Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » هنری » هنری » كارنامه تام هنكس در يك نگاه‌
كارنامه تام هنكس در يك نگاه‌ چاپ
۱۰ مرداد ۱۳۸۷
Image

كشتي شكسته‌
تام هنكس در سال 1956 در كاليفرنيا به دنيا آمد. زماني كه 5 سال بيش‌تر نداشت والدينش از هم جدا شدند و او در كنار پدرش كه يك آشپز دوره‌گرد بود بزرگ شد، بازيگري را تام‌ هنكس از دوران دبيرستان آغاز كرد و در دوران تحصيل در كالج براي شركت در جشنواره تئاتري گريت ليكز دعوت شد و در عين حال به تحصيل در دانشگاه كاليفرنيا پرداخت. پس از آن به بازيگري در تئاتر و تلويزيون مشغول شد و سپس بازي‌اش در فيلم كمدي شلپ (1984)‌ مورد توجه بسيار واقع شد.
او كه تا قبل از اين فيلم در آثاري از قبيل او مي‌داند تو تنها هستي (1984)‌ بازي كرده بود، پس از آن به ايفاي نقش در عموما قالب‌هاي كمدي مانند مردي با يك لنگه كفش قرمز (1986)‌، مهماني مجردي (1985)‌، داوطلب‌ها (1986)‌ ، دام پول (1987)‌، هيچ چيز بي‌خود نيست (1987)‌، هر زمان خداحافظي مي‌كنيم (1987)‌ و ... رفته‌رفته مدارج ترقي را پيمود تا اين كه در سال 1988 براي باز در فيلم بزرگ نامزد دريافت جايزه اسكار شد. اما 5 سال باقي‌مانده بود تا اين جايزه را براي بازي در فيلم فيلادلفيا (1993)‌ بدست آورد. او در اين فاصله در آثاري مانند دام (1988)‌ ، جمله (1989)‌، ترنر و هوچ (1990)‌ خانواده برب (1990)‌، جو عليه آتشفشان (1991)‌، آتش خود‌پرستي‌(1991)‌، راديو باز (1992)‌، بازي‌هاي سراسري خودشان (1993)‌ و بي‌خواب در سياتل (1993)‌ را بازي كرد و در سال 1994 دومين جايزه اسكار خود را براي فيلم فارست گامپ (1994)‌ كسب كرد. از آن پس تام هنكس تبديل به يك ستاره قدرتمند در سينماي آمريكا شد كه با فاصله‌گيري از ساحت كمدي، در آثاري نظير آپولو 13، نجات سرباز رايان، مسير سبز، كشتي شكسته، اگه ميتوني منو بگير، قاتلان پيرزن، ترمينال، رمز داوينچي و ... نام خود را در فهرست بهترين بازيگران ساليان اخير سينماي جهان ثبت كرد. او در عين حال در برخي آثار انيميشن مانند داستان اسباب‌بازي يك و دو، و نيز قطار سريع‌السير قطبي صداپيشگي كرده است. او تجربه كارگرداني نيز دارد: آنچه انجام مي‌دهي. آن چه هنكس را در مقام بالايي از ساحت بازيگري قرار داد، عمدتا پس از جايزه اسكاري بود كه در سال 1993 براي فيلادلفيا بدست آورد، فيلمي كه عبارت «درامي درباره ايدز» را در مورد آن به كار مي‌برند. او خود در مورد نقش اين اثر مي‌گويد: «اين نقش بايستي با در نظر گرفتن دو مرحله مختلف شكل مي‌گرفت. من بايد از اين‌كه حمله اين ويروس به بدن به لحاظ فيزيكي چه تغييراتي در بدن بوجود مي‌آورد آگاهي پيدا مي‌كردم. براي اين‌كار با پزشكي در دانشگاه UCLA صحبت كردم با آدم‌هاي مختلفي كه ايدز داشتند اوقات را سپري مي‌كردم. براي اين‌كه من در قالب اين دگرگوني فيزيكي قرار بگيرم و گذشت زمان به درستي ترسيم شود نماها را به ترتيب زماني مي‌گرفتيم. نماي نخستين اول گرفته شده بود و به همين ترتيب تا نماي آخر حدود 37 پوند وزن كم كردم»

تام هنكس زماني در سينماي جهان به اوج رسيد كه بسياري نسبت به بازيگران معاصر سينما به سوي ياس حركت مي‌كردند و هنكس اين فرضيه را با ابطال مواجه ساخت‌وجهه معتبر، خوشرويي تام هنكس بود كه نقش‌هاي اصلي آتش‌زار نخوت‌ها و فيلادلفيا را براي او به ارمغان آورد و سپس شاه نقش فارست گامپ را نصيبش ساخت. او در نقش شخصيتي كه نامش را به فيلم داده است آدم ساده‌دلي است كه از بين برخي از تعيين كننده‌ترين لحظه‌هاي آمريكاي پس از جنگ عبور مي‌كند و با حركاتي منقطع كه در سر تا پاي وجودش جاري است و نيز لهجه كشدار جنوبي دل تماشاگر فيلم را مي‌ربايد. بازي تام هنكس و جان بخشيدن به اين كاراكتر ساده‌دل، كودك سان و عقب‌مانده ذهني يكي از بهترين و چشم‌گيرترين كارهاي اين هنرپيشه در كارنامه‌ سينمايي‌اش به حساب مي‌آيد. زندگي اين شخصيت منشوري است كه از يك سو يك زندگي مدرن امروزي و تاريخ معاصر و از سوي ديگر اعمال خود فارست را باز مي‌‌تاباند. او از الويس پريسلي تا كندي، از مائو تانيكسون و حتي جان لنون، جنگ ويتنام و اعتراض‌هاي ضد جنگ و... در مقابل همه واكنش نشان مي‌‌دهد و در نهايت دوستي را مي‌يابد، عاشق مي‌شود و به افتخار مي‌رسد. با اين كه روند شخصيت‌پردازي به نظر ساده‌انگارانه مي‌آيد اما جذابيت كار چنان است كه سطحي بودنش چندان به چشم نمي‌آيد و اين امر بيش از هر چيز به بازي فوق‌العاده هنكس معطوف مي‌شود. او خود در مورد شخصيت فارست گامپ در جايي گفته است: «گامپ چارلي چاپليني است كه نقش لورنس عربستان را بازي مي‌كند. اين فيلم در مورد مردي است كه در زندگي‌اش تجربيات و فراز و نشيب‌هاي بسياري را پشت سر مي‌گذارد. درست مثل همه ما تام هنكس نقش‌‌هاي بسيار متفاوتي در پرونده كاري‌اش دارد. يكي از آنها فضانورد است كه در فيلم آپولو 13 تجلي پيدا كرد و در طي آن نقش جيم لاول را بازي كرد، يعني نقشي از يك انسان واقعي. ديگري ايفاي بازي در قالب يك انسان تبهكار است كه فيلم جاده تباهي در اوج اين نوع نقش‌‌هاي هنكس قرار دارد. او در اين اثر انساني منزوي و تنها است كه صفات خشن را يك جا با هم به همراه دارد. نقش آفريني هنكس در اين فيلم تحسين اغلب تماشاگران و البته منتقدان را برانگيخت، بويژه آن كه نقش مقابل هنكس در اين اثر بازيگر كهنه كاري مانند پل نيومن بود كه با خونسردي ديوانه‌كننده‌اش، ‌گنگستر‌نمايي تام هنكس را دشوار ساخته بود اما هنكس با موفقيت اين بازي را پشت سر گذاشت.

هنكس 3 تجربه نيز با استيون اسپيلبرگ دارد: اگه ميتوني منو بگير، ترمينال و نجات سرباز رايان و در هر 3 نيز درخشش قابل تحسين داشته است. تام هنكس در مورد چگونگي كار با اين كارگردان گفته است: «فرض كنيم تو آدمي هستي كه دست به آچارت خوب است و كارهاي تعمير خانه با توست. يك روز كسي مي‌گويد اين بسته را ببر در آن كارگاه و تحويل آن مرد بده و تو نمي‌داني كه داري به طرف كارگاه تاماس اديسن مي‌روي. اديسن هم تا تو را مي‌بيند مي‌گويد: «كجا بودي؟ من منتظرت بودم. آن بسته را باز كن يك آچار بردار و تا من دارم روي اين فونوگراف كار مي‌كنم، تو هم روي اين نور الكتريكي مشغول كار شو». تجربه فيلم ساختن با اسپيلبرگ همين است، تام هنكس در نجات سرباز رايان نقش كاپيتان ميلر را بازي مي‌كند كه در جريان جنگ دوم جهاني اكثر سربازان خود را از دست مي‌‌دهد و قرار است با نيروهاي اندك باقيمانده‌اش، يك سرباز ويژه را نجات دهد و نزد خانواده‌اش برگرداند.
به اعتقاد هنكس اين اثر «سرشار از هر پديده سينمايي است: يك فيلم گرافيكي، احساسي و ذهني با درامي روان‌شناسانه و قدرتمند كه همه نكات را زيرپوست شخصيت‌ها جاري ساخته است» در ترمينال نيز هنكس نقش يك مسافر را از يك كشور به نام كراكوژيا در شرق اروپا بازي مي‌كند كه وارد فرودگاه نيويورك مي‌شود اما طي مدت پرواز در كشورش كودتا شده است و چون آمريكا هنوز دولت جديد را به رسميت نشناخته است پاسپورت او نيز از درجه اعتبار ساقط است. بنابراين نه مي‌تواند به كشورش بازگردد و نه مي‌تواند وارد خاك آمريكا شود و مجبور است در سالن ترانزيت بماند تا وضعيت كشورش مشخص گردد.

بسياري معتقدند بين لحن جدي نيمه اول اين فيلم با لحن كمدي نيمه دومش، يك جور گسست به چشم مي‌خورد، اما آنچه باز در اين ميان قالبي پيوسته به اثر بخشيده است، بازي يكدست و شيرين تام هنكس است. نقش‌آفريني در قالب يك مامورFBI  كه به دنبال كلاهبرداري زيرك (با بازي لئوناردو دي‌كاپريو)‌ است، حضور تام هنكس را در فيلم اگه مي‌توني منو بگير رقم مي‌زند، اما نقش‌آفريني‌هاي متفاوت و متنوع هنكس همچنان در كارنامه‌اش پيداست.

يكي از بارزترين آنها فيلم كشتي شكسته است كه در آن هنكس به ايفاي نقش تاجري مي‌پردازد كه هواپيمايش ميانه اقيانوس سقوط مي‌كند و او مجبور است 4 سال را در يك جزيره ناشناخته به تنهايي سپري كند. اين فيلم براي هنكس آزموني سخت بود چراكه فيلم تقريبا تك بازيگر است. اعتقاد هنكس در مورد اين نقش دشوار چنين است: «بازيگري مثل يك واكنش است. بزرگ‌ترين وظيفه هم همين است و راه فراري وجود ندارد. چون شما تنها فرد حاضر جلوي دوربين هستيد. بعضي روزها كار در چنين شرايطي خيلي سخت بود هم از نظر فيزيكي هم از نظر روحي. چه كسي مي‌خواست نسبت به مردي كه در يك جزيره تنهاست حساسيت نشان دهد؟ افرادي مي‌گفتند بينندگان سينما هيچ وقت به تماشاي مردي كه تنها در يك جزيره گير افتاده نمي‌روند، اما اگر كارتان را درست و واقعي انجام دهيد و خودتان را درگير حس دروني درام كنيد، مطمئن باشيد احساس مطمئن و خالصي در طرف مقابلتان به وجود مي‌آوريد.

تام هنكس زماني در سينماي جهان به اوج رسيد كه بسياري نسبت به بازيگران معاصر سينما به سوي ياس حركت مي‌كردند و هنكس اين فرضيه را با ابطال مواجه ساخت. او كه با القابي نظير جيمز استوارت معاصر مورد يادآوري قرار مي‌گيرد يكي از متين‌ترين و دلچسب‌ترين شمايل بازيگري را امروزه به خود اختصاص داده است، آن سان كه حتي در برخي فيلم‌هاي ضعيف‌ نيز جلوه‌اي چشمگير داشته است. شايد يكي از دلايل اين موفقيت نگرش او به امر بازيگري در سينما باشد كه در قالب اين جملات تجلي يافته است: «براي من شالوده و اساس كار، سخنان هملت خطاب به بازيگران است. حرف‌هاي او ‌ به اعتقاد من  كلام آخر است. وظيفه ما اين است كه آينه‌اي را مقابل طبيعت قرار دهيم. انعكاس آن مي‌تواند خنده‌آور يا سرگرم‌كننده باشد كه در هر دو صورت خوب است. اما در هر شرايطي حاصل كار بايد همان قرار دادن آينه در برابر طبيعت باشد. ما بايد دائم در حال بررسي اين مساله باشيم كه چه هستيم، چگونه سر از اين عالم درآورديم و چطور سير زندگي را طي مي‌كنيم.

مهرزاد دانش‌



یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار