| فاني و الكساندر ساخته اينگمار برگمان |
|
| ۲۲ شهريور ۱۳۸۷ | ||
منشور شفاف و عظيم فاني و الكساندر در ميان فيلمهاي پرشمار كارنامه برگمان از چند لحاظ نمونهاي استثنايي و منحصر به فرد است. اگر تا پيش از همچون در يك آينه (1962)، بعضي از فيلمهاي او (آن هم نه فيلمهاي چندان معروف و معتبرش) حاوي لحظاتي طنز و كمدي هم بودند، اما از همچون در يك آينه به بعد، تقريبا در همه آثار اين فيلمساز، فضاي سنگين و تراژيك و سردي حاكم است كه فيلمساز حتي براي تعديل آن به كمك اندكلحظههايي فرحبخش و متعادلتر نيز كوشش نميكند. اما فاني و الكساندر از اين لحاظ نمونهاي منحصر به فرد در كارنامه اين فيلمساز است. گذشته از مثلا فلوت سحرآميز (1975) كه اصولا فيلمي شاد و سرزنده و عافيتطلب است، فاني و الكساندر فيلمي است كه در عين ارائه دغدغهها و دلمشغوليهاي هميشگي برگمان و با حفظ لحن تراژيك و رويكرد سراسر پرسش و فلسفي خود، گرما و طراوتي دارد كه آن را از ديگر فيلمهاي برگمان متمايز ميكند. فاني و الكساندر بيش از آن كه تماشاگر را به ياد سينماي هنري اروپا بيندازد، با الگوي روايي كلاسيك و قصهگوي سينماي آمريكا آشنايش ميكند. برگمان با فاني و الكساندر به سنت ملودرام قرن نوزدهم بازميگردد و البته اين سنت را با شيوههاي مدرن روايت و همانطور كه گفته شد با دغدغهها و دلمشغوليهاي هميشگي خود تلفيق ميكند. مخاطب عام شايد تاب تحمل اغلب آثار دهه 1960 برگمان را نداشته باشد، اما اين فيلم روان و قصهگو با آن رنگآميزيهاي شاد و گرماي بينظير خود و با مدت زماني نزديك به 200 دقيقه، آنچنان مخاطبش را درگير ميكند كه گذر زمان تقريبا احساس نميشود. الكساندر در زيرزمين خانه او با پسر جواني آشنا ميشود كه قدرتهاي خطرناكي دارد. آن دو با استفاده از همين قدرتها خانه كشيش را به آتش ميكشند و در نهايت فاني و الكساندر به آغوش گرم خانواده پدري برميگردند. اين خلاصه داستان بسيار كلي با چنان ظرايف و جزييات و طرحهايي پرداخت شده كه تقريبا در كارنامه برگمان نظير ندارد. ماجراهاي پرهيجان يك خانواده پرجمعيت در اوپسالاي سالهاي آغاز قرن، پيش از هر چيز دستمايهاي است براي تعريف يك داستان زيبا و گرم و جذاب و در عين حال عميقترين و انديشمندانهترين پرسشها در باب مفهوم هستي، مرگ، امر ديني و هر آنچه كه در طول بيش از نيم قرن دغدغههاي هميشگي برگمان بودهاند. اگر تا پيش از اين برگمان اين مفاهيم را فقط با عدهاي محدود و طيفي نخبه و روشنفكر در ميان ميگذاشت، با اين فيلم با مخاطب انبوه آشتي كرد و از طريق بيان پرسشهاي خود از زبان الكساندر، پسربچه صاحب تخيل، اين پرسشها و دغدغهها را تسري داد. با اين فيلم (كه بالطبع با استقبال تماشاگران نيز مواجه شد) برگمان محبوبيتي دوچندان به دست آورد و پس از 5 سال تبعيد خودخواسته، به وطن بازميگردد. گذشته از نسخه سينمايي فيلم، فاني و الكساندر به صورت يك مجموعه تلويزيوني 5 ساعته نيز نمايش داده شد و در سال 1983 تبديل به موفقترين فيلم خارجي اسكار شد و 4 جايزه گرفت؛ فيلمبرداري، طراحي صحنه، طراحي لباس و البته بهترين فيلم خارجي. ضمن اين كه پيش از اين هم مجموعه كاملي از جوايز ديگر را در چنته داشت كه جايزه گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي سال، جايزه سزار در بخش بهترين فيلم خارجي و جايزه منتقدان بينالمللي جشنواره فيلم ونيز ازجمله آنها بودند. سالنامه جهاني راهنماي بينالمللي فيلم به مناسبت انتشار بيست و پنجمين شماره خود در سال 1988 از خبرنگارانش از 37 كشور جهان درخواست كرد تا بهترين فيلمهاي عمرشان را طي سالهاي 1962 تا 1987 انتخاب كنند كه بين 10 فيلم برتر انتخاب شده، فاني و الكساندر پس از هشت و نيم (فدريكو فليني) رتبه دوم را به خود اختصاص داد. اين پرهزينهترين فيلم برگمان (و سينماي سوئد) بود و در عين حال كه به لحاظ مقياسهاي عظيم و پرزرق و برق و فاخر نمونهاي مثالزدني در سينماي سوئد بود، اما همچنان بهترين صحنههايش دربردارنده فضاها و تعاملهاي درونياند و بخصوص نسخه گسترشيافته تلويزيوني آن بسيار <برگمانيتر> از آن چيزي است كه در نگاه اول استنباط ميشود. فاني و الكساندر حاوي واضحترين و پختهترين دغدغههاي فيلمساز است كه براي اولين بار در هياتي صميمانهتر و ملموستر ظاهر شدهاند. هرچند براي تماشاگران غيرجدي اين جذابترين فيلم برگمان است، اما به قول هميش فورد، براي تماشاگران صاحبنظر در حكم منشور شفاف عظيمي است كه دغدغههاي محوري كارنامهاي 40 ساله را بازتاب ميدهد. مسعود ثابتي
|
||