| محسن رضایی :اتفاقاً بنيصدر دربهدر دنبال پيروزي بود |
|
| ۳۱ شهريور ۱۳۸۷ | ||
سؤال- با اجازه شما يك گريزي به وقايع كردستان مي زنم. احزاب يا گروهك هاي كُومله و دموكرات كردستان بارزترين تشكل هاي ضد انقلاب و تجزيه طلب در كردستان بودند.اين گروه ها براي نسل جوان ناشناخته اند.لطفا توضيح بدهيد اين ها به دنبال چه اهدافي هستند و به كجا وابسته بودند؟ حادثه كردستان حادثه مهمي بود كه قبل از جنگ شروع شد محسن رضايي:حادثه كردستان يك هفته بعد از پيروزي انقلاب در مهاباد شروع شد. حزب دموكرات كردستان از فرصت فقدان دولت مركزي استفاده كرد و با حمله به پادگان ارتش توپ هاي 105ميليمتري را به كوههاي اطراف بردند و مراكز دولتي را مورد هدف قرارمي دادند. سؤال- يك توضيحي هم درباره اين «هيئت حسن نيت» معروف كه از طرف دولت موقت اعزام شده بود بدهيد.بازماندگان اين ها كه غالبيا در نهضت آزادي هستند مدعيند كه پيشاپيش موافقت شوراي انقلاب راكسب كرده بود اما گفته مي شود كه امام بعداً اظهار ناراحتي كردند و گفتند اينها بدون نظر و مشورت من رفته اند؟ دولت موقت براي اعزام هيئت حسن نيت با امام مشورت نكرده بود محسن رضايي: در مورد «هيأت حسن نيت» بايد گفت كه چون شوراي امنيت ملي در اختيار نخست وزير موقت بود و سيستم فكري آنها نيز اين بود كه حزب دمكرات يك گروه انقلابي و خودي هستند كه اكنون چون ناراحت و عصباني شده اند چند شهر را گرفته اند، لذا گروهي را براي مذاكره با آنها فرستادند.اگرچه زماني اين حزب عليه شاه مي جنگيد اما اولين شورش عليه انقلاب را هم رقم زدند.البته حزب دموكرات حتي در زمان شاه نيز قيام مسلحانه نكرده بود مگر در جنگ جهاني دوم كه شوروي كشور را اشغال و يك حكومت به اصطلاح دمكراتيك در آذربايجان درست كرده بود كه در آن زمان نيز حزب دمكرات با آنها همراهي كرد. اما زماني كه شوروي عقب رفت حزب دمكرات هيچ گاه عليه شاه دست به سلاح نبرد . اما اين ها بلافاصله عليه انقلاب اسلحه به دست گرفتند. لذا اينها نمي توانستند خودي باشند و مذاكره با چنين گروهي معلوم بود كه از موضع ضعف خواهد بود و آنها به جاي همراهي و دادن پاسخ مثبت، قضيه را حمل بر ضعف دولت مركزي مي كردند و اوضاع بدتر مي شد كه همينگونه نيز شد. نتيجه مذاكره «هيأت حسن نيت» اين شد كه گروهك هاي شورشي دل و جرأت بيشتري پيدا كردند و ما با تلفات سنگينتري توانستيم سنندج و ساير شهرها را آزاد كنيم. سؤال- برويم سراغ جنگ هشت ساله.به نظر شما علت اصلي شكست عمليات كلاسيك ارتش در زمان بني صدر چه بود؟ ناكارآمدي ارتش و اصل انجام عمليات بصورت كلاسيك يا لو رفتن اطلاعات؟ شما فكر مي كنيد بني صدر واقعا به دنبال پيروزي بود يا خودش موجبات شكست را فراهم كرده بود؟ اتفاقاً بني صدر در به در به دنبال پيروزي بود محسن رضايي: اتفاقاً بني صدر دربدر به دنبال يك پيروزي بود. اين شخص اگر يك پيروزي به دست مي آورد چنان بر كشور مسلط مي شد كه شايد هيچ كس نمي توانست او را از جايش تكان بدهد. لذا وي خيلي تلاش كرد كه بتواند حتي تپه اي كوچك را آزاد كند تا بواسطه آن تبليغاتي انجام دهد اما نتوانست.بني صدر بعضاً در خط مقدم جبهه نيز وارد مي شد و بسيار به دنبال پيروزي بود. بنابراين مشكل اصلي، بيشتر در ساختار فرماندهي و مديريت و تاكتيكها و روشهاي جنگ در دوره او بود. تاكتيكها و توانائي هاي نظامي به كار گرفته شده در زمان بني صدر قابليت و ظرفيت كافي را براي تغيير موازنه قوا به نفع ايران را نداشت. بنابراين مشكل، بيشتر به ساختارهاي نظامي كلاسيك و تفكرات كلاسيك حاكم بر جنگ در دوران بني صدر باز مي گردد. سؤال:آيا عملياتهاي پارتيزاني و چريكي كه شهيد چمران تحت عنوان جنگهاي نامنظم همراه گروههاي ديگر در اوايل جنگ صورت داد، موفق بودند؟كمي درباره نتايج اين قبيل جنگ ها و ميزان تاثير آنها بر روند آزادسازي توضيح بدهيد؟ عمليات پارتيزاني و چريكي بيشتر نقش تثبيت كنندهي جبههها را داشت محسن رضايي: اين عمليات بيشتر نقش تثبيت كنندگي جبهه ها را داشت چون عمدتاً پارتيزاني و به صورت شبانه انجام مي شد، نهايتاً چند تانك، مي زدند يا چند اسير مي گرفتند . شايد اسرائي كه در جنگهاي نامنظم گرفته شده كمتر از 500 نفر يا كل تانكهايي كه زده شده كمتر از 100 دستگاه بوده است و شايد ارتش عراق تنها از 100 كيلومتر مربع عقب نشيني كرده باشد اما فايده بزرگ اين عمليات بازداشتن ارتش عراق و زمين گير كردن آن بود. بنابراين به عنوان كمكي براي تثبيت خطوط دفاعي نقش مؤثري داشتند و كميت براي آنها ملاك نبود. سؤال:من هميشه اين سوال در ذهنم بوده كه چرا سپاه عمليات آزادسازي خود را از استان خوزستان آغاز كرد؟ چرا ابتدا به سمت جبهه شمالي و مياني نرفتيد؟آنجا هم شهرهاي مهمي از دست رفته بود. عراق براي تسلط بر شمال خليج فارس چشم طمع دوخته بود محسن رضايي: دليل اصلي اش اهداف ارتش عراق بود.مهمترين هدفي كه عراق از نظر سياسي و اقتصادي دنبال مي كرد منطقة خوزستان بود. درست است كه براي ما تمام وطن از نظر زمين و خاك ارزش معنوي يكساني دارد اما تمام نقاط مرزي ايران براي دشمن ارزش سياسي ـ اقتصادي يكساني ندارند. خوزستان به دليل ارزش سياسي ـ اقتصادي خاص خود متفاوت از ديگر مناطق مرزي بود. سؤال: يكي از علل اصلي شكست عمليات رمضان استفاده از تك جبهه بود، پس چرا در عمليات والفجر مقدماتي و والفجر 1 نيز از همين تاكتيك استفاده شد؟ آيا بعد از هر عمليات نقاط قوت و ضعف مورد توجه قرار نمي گرفت؟ آيا قائل به شكست در اين عملياتها هستيد؟ اين واقعيتي است كه در عمليات رمضان و والفجر شكست خورديم محسن رضايي: اين واقعيتي است كه ما در عمليات رمضان و والفجر مقدماتي شكست خورديم .البته در بعد ظاهري، چراكه در بُعد معنوي شكست را قبول ندارم و بنابراين نام براي اين عملياتها از عبارت «عدم الفتح» استفاده مي كنم ، به اين معني كه از نظر معنوي شكست را نپذيرفتيم اما از نظر فني و نظامي يك شكست محسوب مي شد. سؤال:از دليل تشكيل «قرارگاه رمضان» بگوييد. آيا قرارگاه رمضان در جبهه شمالي نمي توانست بن بست جنگ در سالهاي 63- 62 را برطرف سازد؟ سه هدف در عراق داشتيم؛ بصره، بغداد و كركوك محسن رضايي: چرا مي توانست و به همين علت هم ما محور شمال عراق را فعال كرديم. بطور كلي ما در عراق سه هدف اصلي داشتيم كه ارزش برنامه ريزي داشت: بصره، بغداد و كركوك.فاصله ما تا كركوك خيلي زياد بود و حتي در برخي مناطق بيشتر از فاصلة ما تا بغداد اما امكان خوبي كه ما داشتيم مسئله جمعيتي بود يعني جمعيت ساكن دراطراف كركوك را اكراد معترض به دولت عراق تشكيل مي دادند و ما مي توانستيم با استفاده از اختلاف ها و اعتراض هايي كه نسبت به حزب بعث و دولت عراق داشتند، پتانسيل جديدي در جنگ عليه دولت صدام بوجود آوريم.
|
||