Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » هنری » هنری »  گزارشی از پشت صحنه «روز حسرت»
گزارشی از پشت صحنه «روز حسرت» چاپ
۱۶ شهريور ۱۳۸۷
Image با تشكر از اهالی نیاوران  
   جدا از مسئله ماورایی كه همیشه و در هر حالتی برای عموم مردم مورد قبول بوده و با استقبال روبه‌رو می‌شود، این‌بار با فهرستی از نام‌های درشت سینما و تلویزیون مواجه می‌شویم كه به جذابیت‌های بصری‌اش می‌افزاید.یك خانه بزرگ كه كم هم قدیمی نیست لوكیشن ثابت سریال «روز حسرت» است، جایی كه تمام وسایلش قدیمی است و بوی روزهای بچگی می‌دهد. گزارشی از پشت صحنه یك روز سریال روبه‌روی شماست آن روز فقط پوریا پور‌سرخ بود و فرامرز قریبیان كه از این دو هم قریبیان حاضر به مصاحبه نشد، اما تمام اطلاعات راجع به چگونگی داستان و نقش‌ها در گزارش ذكر شده. یك جایی حوالی شمیران لوكیشن ثابت سریال رمضانی«روز حسرت» به كارگردانی سیروس مقدم است.
«روز حسرت»نام تازه و اصلی سریال است، از اول وقتی نام سریال‌های مناسبتی به میان آمد خوابزده نام موقت سریال اعلام شد دلیل اینكه چرا به این نام تغییر یافته این است كه در حین نوشتن و جلو‌تر رفتن داستان كارگردان و نویسنده (علیرضا افخمی)به این نتیجه رسیدند؛ روز حسرت بیشتر با قصه ارتباط برقرار می‌كند. همان اول كه خلاصه قصه و نوعیت داستان برای مخاطب تعریف می‌شود این شبهه برای مخاطب به وجود می‌آید كه با توجه به اینكه فیلمنامه‌نویس همان است و همان كارگردان رهبری‌اش می‌كند، روز حسرت ادامه اغماست اما سیروس مقدم می‌گوید: «با پیش رفتن داستان مردم متوجه می‌شوند كه این كار هیچ ربطی به «اغما» ندارد.»
داخل خانه پر است از وسایل قدیمی به قولی حاجی بازاری بودن از سر و رویش می‌بارد، و همان اول بدون اینكه از عوامل فیلم نقش صاحبخانه فیلم كه همان فرامرز قریبیان است را بدانم حدس می‌زنم كه فرامرز قریبیان(حاج رضا سرمن) یك حاجی بازاری تمام‌عیار است و طبق معمول تمام قصه‌های بازاری امین و معتمد مردم محل و بازار؛ كسی كه مطمئن است؛ در زندگی‌اش تا به حال خطا نكرده و گناهی مرتكب نشده اما قصه، داستان دیگری را رو می‌كند. وسایل قدیمی خانه، با بوی اسپند قاطی شده و حس نوستالژیکی را برای‌مان زنده می‌كند، هنوز ضبط كار شروع نشده است و عوامل فیلم روی مبل‌ها لم داده‌اند و كانال‌ها را عوض می‌كنند و به مسابقه بسكتبال كه می‌رسند همانجا می‌ایستند و ادامه بازی را تماشا می‌كنند. از آن دور افشین سنگ چاپ همه را به كار دعوت می‌كند اما یك ربعی می‌گذرد تا همه كار را جدی بگیرند و بروند سر كارشان تا كار جلو‌تر بیفتد.
همه جا پر است از عكس‌های معصومه (لیندا كیانی) عروس اول خانواده سرمن كه همان اول قصه در یك تصادف از بین می‌رود و داستان اصلی شروع می‌شود. همین اتفاق باعث می‌شود نرجس (افسانه بایگان) كه زن خوب و دوست‌داشتنی است بتواند به برزخ سفر كند. نرجس وكیل خوبی است و سعی می‌كند تمام موكلینش زنانی باشند كه مورد ظلم واقع شده‌اند و او می‌تواند حقشان را بگیرد.
اما از عوامل بازیگران فقط پوریا پور‌سرخ سر صحنه است، او نقش پسر جوانی را بازی می‌كند كه در خانواده‌ای زندگی می‌كند كه در عین سنتی بودن روشنفكر هستند، یك مادر وكیل كه فكر می‌كند حق زنان در جامعه خورده شده، خودش نماد كاملی از یك خانواده روشنفكر است. نقش مسعود خیلی به مختصات یك انسان واقعی نزدیك است، ممكن است كه خیلی عقاید درستی داشته باشد اما گاهی پیش می‌آید كه پا روی خط قرمزها می‌گذارد، خطا‌هایی را مرتكب می‌شود كه همین اشتباهات باعث می‌شود آرامشش‌هم در این دنیا و هم در آخرت به هم بریزد. اما این وسط یك دوستی وجود دارد كه تمام این بیراهه رفتن‌ها و به جاده خاكی رسیدن‌ها زیر سر اوست. رحیم نوروزی كه نقش حامد را در سریال بازی می‌كند با تاثیرات زیادی كه روی مسعود دارد باعث می‌شود كه این آدم اشتباهات زیادی را مرتكب شود.
چهره او را در دو سال گذشته در سریال‌های مناسبتی دیده بودیم، اول با صاحبدلان كه خیلی‌ها معتقد بودند یكی از بهترین سریال‌های مناسبتی است و پورسرخ نقشش را به خوبی ایفا كرده، و شاید همین خوب بازی كردن موجب شد كه از او برای پروژه سینمایی محمدحسین لطیفی «روز سوم» دعوت شود. اما سال پیش در همین ماه در سریال« شكرانه » بازی كرد كه بین سریال‌های پارسال با كمترین استقبال مخاطبان روبه‌رو شد،‌ خودش كه این‌طور فكر نمی‌كند: «هنوز هم معتقدم سریال خوبی بود و سریال خوبی ساخته شد اما سریالی كه پخش شد چیز دیگری بود! ما قسمت ۱۲ دقیقه‌ای داشتیم، تمام جذابیت‌های قصه به خاطر اینكه شاید زورش نرسید گرفته شد. یك جمله كوتاه تمام حرف‌های مرا كامل می‌كند، اینكه ما اجازه نداشتیم در فیلم مثلث عشقی داشته باشیم و نقشی كه برای حامد بهداد در نظر گرفته شده بود و حتی صحبت‌هایش را هم با او كرده بودند، با این تفاسیر از داستان و سریال حذف شد!»
بعد از این سریال در مطبوعات خواندیم كه پوریا پورسرخ قصد ندارد كه در سریال و تلویزیون فعالیت داشته باشد، اما دیدن نامش در بین بازیگران «روز حسرت» ما را متعجب كرد!
خودش هم قبول دارد كه چنین حرفی را زده و واقعا در برنامه آینده كاریش نبوده. «اما وقتی پیشنهاد نقش بهم شد می‌بایست آدم باهوشی نباشم تا آن را قبول نكنم! كار با خود سیروس مقدم از دلایل اصلی بود و حضور بازیگرانی مثل فرامرز قریبیان كه به سادگی در سینما هم پیدایش نمی‌شود و افسانه بایگان كه به گزیده‌كاری معروف است. فكر كردم اگر نقش را از دست بدهم اشتباه بزرگی كرده‌ام این نقش به نظرم خیلی خوب پرداخته شده و آقای مقدم با قاب بندی‌های مناسب، حركت‌های دوربین و میزانسن خوبی كه داشت خیلی از باری كه روی دوشم بود را برداشت.»
بعد از اینكه گریم‌اش تمام می‌شود به سرعت خودش را برای بازی كردن آماده می‌كند.
روی تمامی پوشه‌ها نوشته شده قسمت سیزدهم و به نظر می‌رسد كه همچنان مثل سال‌های قبل تا آخر ماه رمضان كار ادامه پیدا كند و حتی به روز پخش هم برسد.
قبل از اینكه تمرینی در كار باشد تمام حركاتش را با خودش چك می‌كند، طوری جدی با خودش صحبت می‌كند كه اگر دوربین و اعضای فیلمبرداری در كار نبود هر فرد اضافه‌ای كه آنجا حضور داشت شك نمی‌كرد كه احتیاج به یك روانكاو دارد!
اول قرار است كه تمرینی با كارگردان تمام حركت‌های نمایشی را چك كند، چگونگی نشستن، حركات بدن و...
قصه شب اتفاق می‌افتد اما ساعت چیز دیگری را نشان می‌دهد، ساعت شش و نیم بعدازظهر است جلوی پنجره بزرگ را با یك برزنت زخیم پوشانده‌اند. بعد از اینكه تصویر می‌رود خود سیروس مقدم از جایش بلند می‌شود و می‌رود كه تخت را مرتب كند، تا این حد نسبت به همه چیز وسواس به خرج می‌دهد. به نظر می‌رسد كه با این حد حساسیت زیاد كار با او كمی سخت باشد اما پوریا پور‌سرخ این‌طور می‌گوید «كار كردن با سیروس مقدم خیلی راحت است، در صورتی‌كه اول كار وقتی قرار داد بسته شد با آن زمان كم، حس كردم كه كار سختی را پیش رو دارم اما این‌طور نبود. كار با آقای مقدم خیلی تجربه شیرینی است، به نظرم برای هر بازیگری خوب است كه به هزار و یك دلیل با ایشون همكاری داشته باشد.»
پوریا پورسرخ (مسعود) قرار است كه از در وارد شود به تخت خالی همسر از دست رفته‌اش یك نگاه بیندازد (انگار كه می‌داند آنجا حضور دارد) و صدایش را از آن عالم بشنود كه می‌گوید: «من می‌دونستم كه تو تركم می‌كنی اما خودت نمی‌دونی كی؟» بر می‌گردد و با تعجب و ترس نگاه می‌كند و كات!
اما این فقط توضیح نوشتاری صحنه است، چراغ‌خوابی كه به واسطه آن اتاق روشن می‌شود كلید مستقیمش خراب است و كنترل از راه دور دارد، كسی پشت دوربین، می‌شود مسوول روشن خاموشی چراغ‌خواب خراب! یك موقع دست پوریا پورسرخ زود می‌رود سمت چراغ و بار دیگر چراغ زود‌تر از دست او روشن می‌شود.
در ا ین زمینه پیش‌بینی سیروس مقدم كاملا درست از آب در می‌آید، فرامرز قریبیان خیلی آدم خوش قولی است و عصبانی از راه می‌رسد و كاركنان گروه سعی می‌كنند كه او را آرام كنند. اما وقتی از او می‌پرسیم كه پیش‌بینی‌اش راجع به استقبال عموم از سریال چیست؟ سر باز می‌زند و می‌گوید كه به طور یقین نمی‌تواند بگوید ولی با توجه به تجربه و شناخت او از كارهایی كه كرده است و با توجه به پارامتر‌هایی كه به كار برده، به نظر می‌رسد كه جذب مخاطب دارد اما چند درصد و چقدر را نمی‌تواند تخمین بزند.
این‌طور می‌شود كه ضبط كردن همین صحنه چند دقیقه‌ای، چند ساعت طول می‌كشد. بعد از اینكه بالاخره دست مسعود و روشن‌كننده با هم هماهنگ می‌شوند نوبت به صدای معصومه می‌رسد، فیلم گرفتن از یك زاویه دیگر، یك‌بار پوریا پورسرخ سر می‌خورد، یك‌بار تخت روبه‌رویی مرتب نیست، یك بار دیگر قبل از تمام شدن صدا بلند می‌شود و بالاخره بعد از هفت هشت‌بار و به طور كل بیست و چندبار این سكانس به پایان می‌رسد. اواسط سكانس كارگردان به جز اینكه نگران گرفتن یك سكانس خوب است و حساسیت‌های خودش را دارد، نگران این است كه فرامرز قریبیان بسیار فرد خوش‌قولی است و می‌داند بیرون منتظر نشسته است تا كار تمام شود و نوبت گرفتن سكانس طولانی و سخت بیرونی او می‌شود.
پوریا پورسرخ از اینكه با كسانی مثل فرامرز قریبیان و افسانه بایگان هم‌بازی شده، خوشحال است. حدس می‌زنیم كه بازی كردن همراه این دو بازیگر حرفه‌ای خیلی سخت باشد و مجبور شود تمام تلاشش را بكند كه بهترین بازی را از خودش به نمایش بگذارد. اما بر خلاف حدس ما كار به نظرش خیلی ساده می‌آید «همیشه در ارتباط برقرار كردنم با فردمقابل موفق بوده‌ام خیلی بازیگران خوبی به پستم خوردند و در مورد برخورد با هیچ كدام‌شان من به كوچك‌ترین مشكلی برنخوردم.»
در مورد مهراوه شریفی‌نیا هم همینطور می‌گوید كه هیچ مشكلی با او هنگام فیلمبرداری نداشته، مهراوه شریفی‌نیا بعد از بازی در سریال«ساعت شنی» به نظر رسید كه به مدیوم سینما علاقه‌مند شده و قبول كردن نقشش در این سریال چنین فرضیه‌ای را اثبات می‌كند. مهراوه شریفی‌نیا نقش همسر دوم مسعود(فریده) را بازی می‌كند كه بسیار بسیار همسرش را دوست دارد ولی مشكلاتی از قبیل ضعف اخلاقی كه در زندگی‌اش دارد باعث می‌شود كه روز به روز از شوهر و خانواده شوهرش دور شود. به یاد عكس‌های روی میز می‌افتم كه پر بود از زن اولی كه طی یك تصادف از دنیا رفته بود و حتی یك عكس از فریده پیدا نمی‌شود. وقتی خلاصه داستان را كه در خبر‌ها آمده است، می‌خوانیم برای‌مان جذابیت دارد چه برسد به اینكه یك كارگردان باشید و یك همچه فیلمنامه‌ای به شما پیشنهاد شود.
اولین جذابیت برای سیروس مقدم داستان ماورایی بوده و دوران برزخ و دومین دلیل برای قبول این پروژه موفقیتی است كه سال پیش سر سریال اغما با علیرضا افخمی داشته و با توجه به نوعیت داستان حدس می‌زده كه با استقبال عموم روبه‌رو شود. «كار كردن در این پروژه خود من را به وجد آورد، حدس می‌زنم كه برای مردم هم جذابیت كافی را داشته باشد.»
هوا تاریك شده و اذان می‌گویند، آقایی با داد و فریاد وارد لوكیشن می‌شود و ادعا می‌كند كه تیم فیلمبرداری مزاحم او و خانواده‌اش شده و همانطور فریادزنان در حیاط می‌چرخد و تهدید می‌كند. اینكه تیم فیلمبرداری چطور مزاحم آنها شده است را سر در نمی‌آورم و اینكه چرا چراغ‌های گردان قرمز در كوچه نور انداخته است را هم نمی‌دانم فقط به این فكر می‌كنم كه آیا این فرد از آن دسته از مردمی نیست كه افطاری‌شان را تند تند پشت سر هم قورت می‌دهند و بعد از آن با یك بالش جلوی تلویزیون منتظر سریال‌های ماه رمضان، یكی بعد از دیگری می‌شوند تا از دیدن آنها لذت ببرند؟
هنوز هم قانع نشده و اعتقاد دارد كه آنها مزاحم هستند هر چه زود‌تر باید جمع كنند و بروند. اگر آخر تیتراژ سریال نزند با تشكر از اهالی نیاوران من كه اصلا تعجبی نمی‌كنم.
از جلوی پوریا پورسرخ رد می‌شوم و می‌بینم كه سخت مشغول تمرین است و تند و تند پشت سر هم دیالوگ‌هایی كه قرار است روبه‌روی حاج رضا سرمن بزند را حفظ می‌كند و همچنان به این فكر می‌كنم بازی كردن جلوی فرامرز قریبیان كار سختی است.
‌ ● این کارگردان همیشه لبخند می‌زند
زمان استراحت و افطار است كه سراغ سیروس مقدم می‌روم برای گپ كوتاه؛ منشی صحنه می‌گوید كه دیشب تا دیروقت مونتاژ بوده و امروز هم از صبح سر كارند اگر لازمه بیدارش كنم؟ حدس می‌زنم كسی كه نخوابیده اگر كامل نخوابد بدخلق می‌شود. می‌گویم اگر بداخلاق نمی‌شوند، و جواب می‌شنوم تنها چیزی كه هیچ وقت در چهره سیروس مقدم پیدا نمی‌شود عصبانیت است. حالا بیشتر درك می‌كنم كه چرا پوریا پورسرخ گفت؛ كار كردن با سیروس مقدم كار ساده‌ای ا‌ست.  
   
 
 
 
 
   گزارش : روزنامه کارگزاران
 
یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار