتايون مافي‌

جام جم



یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات