| جاسبی گلوگاه ها را وامدار خود کرده است |
|
| ۲۸ آذر ۱۳۸۷ | ||
|
مصاحبه با سلیمی نمین افشاگری درباره ارتباط و نقش کردان، بادامچیان، علیخانی و... با مفسده جاسبی. . . ● به عنوان نخستین سوال درباره تخلفات گسترده یی که شما در اظهارات تان اشاره کرده اید من می خواهم ببینم چرا اساساً شما به این نقطه رسیدید که شاید بشود لفظ افشاگری را برایش به کار برد. آیا واقعاً امکان ندارد از طریق اطلاع به مراجع قانونی و آگاه کردن نهادهای قانونی و امنیتی به خصوص نهادهای ذی صلاح و ذی ربط به این تخلفات رسیدگی کرد؟ بسم الله الرحمن الرحیم. در ابتدا من توضیح می دهم که هیچ بحثی را علیه دانشگاه آزاد مطرح نکردم. باز هم تاکید می کنم به هیچ وجه خطاب ما دانشگاه آزاد نیست. دانشگاه آزاد سرمایه یی است متعلق به ملت ایران و تلاش های بسیار زیادی برای رشد دانشگاه آزاد صورت گرفته است، خیلی ها زمین داده یا پول داده اند. من خیلی ها را می شناسم که هم زمین واحدی را اهدا کردند و هم ساختمانش را ساختند. چه ایرانی های خارج از کشور که البته همه شان بعدها با دانشگاه آزاد دچار مشکل شدند ولی این کار را کردند به دلیل علاقه یی که به کشورشان دارند. بنابراین دانشگاه آزاد متعلق به این ملت است. هیچ کسی با دانشگاه آزاد مشکلی ندارد. برعکس به همین دلیل بهتر است از برخی پلشتی ها طاهر بشود. باید برخی ایراداتی را که در مدیریت دانشگاه آزاد وجود دارد پی بگیریم تا بتوانیم برطرف کنیم. شما به نکته خوبی اشاره کردید، خب علی القاعده اگر یک تخلفی را در جایی تشخیص دادیم و به مستنداتی برای آن تخلف رسیدیم آن را اول باید به مراجع قانونی منتقل کنیم. من این کار را کردم. نامه نوشتم، اولین مدارکی را که در رابطه با تخلفات آقای جاسبی بوده به مقامات قضایی ارجاع دادم ولی باید به صراحت خدمت تان عرض کنم که پیگیری نکردند. حتی پیرو این قضیه چند بار تلفنی صحبت کردم که پس چه شد؛ در این قضیه نه من را به عنوان شاکی خواستید، نه به عنوان کسی که مدارکی را ارائه کرده از من توضیح خواستید و نه کسی را که من متهم می کنم به تخلف و در واقع تعدی به اموال عمومی احضار کردید. الان چند ماهی است که از این قضیه دارد می گذرد و کاری نشده و من اینجا باید به صراحت بگویم خیلی امیدوار نیستم در مورد آقای جاسبی اقدامی صورت بگیرد. به دلیل اینکه نه فقط آقای جاسبی بلکه هر کسی که بخواهد هر تخلفی در سطح کلان انجام بدهد قبلش یک تمهیداتی می اندیشد. من فکر نکنم آدم هایی که در سطح کلان خواسته باشند یک کارهایی بکنند بی گدار به آب بزنند. خب طبیعی است که او هم یک محاسباتی می کند و برنامه ریزی می کند. برای اینکه بتواند مصونیت پیدا کند. آیا آقای جاسبی توانسته برای خودش حاشیه امن پیدا کند یا خیر؟ من قطعاً بهتان می گویم که ایشان برای خودش حاشیه امن درست کرده و بهترین گواه هم اینکه خیلی ها از آقای جاسبی شکایت کرده اند ولی حرفشان به جایی نرسیده است. به این دلیل من به این جمع بندی رسیدم برای اینکه بتوانیم با تخلفاتی که آقای جاسبی مرتکب شده برخورد دقیق و سنجیده یی داشته باشیم. باید افکار عمومی را در جریان قضیه قرار بدهیم و افکار عمومی از قوه قضائیه مطالبه کند. قطعاً من با شما هم عقیده هستم. در قوه قضائیه هم آدم های بسیار سالم و خوبی داریم و هم آدم هایی داریم که به دلایل عدیده وامدار آقای جاسبی شدند و من می توانم بگویم یا به آنها مدرک داده شده یا اینکه در دانشگاه آزاد استخدام شدند یعنی به دلایل مختلف یک ارتباطاتی که در واقع در امر قضا ایجاد اخلال می کند، ایجاد شده است. من موارد دقیقش را می توانم به شما بگویم که حاصل این اخلال در روند قضا در کجاها است. بنابراین به این جمع بندی رسیدم که باید افکار عمومی را در این قضیه به میدان آورد. بعد که افکار عمومی به میدان آمد قطعاً دستگاه قضایی ما پرونده آقای جاسبی را به قاضی خواهد داد که این قاضی کسی نیست که وامدار آقای جاسبی باشد. ● آقای سلیمی نمین شما با به میدان آوردن افکار عمومی در واقع دارید هزینه بسیار گزافی را به نظامی که خودتان متعلق به آن هستید وارد می کنید. افشاگری علیه نهادی مثل قوه قضائیه یا این گونه بحث ها مبنی بر اینکه بعضی از قضات وامدار دانشگاه آزاد هستند. آیا نهادی مثل وزارت اطلاعات در این مملکت وجود ندارد یا نهادی به اسم سازمان بازرسی کل کشور. آیا دادسرای عالی قضات هم وامدار آقای جاسبی است که صدا به هیچ کس نمی رسد؟ بگذارید در همین حد سخن را کوتاه کنیم و وارد جزئیات نشویم، آقای جاسبی از خدا می خواهد که ما خودمان را درگیر نهاد دیگری بکنیم و او از این قضیه فرار کند. من به طور کلی می گویم. ● اسناد و مدارک چی؟ عرض کردم مواردی را که می خواهم اثبات کنم سند و مدرکش را خدمت تان می دهم. اینکه می گویید مراکز مختلفی در قوه قضائیه وجود دارد بنده هم قبول دارم که وجود دارد اما نمی توانم امروز بگویم که چه کسی وامدار آقای جاسبی هست. دقت می کنید من شناخت دقیق دارم، بعضی ها را می دانم که دقیقاً وامدارند. بعضی ها را نمی دانم، بعد در عمل با آنها مواجه می شوم که احتمالاً باید یک چیزی پشت صحنه وجود داشته باشد. ببینید کاری که آقای جاسبی می کند طوری است که اصلاً در پیشانی هیچ کس مهر نمی خورد. این مکانیسم به صورت پنهان عمل می کند. یک موقع شما می توانید بفهمید این آدم دارای وابستگی به فلان مساله هست یا نیست؟ اما کاری که آقای جاسبی دارد می کند یک شیوه متفاوت است. شما باید بروید یک سال یا دو سال پشت یک دری معطل بمانید و تازه بفهمید که این فرد یک وابستگی هایی دارد و یک جوری وامدار شده است. اینکه شما می فرمایید این برای نظام ما هزینه دارد، هزینه این مساله برای نظام ما خیلی بیشتر است که مردم ببینند تخلف در جایی صورت می گیرد و هیچ کاری نمی کنند. در مورد آقای هادوی تخلف صورت گرفته است. آقای خاتمی هم این مساله را تایید کرده، رئیس نیروی انتظامی تایید کرده، بازرس ویژه تایید کرده، همه تایید کردند اما هیچ کاری صورت نگرفته است. آیا انتظار دارید آقای هادوی یا کسانی که در جریان پرونده آقای هادوی هستند، نسبت به نظام اصلاً بدبین نشوند؟ ببینید این هزینه برای نظام خیلی بیشتر است.این هزینه خیلی بیشتر است که مردم ما شاهد یک تخلف باشند بعد رئیس نیروی انتظامی بر این تخلف تایید بگذارد. این باید نوشته شود که در دوران آقای خاتمی هیچ کس هیچ کاری نتوانست بکند و نکرده است. ● آقای سلیمی نمین شما روزنامه نگار هستید، شما ساختار سیاسی این کشور را می شناسید و می دانید که اگر نهاد قدرت، نهاد دولت و نهاد های رسمی نتوانند در اموری وارد بشوند به معنای ضعف نظام است. آیا این را قبول دارید؟ شما یک طرف قضیه را دارید می بینید. چرا نمی فرمایید که این طرف به دلیل حضور طولانی در ژست ریاست قدرتمند است یعنی رئیس جمهور حداکثر چهار سال می تواند رئیس جمهور باشد. خب این رئیس جمهور بر اساس قانون اساسی یک حدود اختیاراتی دارد. چرا این طرفش را نمی گویید. اگر کسی ۳۰ سال در راس یک قدرتی بود شاید توانمندی اش از رئیس جمهور به مراتب بالاتر شود. آقای جاسبی نزدیک به ۳۰ سال در راس یک قدرت و یک سری امکاناتی بوده است که نه محاسبه شده، نه نظارت شده، نه پاسخگو بوده و اصلاً شفاف سازی نکرده است. لااقل یک دستاورد این هزینه ها این است که برای اولین بار بعد از نزدیک به ۳۰ سال آقای جاسبی اعلام می کند ما از این به بعد اموال مان را در سایت خواهیم گذاشت - که من مطمئنم همه را نخواهد گذاشت - به هر حال یک گام به جلو است. این گام حاصل چیست ؟ ماحصل افکار عمومی هست یا نیست؟حاصل اینکه ما توانستیم افکار عمومی را با بعضی از واقعیت ها آشنا کنیم اگر ما می رفتیم پشت درهای مختلف می ایستادیم آیا به این نتیجه می رسیدیم ؟ از شما سوال می کنم؟ قطعاً نمی رسیدیم. من توانسته ام از طریق کمیته مردمی که تشکیل داده ام فقط یکی از تخلفات را منتشر کنم. امیدواریم امکانی فراهم شود تا بتوانیم همه تخلفات مالی و تخلفات مختلف را در قالب مستنداتی که مردم بتوانند ببینند، ارائه بدهیم. قطعاً آنجا مسائل جور دیگری رقم خواهد خورد. وقتی اولین سی دی در کمیته مردمی تولید شد جناب آقای شاهرودی دیدند و بسیار متاسف شدند و پیگیری کردند. برای اولین بار آقای جاسبی رفت طرف بازپرسی در حالی که قبلاً می دانستید چقدر شکایت از آقای جاسبی مطرح شده بود؟ و هیچ کس هم مطلع نبود. ● لطفاً یک آمار بدهید؛ آقای جاسبی چند تا شاکی دارد؟ خیلی، خیلی. در این مدتی که من دارم کار می کنم از اقصی نقاط کشور نامه هایی دارم که مردم می گویند جاسبی زمین ملت را گرفته است. مثلاً این نامه را یک روستایی با زبان خودش نوشته و آدرس من را هم پیدا نکرده و آن را برای مطبوعاتی که مطلب من در آن درج شده ارسال کرده و گفته است تو را به حضرت عباس آنها آن را به دست من برسانند و از من خواسته که آن را پیگیری کنم. من هم اصلاً امیدی ندارم که پیگیری شود، چون می دانم آقای جاسبی نقاط حساس را قبلاً شناسایی کرده است. من می توانم این را به شما ثابت کنم که او گلوگاه ها را خوب شناخته است و می تواند حداقل این پرونده را در چم و خم بیندازد. ● چرا پرونده فروش سوالات به نتیجه نرسید. قاضی مربوطه چه کسی بود، آیا قاضی مربوطه بخشی از آن گلوگاه ها است؟ نه. بلایی بر سر قاضی این پرونده و بازپرس این پرونده آوردند که خودش یک بحث مفصلی دارد. می خواهم فقط این نکته را بگویم. مطمئنم با این روش کاری نمی شود، الا اینکه من این مسائل را به گوش افکار عمومی برسانم. من هم از خدا می خواهم از کار نویسندگی و پژوهشم نیفتم. ولی در اینجا و در بعضی پرونده ها به جای کسی که زمینش را غصب کرده، خودش را متهم کردند و به این جرم ایشان محکوم شده است. ● آقای سلیمی شما از کمیته مردمی حرف می زنید و از تلاش انفرادی که انجام می دهید. البته شما چندان تنها هم نیستید. چرا فعالیت های شما در رابطه با دانشگاه آزاد و افشاگری های شما و حتی تلاش هایتان برای جلوگیری از تخلفات آقای جاسبی همزمان با موضع گیری های سیاسی دولت در رابطه با دانشگاه آزاد بود. دیدگاه های شما همزمان با حرفی که آقای رئیس جمهور می آید و در جمع مردم می گوید که باید علیه دانشگاه اقدام انقلابی کرد، مطرح شد. چرا تا حالا سکوت کردید؟ اگر اهل پژوهش هستید به مقاله من در کیهان هوایی و بعد در تهران تایمز مراجعه کنید.حساسیتم نسبت به این قضیه از زمانی شروع شد که من در کیهان هوایی شاهد این تخلفات بودم چون عمدتاً در آن نشریه مخاطب ما جامعه نخبه بود. یکی از بحث های اساسی آن موقع بحث عدم پیروی آقای جاسبی از قوانین کلان آموزش عالی کشور بود. آن موقع آقای جاسبی آنقدر احساس قدرت نمی کرد که پاسخگو نباشد، آن موقع وقتی کیهان هوایی از آقای جاسبی می خواست که نماینده بفرستد، می فرستاد. الان آقای جاسبی که خودش را اصلاً با هیچ کس در کشور برابر نمی داند. آن موقع غالباً آقای نجفی را می فرستاد که مسوول بین الملل دانشگاه آزاد بود. ● این گفته را که باید علیه دانشگاه اقدام انقلابی کرد را چطور تعبیر می کنید که در یک اجتماع بسیار مهم رئیس یک دولتی این گونه علیه یک نهاد آموزشی موضع بگیرد. اساساً معنی این سخن رنگ و بوی اهداف سیاسی دارد یا ندارد؟ آقای احمدی نژاد باید جملات خودش را خودش تفسیر کند. بنده پاسخگوی اظهارات دیگران نیستم. من تنها چیزی که می توانم بگویم اینکه حساسیتم نسبت به تخلفات آقای جاسبی متاثر از دولت آقای احمدی نژاد نیست. این یک بازی است که آقای جاسبی دنبال می کند. از شما به عنوان یک روزنامه نگار فهیم انتظار دارم شما این بازی را پس بزنید. آقای جاسبی می خواهد بگوید آقای احمدی نژاد با آقای هاشمی دو رقیب هستند و این رقابت ادامه پیدا کرده است. آقای احمدی نژاد برای اینکه آقای هاشمی را تحت فشار قرار بدهد، آمده است و مساله دانشگاه آزاد را مطرح کرده و من در واقع قربانی این دعوای سیاسی هستم. ● من می گویم این تخلفات اول باید در دستگاه قضایی کشور، دستگاه امنیتی کشور و نهادهای رسمی اثبات شود تا ما در ملاء عام به کسی اتهام بزنیم یا بگوییم این دستگاه قضایی فاسد است، آیا این روش درست است؟ این را هم بحث کردیم و گفتیم در بعضی گلوگاه های قوه قضائیه احتمال دارد افرادی وامدار جاسبی شده باشند مثلاً در سی دی دومی که کمیته مبارزه با تخلفات آقای جاسبی به زودی منتشر خواهد کرد یک اموالی است که متعلق به ۵۰۰ هزار تا یک میلیون بازنشسته کشوری است. این بازنشستگان جزء محروم ترین اقشار جامعه هستند. در سال ۷۱ آقای جاسبی به عنوان رئیس دانشگاه آزاد با سازمان بازرسی کل کشور یک موافقتنامه منعقد کرده است. این موافقتنامه ضمن اینکه خودش هیچ ارزشی ندارد، اصلاً خلاف قانون است. چرا که این سازمان یک سازمان دولتی است و اموالش را نمی تواند براساس یک موافقتنامه واگذار کند. باید حتماً به مزایده بگذارد و مراحل خاص خودش را طی کند تا تبدیل به یک قرارداد شود. این توافق را در سال ۷۱ چه کسی امضا کرده؟ ریاست قبلی سازمان بازنشستگی. خیلی خب این آقا به چه دلیلی چنین تخلفی انجام داده است؟ اینجا مشخص نیست. مثلاً وقتی بررسی می کنید فکر می کنید این آدم به امور حقوقی خیلی وارد نبوده است یا شاید یک دلیل دیگری داشته است ولی مدیر بعدی آمده (آقای ثابت ) و آقای جاسبی پیگیری کرده که ما یک موافقتنامه داریم که طبق آن باید عمل شود. آقای ثابت گفته این موافقتنامه غیرقانونی است، اصلاً حق نداشته مدیری چنین چیزی را امضا کند. آقای جاسبی بلافاصله رفته توی مسیر قوه قضائیه، چرا؟ برای اینکه رای بگیرد. رئیس شعبه ۳ دادگاه عمومی به نفع آقای جاسبی حکم داده است، مستنداتش هم هست. این توافق را معتبر دانسته و یک کار دیگر هم که محل تامل است حکم الزام تنظیم سند صادر کرده است یعنی بدون رضایت این سازمان که حرفش هم درست بوده و قانونی است، الزام تنظیم سند داده و سند را به نام دانشگاه آزاد صادر کردند. به نام یک موسسه غیرانتفاعی (خدیجه کبری) که اصلاً متعلق به دانشگاه آزاد هم نیست و فقط متعلق به آقای جاسبی و همسرشان است سند را گرفته اند. او نام دانشگاه آزاد، تابلو و امکانات دانشگاه آزاد را به نفع مسائل شخصی خودش به کار گرفته است. بعد بلافاصله موسسه خدیجه کبری این ملک را به دانشگاه آزاد اجاره داده و رقم های کلانی را ماهانه از دانشگاه آزاد می گیرد. بعد از مدتی دیوان محاسبات اداری کشور، می آید موسسات و سازمان ها را مورد بررسی قرار می دهد و مشخص می شود تخلف بارز صورت گرفته و ریاست قبلی سازمان بازنشستگی را محکوم کردند. بعد حکم صادر می شود که برای مدت ۶ ماه یک چهارم حقوقش را پرداخت می کند. ● از بحث منحرف شدیم. من مستندات شما را درباره گلوگاه ها می خواهم. اجازه بدهید من اثبات کنم این ریاست قبلی سازمان بازنشستگی یک گلوگاه هست یا نیست.کمیته مبارزه با تخلفات این قضیه را بررسی کرده که این افراد کی هستند. شاید آنها نمی دانستند. البته در مستندات آمده است که آقای فلانی را به دادسرای انتظامی قضات معرفی کردند. ولی متاسفانه قوه قضائیه با اینکه هیات نظارت و سازمان بازرسی به آیت الله نمازی نامه نوشته که آقا این تخلفات صورت گرفته و این ملک ها باید برگردد (من خدای نکرده نمی خواهم به آقای نمازی توهین کنم ولی در ایران یک ساختاری داریم، آقای نمازی ارجاع می دهد به زیر مجموعه اش) هیچ اقدامی نشده است و هنوز هم این ملک دست آقای جاسبی است و هنوز هم این پیرمردها، پیرزن ها از میلیاردها تومان سرمایه شان محروم هستند. بزنگاه ها اینها است، رئیس صندوق بازنشستگی کشور بزنگاه نیست؟ رئیس یک شعبه بزنگاه هست یا نیست؟ وقتی بررسی کردیم فهمیدیم که این آقای فلان بحث دکترایش مطرح است. در همان ایام از دست مبارک آقای جاسبی دکترا گرفته است. البته آن آقا در وبلاگ شخصی خودش نوشته من در کنکور سراسری قبول شدم، نگفته دکترایش را از آقای جاسبی گرفته است. اما ما رفتیم در سایت خود دانشگاه آزاد و دیدیم که نوشته در تاریخ فلان آقای فلان دکترا از دانشگاه آزاد گرفته است. همه اینها را داریم، قاضی هم همین طور، قاضی در همان موقع به استخدام آقای جاسبی درآمده است. این طبق آیین دادرسی خلاف محرز است؛ اگر کسی که مستخدم یک سازمان هست نتواند پرونده های مربوط به آنجا را رسیدگی کند. علاوه بر این تخلف بارز، حکم قاضی آنچنان پرمساله است که بازرسان نوشته اند ایشان باید به دادسرای عالی انتظامی قضات برود. ● آقای جاسبی چطوری این گلوگاه ها را به خودش وا مدار می کند؟ آنها هم باید بررسی شود، ما هنوز آنها را بررسی نکردیم. یعنی فرصتی نداشتیم. ولی آمدیم این پرونده را گرفتیم و مطالعه کردیم، جست وجو کردیم. کاری که باید شما بکنید من انجام دادم. من از شما سوال می کنم اگر یک میلیون بازنشسته که با ماهی ۱۵۰ هزارتومان زندگی می کنند بفهمند میلیاردها تومان از پول شان با یک زدوبندی از جیب شان خارج شده نسبت به نظام چه تفکری خواهند داشت؟ من می دانم که اینها به اعتماد عمومی لطمه می زند. اما اگر من بتوانم با متخلف برخورد کنم اعتماد عمومی را تامین خواهد کرد. ● آقای سلیمی نمین شما در قزوین می گویید که آقای جاسبی در بین نمایندگان مجلس با شیخ قدرت علیخانی در چپ و آقای بادامچیان در راست، معامله می کند و بخشی از آن گلوگاهی را هم که می گویید همین جا است. اما و مهم تر از آن در جایی می گویید کسانی که از جاسبی در مفسده های مدیریتی وی حمایت می کنند در آن مفسده شریک هستند. سوال من این است که وقتی ۲۵۵ تن از نمایندگان مجلس از آقای جاسبی حمایت می کنند آیا ۲۵۵ نماینده مردم در این مفسده شریک هستند؟ ۲۲۰ نفر بودند. این یک بحث دیگری است، بحث تحقیق و تفحص است. ما آن موردی را می گویم که آقای جاسبی طیف وسیعی از احزاب و گروه ها را ارزیابی کرده و آنها را به خودش وابسته کرده است. ● و می گویید این وابستگان هم در مفسده مدیریتی شریک هستند؟ من می گویم در اسلام یک اصل هست. اگر شما تخلفی را دیدید و با آن تخلف برخورد نکردید در گناه متخلف شریک هستید. ● بگذارید درباره همان آدم هایی که در قزوین راجع به آنها صحبت شده حرف بزنیم. بیاید راجع به آقای بادامچیان یا راجع به آقای شیخ قدرت علیخانی صحبت کنیم. اشکالی ندارد. ببینید آقای بادامچیان دکترایش را از دانشگاه آزاد گرفته است ولی مدرک دکترایشان هیچ مشکل ندارد و ایشان واقعاً مدرک را براساس زحمت و تلاش خودش گرفته است.من زمانی یک نامه خصوصی دادم به آقای عسگراولادی. آقای عسگراولادی هم از آنجایی که انسان بسیار سالمی است در ذیل نامه من نوشته بود که فلانی (آقای بادامچیان) برادر دلسوز ما نامه یی نوشته که نکات قابل توجهی دارد. این را بررسی کنید. آقای بادامچیان یک جوابیه به من نوشت که البته جوابیه ایشان اصلاً هیچ ارتباطی به اظهارات من نداشت. نکته حائز اهمیت این است که من یک نامه خصوصی نوشتم و عسگراولادی هم یک نامه خصوصی نوشته است. بعد از مدتی، ما از موقعی که این کارها را شروع کردیم، یکسری مدارکی برای ما آوردند. در این مدارک نامه من به آقای عسگراولادی بود و پی نوشت آقای عسگراولادی و نامه آقای بادامچیان به من هم بود. همه اینها را آقای بادامچیان کپی کرده و برای آقای جاسبی فرستاده بود. آقای جاسبی هم زیرش نوشته بود آقای فلانی مسوول حراست جهت پیگیری، من نمی فهمم اینها چه ربطی به مسوول حراست دارد. من نامه دیگری به آقای عسگراولادی نوشتم که آقای عسگراولادی مطالب من کاملاً تایید شد. مشخص است که بعضی ها موتلفه را سکوی پرتاب خودشان قرار دادند. شما نامه من را به کسی ارجاع دادید که به جاسبی گزارش کار می دهد. من صحبت از تخلف ایشان نکردم.گفتم جاسبی او را وامدار کرده، وامدار از این شاخص بیشتر که بنده نامه خصوصی می نویسم به رئیس حزب موتلفه و آقای بادامچیان آن را ارجاع می دهد به آقای جاسبی. این کار غیراخلاقی است. این یک شاخصی است که اگر با آقای عسگراولادی هم صحبت کنید وام دار شدن آقای بادامچیان را از این استنباط می کند. من البته مدارک دیگری هم دارم. الان نمی خواهم با شیخ قدرت وارد یک صحنه چالشی بشوم. چون بهترین امتیاز برای آقای جاسبی است، اما بهترین نشان از وامدار بودن آقای شیخ قدرت نسبت به آقای جاسبی همین بس که دروغ هایی را به اظهارات من نسبت داد و نشریه اش منتشر کرد که اصلاً من بیان نکرده بودم. ● شیخ قدرت که دیگر دکترا نگرفته است؛ چه نیازی به جاسبی دارد؟ حالا نیازهایش را هم بعد می گویم. می گویم که چه ارتباطاتی بین اینها ایجاد شده است. من هم کمی شم سیاسی دارم و می دانم که جبهه آقای جاسبی را یکجوری زیاد نکنم. ببینید من نمی توانم امروز صد نفر را در برابر خودم قرار بدهم بعد یک تنه با این صدنفر مقابله کنم. آقای شیخ قدرت علیخانی آمده حرف هایی را به من نسبت داده که اصلاً در نوار نیست. من به نشریه تابان نامه نوشتم که آقا سی دی من را منتشر کنید یا اگر منتشر نمی کنید تکذیبیه من را منتشر کنید و بگویید که اینها نبوده است. من از شما سوال می کنم وامدار بودن آقای شیخ قدرت در این قضیه به اثبات می رسد یا نه؟ ببینید تشکل های مختلف دانشجویی دارند از من حمایت می کنند. الان ایشان فکر کرده چه جوری می تواند میان من را با این دانشجویان به هم بریزد. این سناریو طراحی شده است. آقای شیخ قدرت یک سری عبارات را در اظهارات من جا می دهد. ● من می گویم چرا باید وامدار آقای جاسبی باشد؟ بگذارید بعد بگویم. ببینید آقای «ک» معاون قدرتمندی در رسانه ملی بوده، او یک معاون ویژه بوده است. فکر می کنید آقای جاسبی برای چه ایشان را در دانشگاه آزاد استخدام می کند؟ برای اینکه او را وامدار خودش بکند. چرا آقای جاسبی مراحل علمی ایشان را تا سطح دانشیاری پیش می برد. چرا؟ مگر اطلاع ندارد مدرک ایشان در حد فوق دیپلم است. ● البته آن آقا توانست مجلس را فریب بدهد، فریب دادن آقای جاسبی که کاری ندارد؟ اصلاً بتواند آقای جاسبی را فریب بدهد اما دانشگاه را نمی تواند فریب بدهد. شما نمی توانید با مدرک جعلی بروید دانشگاه و ادعا کنید من دکترا دارم. بلافاصله استعلام می کنند، چه از دانشگاه داخلی باشد چه از دانشگاه خارجی باشد. بعد از استعلام استخدام می شوید. حالا جهت اطلاع شما بگویم که آقای جاسبی مستقیماً خودش دستور داده آقای «ک» استخدام شود. عرض کردم ایشان از مرحله دانشیاری یک مرتبه به پروفسوری رسیده بودند. چرا آقای جاسبی چنین کاری می کند؟ چون مثلاً درباره همین زمین آقای هادوی که آقای جاسبی برای تصاحبش هر شب حمله به آنجا می کرد، یک زمان برنامه در شهر می رود و یک گزارش تهیه می کند و می خواهد حملات آقای جاسبی را پخش کند. با یک تلفن آقای فلانی قضیه را متوقف می کند، در حالی که (در شهر) رفته بود آنجا و با خانواده آقای هادوی صحبت کرده بودند،گزارش تهیه شده بود. می خواهم همین را بگویم که آقای جاسبی گلوگاه ها را وامدار خود می کند. آقای فلانی یک گلوگاه بود، این گلوگاه آلوده و وامدار شده است. مثل روز روشن است که جاسبی به او امتیاز می دهد و در ازای آن چه می خواهد. اما در قضیه این آقا چه شد که بعد آقای جاسبی جا خالی داد؟ ببینید، آقای فلانی قبل از اینکه به آقای احمدی نژاد پیوند بخورد به آقای جاسبی مرتبط است.آیا احتمال نمی دهید که نزدیک شدن آقای فلانی به آقای احمدی نژاد خودش یک بحث است که قابل تامل باشد. یا اینکه مثلاً آقای دیگری که به احمدی نژاد نزدیک شدند و چهره عوض کردند. چون قبلاً هم در بسیاری از جلساتی که آقای جاسبی دعوت می شدند آن آقا را به جای خودش معرفی می کردند. آیا این چرخش آنها قابل تامل نیست؟ اگر جایی بخواهد دولت آقای احمدی نژاد را خراب کند به آقای عباسپور می گویند برو ببین مدرک دکترای ایشان جعلی است یا خیر؟ از آقای عباسپور خواسته شده بود که برود ببیند مدرک دکترای کردان صحت دارد یا خیر؟ چرا باید ایشان بیایند بگویند کردان فوق لیسانس و لیسانس هم ندارد. این به نظر من قابل تامل است. یعنی در واقع آقای جاسبی الان می خواهد او را قربانی کند و قربانی کردنش هم به نظر من خیلی دور از عقل نیست. یعنی آقای جاسبی در حین بی اعتبار کردن یک عنصر یک بی اعتمادی برای دولت آقای احمدی نژاد را هم رقم می زند. چرا رسانه های ما نگفتند آقای جاسبی شما چندین سال برای امتیاز گیری یک نفر را با فوق دیپلم در دانشگاه، دانشیار کردی، چرا هیچ کس در این قضیه جاسبی را مخاطب قرار نداد ؟ امروز نباید آقای جاسبی محاکمه شود و مورد بازخواست قرار بگیرد؟ چرا برای اهداف و امیال خودت داری بیشترین لطمات را می زنی. چرا کسی سوال نکرد؟ ● شما می گویید آقای جاسبی اتاق تاریک یا اتاق پنهان صدور مدرک دارد. آیا دلیل واضح و روشن دارید؟ بله و برای آنکه حرفم روشن شود بهتر است دانشگاه اعلان کند به چه کسانی مدرک داده است یا چه کسانی در آنجا درس خوانده اند. شما یک روزنامه نگار هستید. بررسی کنید این آدم های وزیر و وکیل و مقام عالیرتبه قضایی درس خوانده یا درس نخوانده اند؟ شما باید بررسی کنید، مثلاً نماینده مجلسی که در سال فلان از تهران رفته می توانسته در طی این مدت علاوه بر وظایف نمایندگی، یکهو از دیپلم بیاید دکترا بگیرد. این را شما باید بررسی کنید و آقای جاسبی را تحت فشار قرار دهید. ما هم خوشحال می شویم که یک وزیر در دوران وزارتش دکترا گرفته است. البته دکترا این نیست که بنده یک شکلات میل می کنم و دکترا بگیرم. دکترا گرفتن یک معنای خاصی دارد، تحصیل دارد، تز دارد، تحقیق دارد. ● مستند شما مبنی بر اینکه ایشان حیاط خلوت صدور مدرک دارد، فقط همین است؟ نه خیر فقط این نیست. عقل و درایت حکم می کند از آقای جاسبی که خودشان گفته اند من به مسوولان داده ام ابتدا سوال شود به چه کسی مدرک داده شده است. ● ایشان می گوید طبق قانون به هر وکیلی، وزیری، رعیتی که بیاید مدرک می دهیم. خب اعلام کند. شما مگر نمی توانید مراجعه کنید به عقل تان که هیچ وزیری نمی تواند همزمان با وزارت مدرک دکترا هم بگیرد. چرا این پرسش را از آقای جاسبی نمی کنید. وقتی ایشان می گوید من به یک وزیر دکترا دادم ایشان به کدام وزیر دادند؟ من اگر بخواهم اسم ببرم باید با آن نفر درگیر شوم و وارد یک دعوای حقوقی بشوم که آیا تو درس خواندی یا نه؟ ● آقای سلیمی نمین، شما باید تک تک مثال بزنید تا ما هم بتوانیم کارنامه آنها را بررسی کنیم. اجازه بدهید من اول اثبات کنم ایشان در مورد آقای هادوی ظلم کرد. ما در هر مورد که بخواهیم صحبت کنیم قطعاً یک سی دی توسط کمیته مردمی با تک تک مستندات منتشر می کنیم. مردم قضاوت کنند که من مستند دارم و هم قضاوت می کنند که حرف من درست است یا حرف آقای بادامچیان. ● آقای سلیمی حالا که صحبت از انتشار ریزنمرات شد، برای اینکه بفهمیم یک نفر درس خوانده مدرک گرفته خب باید ریزنمراتش منتشر شود. شما از جاسبی بخواهید لیست را منتشر کند، وقتی کرد آن موقع من مدارک خودم را رو می کنم و آن موقع می توانیم بگوییم آیا یک وزیر عقلاً و منطقاً می تواند وزیر باشد و دکترا هم بخواند؟ در هیچ جای جهان پیدا نخواهید کرد که کسی وزیر مملکت باشد و دکترا هم گرفته باشد. مگر اینکه آقای جاسبی یک فرمولی پیدا کرده باشد که بتوانند اینها با هم جمع بشوند. این را آقای جاسبی باید اثبات کند. ● خب وقتی شما می گویید من مدرکی دارم که عبدالله جاسبی در انگلیس با مظفر بقایی در ارتباط بوده بعد آقای جاسبی هم مدعی می شود مدرکی دارم که همسر فلانی با سرکرده منافقین در پاکستان تماس دارد. ارتباط با جریان مظفر بقایی بحثی نیست که من بگویم چون به جنبش دانشجویی در خارج از کشور مربوط است. افرادی که در راس اتحادیه انجمن های اسلامی و اروپا در واحد انگلیس بودند آدم های شناخته شده یی هستند که در اول انقلاب هم رفتند سراغ آقای هاشمی. این نکته در خاطرات آقای هاشمی هم آمده است. در حالی که این بچه ها بعداً آمدند به عنوان دفتر مطالعات تاریخ ایران با من مصاحبه کردند. آقای علی فرزین که پارسال محروم شد، آقای دکتر فرمرد، آقای عبد مامون زاده و آقای عبدالحمید بچه های انجمن اسلامی آنجا بودند و چندتایی دیگر هم هستند که آقای هاشمی خودش نام می برد که به عنوان اعضای تعیین کننده اتحادیه انجمن های اسلامی واحد انگلیس آمدند با من راجع به یک موضوعی صحبت کردند. بعضی از آنها آمدند خاطرات شان را گفتند. آن هم هست به عنوان مستنداتی که خاطرات ضبط شده است. آقای جاسبی خودش این موضوع را رد نمی کند. آنجا تشکیلاتش را داشتند. بنده مستند دارم ولی آقای جاسبی بیاید و بگوید از کجا چنین چیزی را درآورده است؟ یا ایشان باید با منافقین در پاکستان شنود داشته باشد یا باید وزارت اطلاعات گفته باشد. اگر خودش یا وزارت اطلاعات شنود داشته اند بیایند قضیه را منعکس کنند، چرا نمی کنند؟ اگر واقعاً همسر من در سال ۶۷ با مسعود رجوی ارتباط داشته آقای جاسبی باید سند خودش را رو کند تا وزارت اطلاعات پدر من و همسرم را در بیاورد. ● آقای سلیمی نمین همان طور که در مورد همسرتان مثال می زنید اگر واقعاً یک چنین چیزی هست باید دستگاه امنیتی می آمد و رسیدگی می کرد، اگر آقای جاسبی چنین موجود فاسد و دروغ سازی است چطور می تواند با این سطح از فساد مدیریت کند و با این سطح از دروغ سازی ها که برای ما مسلمانان گناه کبیره است مورد اعتماد باشد؟ این آدم چطور می تواند این همه سال ریاست دانشگاه را برعهده بگیرد؟ وقتی به گذشته اش نگاه می کنیم با حکم حضرت امام به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شده است و بعد در حزب جمهوری کار می کند. خب این فرد باید مورد اعتماد افرادی مثل شهید بهشتی و آقای هاشمی رفسنجانی و شخص رهبری قرار بگیرد. سوال خیلی خوبی است. آقای جاسبی به عنوان رئیس دانشگاه آزاد نه به عنوان شخص خودش، یک شخصیت حقوقی است. اصلاً بحث اعتماد نیست. آقای جاسبی نمی تواند از این به عنوان تاییدیه حضرت امام برای خودش استفاده کند. اینکه می گویید مورد اعتماد بعضی از آقایان است، خیلی ها اول آقای جاسبی را به عنوان یک شخصیت موجه قبول داشتند ولی بعدها از او جدا شدند. آقای میرسلیم و... اینها جزء هیات موسس بودند ولی بعد فاصله گرفتند. ● شما چه دلیلی دارید که رهبری از دانشگاه آزاد فاصله گرفته اند؟ خودشان اعلام کردند من سال ها است هیچ ارتباطی با دانشگاه آزاد ندارم و اصلاً هیچ تایید نمی کنم. ایشان در جواب دانشجوها این مطلب را به صراحت گفتند. ضمن اینکه دیگران هم همین کار را کردند. دیگران هم بعد از شناخت آقای جاسبی از ایشان فاصله گرفتند. الان فقط آقای هاشمی از شخصیت های طراز اول است که از وی حمایت می کند. آقای هاشمی هم قطعاً صحبت خودشان را دارند من کاری ندارم چرا و به چه دلیل حمایت می کند حتی حمایت ایشان هم دلیل موجهی نیست. مثلاً آقای جاسبی می تواند برود در محکمه یی بگوید چون آقای هاشمی از من حمایت کرده است، تخلف من را بررسی نکنید. ● در این مصاحبه هیچ چیز جدیدی به ما نمی گویید، برویم سراغ وکالت آقای عباس جاسبی و جواد جاسبی. شما می گویید آقای جاسبی به آقای عباس جاسبی وکالت داده اند و این کار به هر حال زمینه های سوءاستفاده آقای عباس جاسبی در قضایای دانشگاه آزاد و دخالت های آقای جواد جاسبی را باعث شده است. اولاً من می خواهم بگویم کدام سند دانشگاه به نام آقای عبدالله جاسبی است که ایشان در یک محضر وکالت بدهد که عباس جاسبی از آن استفاده بکند؟ آیا واقعاً عباس جاسبی به غیر از مدیریت روزنامه آفرینش نقش دیگری در دانشگاه آزاد دارد. یعنی یک الیگارشی مدیریتی حاکم است؟ آقای جاسبی اینها را جواب داد. گفت من در آستانه سفر حج وکالت دادم. آقای جاسبی در پاسخ بعد از انتشار این مطلب توسط دکتر ذاکانی، اعلام کرد چنین وکالتی بوده است. دفتر ثبت اسنادش هم هست که کی و در کجا و حتی مفادش وجود دارد. آقای جاسبی این موضوع را رد نکرد، گفت بله هست و در آستانه سفر حج چنین وکالتنامه یی صادر شد. پس نمی تواند تکذیب کند چون مدرکش هست. البته خود ماهیت روزنامه آفرینش که چه بوده و بعد چه شده خودش یک بحثی است که یکی از تخلفات آقای جاسبی است و من به آن نمی پردازم. الان روزنامه آفرینش خودش یک روزنامه مستقل خصوصی است. آقای عباس جاسی در دانشگاه آزاد سمتی دارد یا ندارد؟ آقای عبدالله جاسبی یک وکالت داده به برادرش در مورد اموال دانشگاه آزاد، آیا می تواند این وکالت را بدهد؟ نمی تواند این کار را بکند. اصلاً وکالت لازم نیست، دانشگاه آزاد مگر سیستم ندارد ؟ قائم مقام دارد، معاون دارد، معاون مالی- اداری دارد. مگر لازم است کسی وکالت بدهد، لازم نیست. اموال دولتی را نمی شود وکالت داد. چه کسی به آقای جاسبی چنین حقی را می دهد؟برای اینکه طی سال های طولانی هیچ نظارتی بر دانشگاه آزاد نبوده و آقای جاسبی واقعاً احساس تملک می کند یعنی طوری اداره کرده است که در واقع ملک خودش است. برخلاف آن چیزی که آقای جاسبی شایعه می کند این مسائل بعد از دولت آقای احمدی نژاد آغاز شد. اولین نامه یی که بعد از تصویب تحقیق و تفحص در مجلس هفتم- که آن موقع مشخص نبود چه کسی می خواهد سکان دولت را در دست بگیرد- نامه یی است که در اردیبهشت ۸۴ به مجلس می نویسد که دانشگاه آزاد خصوصی است و قانوناً مجلس نمی تواند در آن تحقیق و تفحص بکند. این نامه جزء اسناد مجلس است و در مجلس وجود دارد. چرا چنین فکر می کند؟ ● ولی دانشگاه آزاد دولتی نیست؟ دولتی نیست اما اموال عمومی است. صداوسیما اموال عمومی است، کیهان اموال عمومی است، اطلاعات اموال عمومی است، اینها هیچ کدام نمی توانند وکالت بدهند به برادرشان به خواهرشان. ایشان همه اختیارات دانشگاه را به برادرش تفویض کرده است. این به نظر شما به چه معنایی است؟ شما فقط در مورد اموال خودتان می توانید به کسی وکالت بدهید آقای محترم، اموالی که متعلق به شما است غیر از این است. در مورد اموال غیر می توانید وکالت بدهید؟ ● یک مقدار کمیته مردمی را شفاف کنید. در این کمیته مردمی چه کسانی عضو هستند چرا نمی روند جمع خود را ثبت بکنند. این یک کمیته مردمی است. کمیته مردمی که خیلی نیاز به ثبت ندارد. ● غیر از شما کسانی دیگر در آن فعالیت می کنند؟ بعضی از دانشجویان دانشگاه آزاد هستند، طبیعی است آنها نمی خواهند جاسبی پدرشان را در بیاورد. کمیته کارش شفاف است. بنده نامه رسمی نوشتم که آقای شاهرودی کمیته مردمی این چیزها را منتشر کرده است. قطعاً آقای شاهرودی یک تلقی داشته از این قضیه که دستور دادند آقای جاسبی را مورد بازپرسی قرار بدهید، والا باید می گفت که سلیمی نمین را دستگیر کنید. ● ولی آقای سلیمی شما حرف هایی را می زنید که تشویش اذهان عمومی است. شما دارید حرف های آقای جاسبی را تکرار می کنید. شما روزنامه نگار هستید و این را نگویید. تشویش افکار عمومی با رساندن حقوق جامعه، اطلاع جامعه از مسائلی که مربوط به اوست ایجاد نمی شود. من اگر حق مسلم مردم را به آنها اطلاع می دهم از شمای روزنامه نگار انتظار ندارم، بگویید تشویش افکار عمومی انجام داده اید. ● در مورد زمین آقای هادوی فیلم شما را دیدم. اولاً کمیته مردمی تلاش کرده و فیلمی را منتشر کرده ولی آیا اساساً انتشار یک فیلم، نیاز به مجوز دارد یا ندارد؟ چرا من خبرنگار نمی توانم یک فیلم مستند بسازم؟ این بد است یا خوب است؟ ● این خوب است اما اگر رانتی به شما داده باشند، بد است. این رانت است؟ ● بله چون دیگر روزنامه نگاران منتقد این رانت را ندارند اول بیاییم محتوا را بررسی کنیم و بعد من این را جواب بدهم. در این محتوایی که من ارائه دادم ایرادی وجود دارد یا ندارد؟ آیا بنده به صورت رانت یک سری پرونده یی را افشا کردم. الان در این سی دی کمیته مردمی مبارزه با فساد آقای جاسبی، آیا امر خلافی بیان شده یا نشده؟ هیچ ادعای خلافی مطرح شده یا نه؟ ● آقای جاسبی هم سندهایی دارد که این ملک به نام اشرف پهلوی بوده و مالکیت آقای هادوی محل تردید است. نکته دوم اینکه سندی هست که در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری ایشان امضا کرده اند و اجازه استفاده از این زمین را به دانشگاه آزاد اسلامی داده اند و به شخص آقای عبدالله جاسبی واگذار کردند. یعنی ایشان امضای مقام معظم رهبری را پای سندشان دارند. خب حالا این بحث درست تری است، چون آنجا به جایی نمی رسیدیم که آیا آقای جاسبی این کار را کرده یا نه. اگر سند به نام آقای هادوی بوده باشد در روز روشن نمی توانند شما را از ملکتان بیرون کنند. باید شب هنگام آن قدر شما را اذیت کنند تا شما از ملکتان فرار کنید. پس بگذارید اول این بحث دوستان را بررسی کنیم. آقای جاسبی گفته این ملک برای اشرف پهلوی بوده، درست است؟ خب چه ملکی را ما داریم بحث می کنیم؟دوم آنکه در آن سی دی، پلانش کشیده شده است که مال پلاک ۲۲۰ است. ● آقای سلیمی نمین شما فقط از ما سوال می کنید نه ما از شما. خب متاسفانه این کار کمی برای شما سخت است. من هم کمی از روزنامه نگاری می دانم. پلاکی که آقای جاسبی مدعی آن است ۱۷۳ است، که مال اشرف پهلوی است. این سندی که آقای جاسبی به افکار عمومی ارائه می دهد مال ملک ۱۷۳ است، اصلاً ربطی به ملک آقای هادوی ندارد. ما در مقابل آقای جاسبی با یک پدیده زر، زور و تزویر مواجه هستیم. الان داریم راجع به ملک ۱۶۸ صحبت می کنیم که بخشی از آن را به دانشگاه دادند و راجع به ۲۲۰ داریم صحبت می کنیم، این چیزی است که قبل از انقلاب سند این قضیه به نام مادر ایشان خورده و اصلاً در اینجا اشرف پهلوی نقشی ندارد.ببینید اینکه امضای آقای جاسبی هست یا نه؟ ایشان دو سال قبل از جریان یعنی ۶۶، آقای هادوی طی نامه یی شش دانگ پلاک ۲۴۰ که فرعی از ۱۲۰ است را به غیراز چند قطعه کوچک آن که در اختیار دانشگاه آزاد قرار دارد ولی این موضوع مورد موافقت حضرت آیت الله خامنه یی قرار گرفت و از آن تاریخ تاکنون... این نامه یی است که آقای جاسبی به آقای هاشمی می نویسد، این نظر به اینکه آقای هادوی شش دانگ پلاک ۲۴۰ و سهم خود از پلاک ۱۶۷ را به صورت رایگان با حفظ حقوق خود در قسمتی که سکنا دارد، به دانشگاه آزاد واگذار کرده است پس لذا در تاریخ مذکور این خانه و باغ و سایر تاسیسات مال خودش را در قسمت جنوبی نگه داشته است.نقشه را هم دانشگاه آزاد و هم هادوی امضا کردند، کار دانشگاه یک فریبکاری بزرگ است. او رفته یک سندی گیر آورده از اشرف، حالا آن فیلمی هم که درست کرده در خود دانشگاه آزاد آن بالا شماره و پلاکش را مشخص کرده، اصلاً این پلاک اشتباه است. دارد دروغ می گوید چرا شما باید دروغش را راحت بپذیرید. ملک آقای هادوی سندش ۲۴۰ است و بخشی از سند ۱۶۸، اصلاً اینها با هم ارتباط ندارد. ● حالا چرا آقای هادوی که یک روز زمین را بخشیده می خواهد آن را پس بگیرد؟ نمی خواهد پس بگیرد. همان قطعه کوچکی که مال خودش است را نیز آقای جاسبی از ایشان می گیرد. آقای جاسبی به خانه اش حمله می کند. جایی را که خودش توافق کرده بود... آقای هادوی یک نامه به آقای خاتمی می نویسد، آقای خاتمی دستور پیگیری می دهد، اول روزنامه ها مساله ایشان را منعکس می کنند. من از شما سوال می کنم آقای هادوی در ملک اشرف چه کار می کند؟ مگر نمی گویید که این زمین مال اشرف بوده است و بعد از انقلاب هم ملک اشرف مصادره شده، پس آقای هادوی در ملک اشرف چه کار می کند؟ در آنجا قبل از انقلاب خانه ساخته یا بعد از انقلاب ساخته است؟ خانه آقای هادوی قبل از انقلاب محل تردد آقای موسوی اردبیلی و آقای اشراقی داماد امام بوده و حتی آقای ناطق نوری به آنجا می رفتند. این خانه آقای هادوی کجا بوده که همه شخصیت ها در آن تردد داشته اند. او نزدیک به ۴۵ سال است آنجا خانه دارد. همان خانه یی که الان دارد توش زندگی می کند.فرض کنید قبل از انقلاب تردد نمی کردند. بعد از انقلاب آقای هادوی آمده در ملکی که مصادره شده خانه ساخته است. خب اینکه نیازی ندارد مثل گرگ ها شب با او برخورد کنید حتماً سندی وجود داشته ، مگر کار سختی بوده که آقای هادوی را از آنجا بیرون کنند. الان اگر کسی برود داخل ملکی که مال بنیاد مستضعفان است دمش را نمی گیرند و بیرون نمی کنند؟ چرا آقای جاسبی شب ها وارد می شدند؟خب، آقای جاسبی می تواند بگوید که این حرف ها همه در خط احمدی نژاد است اما این یک فریبکاری سیاسی است. در سی دی اول که توسط کمیته مردمی مبارزه با تخلفات آقای جاسبی منتشر شد همه مدارک و مستندات وجود دارد. ● من آن سی دی و فیلم نقد آن سی دی را دیده ام. پرسش نخست اینکه چه کسی در سال ۷۳ این تصاویر را ضبط کرده است؟ این تصاویر به وسیله آقای هادوی مالک زمین و اعضای خانواده ایشان گرفته شده است. چندین بار دوربین آنها را گرفتند و سرانجام آنها دوربین خود را در یک لوله کار گذاشتند و آن را بین درختان پنهان کردند. آقای جاسبی خودش در یک سندی که من به شما نشان دادم از آقای هادوی به خاطر اهدای زمین به دانشگاه تشکر کرده است اما پس از آن همانطور که گفتم به گواه گزارش آقای قالیباف،آقای جاسبی به صورت مرتب به ملک شخصی آقای هادوی تجاوز کرده تا آنها را فراری دهد. الان گناه آقای هادوی این است که بخش اعظمی از زمین خودش را به دانشگاه اهدا کرده است ولی یک قسمت کوچک از آن را می خواهد برای خودش نگه دارد. البته همانطور که به شما گفتم زمین خواری آقای جاسبی تنها منحصر به این مورد نیست بلکه زمین های بسیاری از روستاییان و شهرستانی ها را هم به زور تصاحب کرده اند. در گزارشی که آن زمان آقای قالیباف به عنوان فرمانده نیروی انتظامی برای آقای خاتمی رئیس جمهور وقت ارسال کرده است همه این اقدامات آقای جاسبی منعکس شده است. ● شما می گویید آن زمینی که دانشگاه آزاد به آن تجاوز کرده است ملک شخصی و محل سکونت آقای هادوی است اما در فیلمی که شما منتشر کردید من اثری از خانه نمی بینم؟ خیر، همان جایی که سیل آب در آن رها می شود و در واقع از سوی آقای جاسبی زیر آب می رود منزل هادوی است. ولی یک نکته تلخ تر ماجرا این است که آقای جاسبی آن زمان برای آنکه سیستم نیروی انتظامی را خنثی کند یک رشوه کلان به رئیس کلانتری داده بود تا مساله را پیگیری نکند، زمانی که آقای قالیباف مساله را بررسی کردند رئیس کلانتری را از سمتش عزل کرد. ● بسیار خب، اگر آقای جاسبی تا این حد نفوذ دارد و به قول شما گلوگاه ها را در اختیار گرفته است چرا هیچ کسی با ایشان برخورد نمی کند؟ آیا ایشان در کشور مصونیت دارند؟ این نکته را از خودتان بپرسید. مگر شما روزنامه نگار نیستید. مگر شما ادعای اصلاح طلبی ندارید؟ چرا سکوت کردید؟ الان هیچ کدام از روزنامه ها نمی پرسند که سلیمی نمین تو چه می گویی؟ اگر دروغ می گویم مرا رسوا کنند یا حتی در این زمینه تحقیقات کنند و مطالبی بنویسند. ● حالا چرا آدمی که تا این حد در کشور نفوذ و قدرت دارد رئیس جمهور نمی شود، او که به راحتی می تواند همه را به سوی خود جلب کند؟ جاسبی از سه عنصر زر و زور و تزویر استفاده می کند. آقای جاسبی هم از طریق رسانه ها علیه من دروغ منتشر می کند و هم اینکه می تواند به راحتی فیلم بسازد و بگوید زمین هادوی همان زمین اشرف پهلوی است. ایشان افراد اطراف خود را می ترساند. خیلی ها با من تماس می گیرند و می گویند اسناد زیادی از تخلفات جاسبی را در اختیار دارند اما می ترسند که آن را به من بدهند چون اگر از آنها استفاده شود جاسبی می فهمد که از جانب چه کسانی بوده است. آنها می گویند اجازه دهید اندکی جایگاه جاسبی متزلزل شود آن وقت اسناد خود را می آوریم. اگر جاسبی به دادگاه برود این اسناد را افشا خواهیم کرد. از سوی دیگر جاسبی به دنبال این نیست که محبوب شود. او به خوبی می داند که همه دانشگاه از وی متنفرند. استاد و دانشجو و کارمند از جاسبی متنفرند. اگر شما می خواهید یک نظرسنجی مخفیانه برگزار کنید. ایشان نمی خواهد محبوب باشد بلکه قلدری است که می خواهد همه به او نیازمند باشند. او یک بار در انتخابات شرکت کرد و دید که اصلاً جایگاهی ندارد. مثلاً اگر یک صدم افراد فعال در دانشگاه آزاد هم به وی رای می دادند خیلی بیشتر از این حرف ها رای می آورد. جاسبی نمی خواهد رئیس جمهور شود و اصلاً نیازی هم نیست که رئیس جمهور شود. الان با نفوذ همه کارهایش را پیش می برد. مثلاً پسر فلانی را اخراج می کند یا اینکه آبروی فلانی را می ریزد. ● سوال دیگرم این است که چرا فقط آقای سلیمی نمین از یک آزادی استثنایی برای افشاگری علیه آقای جاسبی برخوردار است. یعنی اگر فرد دیگری در کشور این گونه افشاگری کند یا به مساله مشابهی بپردازد بلافاصله با او برخورد می شود، ولی هیچ کس با شما کاری ندارد؟ برعکس، اتفاقاً در کشور ما برخی افترا و تهمت می زنند و راست راست هم راه می روند. هیچ کدام از حرف های من دروغ نیست و برای همه آنها سند و مدرک دارم. این بحث انحرافی است. آیا واقعاً آقای هاشمی رفسنجانی در قتل های زنجیره یی دست داشتند؟ خیر، ولی چرا بعضی افراد این مسائل را نوشتند و هنوز هم راست راست راه می روند؟، ● یعنی شما می گویید با آنها برخورد نشد؟ شاید بعضی روزنامه ها را توقیف کردند ولی برای مدیران مسوول و صاحبان امتیاز مشکلی پیش نیامد. مگر همین روزنامه ها ننوشتند آقای هاشمی در ترور سعید حجاریان دست داشتند و گفتند آقای مرعشی می خواست قاتل حجاریان را به پاکستان بفرستد. آن زمان رادار هواپیما خاموش شد و به اشتباه جای دیگری رفت. وقتی می شود در کشور به همین راحتی برخی دروغ ها را منتشر کرد شما تعجب می کنید که من چطور حرف راست می زنم. ● دقیقاً همین مساله عجیب است. عجیب زمانی است که سلیمی نمین بتواند دروغ بگوید و امنیت هم داشته باشد. من راست می گویم ولی راست گفتن هم برای شما عجیب است. ● نکته دیگر اینکه اسناد و مدارک شما همه محرمانه هستند؟ خیر، چه کسی این را گفته است. مثلاً خود آقای قالیباف یک نسخه از این نامه را به آقای هادوی دادند . هیچ کدام از این مدارک محرمانه نیستند. آقای قالیباف در این گزارش به رئیس جمهور اعلام کرده اند طبق بررسی ها به آقای هادوی ظلم شده است. ● ولی شما به مدارک و اسنادی دسترسی دارید که هر کسی به آنها دسترسی ندارد . آیا فقط از طریق جست وجو آنها را پیدا کرده اید؟ بله، اگر شما هم لطف کنید و در میدان مبارزه با تخلفات آقای جاسبی حاضر شوید و بتوانید اعتماد مردم را کسب کنید، این اطلاعات به دست شما هم خواهد رسید. ولی اگر شما و روزنامه شما اهل اصلاح طلبی بود باید بسیار زودتر به سراغ این مدارک می رفت. ● شما در سخنرانی خود گفته اید آقای جاسبی با استفاده از نفوذ خود درسیستم دانشگاه های دولتی مانع از سخنرانی می شود. آیا آقای جاسبی در دانشگاه های دولتی سراسر کشور هم نفوذ کرده است؟ بله، این حرف من مستدل است. ایشان در مورد بعضی از دانشگاه های دولتی مکانیسمی ایجاد کرده است و به نوعی آنها را در ملاحظاتی قرار داده است. یعنی یا بعضی از روسای دانشگاه ها را استخدام کرده یا به صورت پاره وقت به آنها کلاس داده اند یا اینکه اقوام و نزدیکان آنها را در دانشگاه استخدام کرده اند. البته برخی از دانشگاه ها هم مردانه در این قضیه ایستاده اند اما این وابستگی ملاحظاتی را ایجاد کرده است که بعضی از روسای دانشگاه ها را از حق طلبی دورکرده است.ایشان در مطبوعات هم فعال هستند و ملاحظاتی هم برای مطبوعاتی ها ایجاد کرده اند. من اصلاً انتظار ندارم که شما حق طلب باشید. اگر حقیقتی را دیدید و کتمان کردید در دادگاه خداوند پاسخگو هستید. ● سوال پایانی اینکه هفته نامه تابان برخی مسائل را از قول شما بیان کرده است ولی شما می گویید آقای جاسبی می خواهد شما را در برابر بسیج و ستاد اقامه نماز قرار دهد. به نظر شما چرا او می خواهد چنین کاری را انجام دهد؟ بنده در سخنرانی قزوین حرفی از آقای قرائتی یا ستاد اقامه نماز یا بسیج دانشجویی نزدم و از شما هم که سی دی سخنرانی من را دیده اید انتظار دارم که بگویید این حرف ها دروغ بود. شیخ قدرت (علیخانی) این کار را به دستور جاسبی سروسامان داده است. هدف هم معلوم است. چون بسیج دانشجویی یکی از تشکل های دانشجویی است که انصافاً به میدان آمده و در مقام حق طلبی از من دفاع می کند. آنها می خواهند بین ما فاصله بیندازند و اختلاف ایجاد کنند. آقای قرائتی هم انسان آزاداندیشی است لابد من در صدد برآمدم که انسان های آزاداندیش را با حقیقت مواجه کنم. شاید چون اگر آقای قرائتی روزی واقعاً به این تخلفات پی ببرند و بدانند پول هایی که آقای جاسبی برای گسترش فرهنگ نماز و ایجاد مسجد و... به آنها می دهد چگونه است با ایشان زاویه پیدا کنند. ولی صریحاً اعلام می کنم من هیچ صحبتی از ستاد اقامه نماز و بسیج دانشجویی نکردم و این حرف ها دروغ محض است. من الان سی دی سخنرانی خودم را برای همه می فرستم تا بدانند که من در آنجا چه چیزهایی گفتم. آقای قرائتی هم از جمله کسانی است که اگر قطعاً این حقیقت ها برایش روشن شود در سخنرانی ها و مطالب خویش از آنها استفاده می کند و لذا هدف ایجاد اختلاف است. مصاحبه : روزنامه اعتماد
|
||