| كارنامه تام هنكس در يك نگاه |
|
| ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ | ||
كشتي شكسته تام هنكس زماني در سينماي جهان به اوج رسيد كه بسياري نسبت به بازيگران معاصر سينما به سوي ياس حركت ميكردند و هنكس اين فرضيه را با ابطال مواجه ساختوجهه معتبر، خوشرويي تام هنكس بود كه نقشهاي اصلي آتشزار نخوتها و فيلادلفيا را براي او به ارمغان آورد و سپس شاه نقش فارست گامپ را نصيبش ساخت. او در نقش شخصيتي كه نامش را به فيلم داده است آدم سادهدلي است كه از بين برخي از تعيين كنندهترين لحظههاي آمريكاي پس از جنگ عبور ميكند و با حركاتي منقطع كه در سر تا پاي وجودش جاري است و نيز لهجه كشدار جنوبي دل تماشاگر فيلم را ميربايد. بازي تام هنكس و جان بخشيدن به اين كاراكتر سادهدل، كودك سان و عقبمانده ذهني يكي از بهترين و چشمگيرترين كارهاي اين هنرپيشه در كارنامه سينمايياش به حساب ميآيد. زندگي اين شخصيت منشوري است كه از يك سو يك زندگي مدرن امروزي و تاريخ معاصر و از سوي ديگر اعمال خود فارست را باز ميتاباند. او از الويس پريسلي تا كندي، از مائو تانيكسون و حتي جان لنون، جنگ ويتنام و اعتراضهاي ضد جنگ و... در مقابل همه واكنش نشان ميدهد و در نهايت دوستي را مييابد، عاشق ميشود و به افتخار ميرسد. با اين كه روند شخصيتپردازي به نظر سادهانگارانه ميآيد اما جذابيت كار چنان است كه سطحي بودنش چندان به چشم نميآيد و اين امر بيش از هر چيز به بازي فوقالعاده هنكس معطوف ميشود. او خود در مورد شخصيت فارست گامپ در جايي گفته است: «گامپ چارلي چاپليني است كه نقش لورنس عربستان را بازي ميكند. اين فيلم در مورد مردي است كه در زندگياش تجربيات و فراز و نشيبهاي بسياري را پشت سر ميگذارد. درست مثل همه ما تام هنكس نقشهاي بسيار متفاوتي در پرونده كارياش دارد. يكي از آنها فضانورد است كه در فيلم آپولو 13 تجلي پيدا كرد و در طي آن نقش جيم لاول را بازي كرد، يعني نقشي از يك انسان واقعي. ديگري ايفاي بازي در قالب يك انسان تبهكار است كه فيلم جاده تباهي در اوج اين نوع نقشهاي هنكس قرار دارد. او در اين اثر انساني منزوي و تنها است كه صفات خشن را يك جا با هم به همراه دارد. نقش آفريني هنكس در اين فيلم تحسين اغلب تماشاگران و البته منتقدان را برانگيخت، بويژه آن كه نقش مقابل هنكس در اين اثر بازيگر كهنه كاري مانند پل نيومن بود كه با خونسردي ديوانهكنندهاش، گنگسترنمايي تام هنكس را دشوار ساخته بود اما هنكس با موفقيت اين بازي را پشت سر گذاشت. هنكس 3 تجربه نيز با استيون اسپيلبرگ دارد: اگه ميتوني منو بگير، ترمينال و نجات سرباز رايان و در هر 3 نيز درخشش قابل تحسين داشته است. تام هنكس در مورد چگونگي كار با اين كارگردان گفته است: «فرض كنيم تو آدمي هستي كه دست به آچارت خوب است و كارهاي تعمير خانه با توست. يك روز كسي ميگويد اين بسته را ببر در آن كارگاه و تحويل آن مرد بده و تو نميداني كه داري به طرف كارگاه تاماس اديسن ميروي. اديسن هم تا تو را ميبيند ميگويد: «كجا بودي؟ من منتظرت بودم. آن بسته را باز كن يك آچار بردار و تا من دارم روي اين فونوگراف كار ميكنم، تو هم روي اين نور الكتريكي مشغول كار شو». تجربه فيلم ساختن با اسپيلبرگ همين است، تام هنكس در نجات سرباز رايان نقش كاپيتان ميلر را بازي ميكند كه در جريان جنگ دوم جهاني اكثر سربازان خود را از دست ميدهد و قرار است با نيروهاي اندك باقيماندهاش، يك سرباز ويژه را نجات دهد و نزد خانوادهاش برگرداند. بسياري معتقدند بين لحن جدي نيمه اول اين فيلم با لحن كمدي نيمه دومش، يك جور گسست به چشم ميخورد، اما آنچه باز در اين ميان قالبي پيوسته به اثر بخشيده است، بازي يكدست و شيرين تام هنكس است. نقشآفريني در قالب يك مامورFBI كه به دنبال كلاهبرداري زيرك (با بازي لئوناردو ديكاپريو) است، حضور تام هنكس را در فيلم اگه ميتوني منو بگير رقم ميزند، اما نقشآفرينيهاي متفاوت و متنوع هنكس همچنان در كارنامهاش پيداست. يكي از بارزترين آنها فيلم كشتي شكسته است كه در آن هنكس به ايفاي نقش تاجري ميپردازد كه هواپيمايش ميانه اقيانوس سقوط ميكند و او مجبور است 4 سال را در يك جزيره ناشناخته به تنهايي سپري كند. اين فيلم براي هنكس آزموني سخت بود چراكه فيلم تقريبا تك بازيگر است. اعتقاد هنكس در مورد اين نقش دشوار چنين است: «بازيگري مثل يك واكنش است. بزرگترين وظيفه هم همين است و راه فراري وجود ندارد. چون شما تنها فرد حاضر جلوي دوربين هستيد. بعضي روزها كار در چنين شرايطي خيلي سخت بود هم از نظر فيزيكي هم از نظر روحي. چه كسي ميخواست نسبت به مردي كه در يك جزيره تنهاست حساسيت نشان دهد؟ افرادي ميگفتند بينندگان سينما هيچ وقت به تماشاي مردي كه تنها در يك جزيره گير افتاده نميروند، اما اگر كارتان را درست و واقعي انجام دهيد و خودتان را درگير حس دروني درام كنيد، مطمئن باشيد احساس مطمئن و خالصي در طرف مقابلتان به وجود ميآوريد. تام هنكس زماني در سينماي جهان به اوج رسيد كه بسياري نسبت به بازيگران معاصر سينما به سوي ياس حركت ميكردند و هنكس اين فرضيه را با ابطال مواجه ساخت. او كه با القابي نظير جيمز استوارت معاصر مورد يادآوري قرار ميگيرد يكي از متينترين و دلچسبترين شمايل بازيگري را امروزه به خود اختصاص داده است، آن سان كه حتي در برخي فيلمهاي ضعيف نيز جلوهاي چشمگير داشته است. شايد يكي از دلايل اين موفقيت نگرش او به امر بازيگري در سينما باشد كه در قالب اين جملات تجلي يافته است: «براي من شالوده و اساس كار، سخنان هملت خطاب به بازيگران است. حرفهاي او به اعتقاد من كلام آخر است. وظيفه ما اين است كه آينهاي را مقابل طبيعت قرار دهيم. انعكاس آن ميتواند خندهآور يا سرگرمكننده باشد كه در هر دو صورت خوب است. اما در هر شرايطي حاصل كار بايد همان قرار دادن آينه در برابر طبيعت باشد. ما بايد دائم در حال بررسي اين مساله باشيم كه چه هستيم، چگونه سر از اين عالم درآورديم و چطور سير زندگي را طي ميكنيم. مهرزاد دانش
|
||