| جاي خالي درس دموکراسي |
|
| ۰۴ اسفند ۱۳۸۷ | ||
|
راضيه قشقايي آموزش و پرورش دو مفهوم بنيادي است که وظيفه آن انتقال فرهنگ، دانش و تمدن از نسلي به نسل ديگر است. در سايه اين نهاد، اساس شکل گيري تعامل در جامعه از طبقات، قشرها، احزاب و گروه ها گرفته تا سطوح تصميم سازي و تصميم گيري و حتي فراتر از مناسبات داخلي در خارج از مرزها و در روابط ميان دولت ها تحقق مي يابد. بنابراين در گستره تعليم و تربيت مفاهيم پايه يي و مبنايي نهفته است که مي تواند بسياري از تلاش هاي بشري را در جهت عملياتي شدن برخي دستاوردها مثل صلح، گفت وگو، تعامل، دموکراسي و... در ميان جوامع منتقل سازد. شايد گفته شود نظام آموزش و تربيت به يک نهاد يا سازمان خاص در هر کشوري محدود نمي شود اما نمي توان انکار کرد که مجموعه آموزش و پرورش به عنوان يکي از نهادهاي مدرن تعليم و تربيت جايگاه ويژه يي در ميان سازمان هاي متولي اين امر دارد، چنان که دنياي امروز به خصوص در کشورهاي مترقي و صاحب نام در اين حوزه، ارتقاي کمي و کيفي اين دو مفهوم يعني آموزش و پرورش را هم طراز با توسعه يافتگي قلمداد کرده اند. شايد ذکر مثالي براي روشن ساختن موضوع در اين مقال خالي از لطف نباشد. بعد از پايان جنگ جهاني دوم در شرايطي که آلمان به عنوان کشور متخاصم محکوم به دو نيمه شدن شد، از اين کشور جز خرابه باقي نماند. در ميان انبوه ويرانه هايي که از بمباران متفقين به جا مانده بود به سختي مي شد ساختماني يا حتي ديواري بر جا ايستاده يافت تا بتوان دنيايي نو را از آنجا آغاز کرد. در چنين شرايطي انتظار مي رفت اولين ساختمان ها براي احداث، مربوط به سازمان هاي سياسي، اقتصادي و نهادهاي اجرايي باشد و اولويت اين کشور ويران ساماندهي وضعيت دولت در بخش هاي نظامي و سياسي باشد اما اين طور نشد و همگان با کمال تعجب ديدند و نسل هاي بعد شنيدند که اين سرزمين فروپاشيده روي خرابه هاي جنگ، چادرهاي آموزش و پرورش را بنا نهاد و رسيدگي به وضعيت تعليم و تربيت دانش آموزان را حتي در آن وضعيت بحراني در سطر اول اولويت هاي کاري خود قرار داد. آلمان با اين حرکت که از حافظه تاريخ پاک نخواهد شد به دولت ها آموخت حتي در بدترين شرايط آموزش و پرورش نبايد متوقف شود. اما اکنون اگر وضعيت آموزش در اين کشور اروپايي را با توجه به اينکه نزديک به 10 سال است متحد و يکپارچه شده است بررسي کنيم، باز هم شاهد خواهيم بود اين کشور تمام تلاش خود را مصروف نهادينه شدن اين دو مفهوم کرده است. از آن ميان تحقق برخي دستاوردها و ارزش هاي بشري براي اين کشور از اهميت ويژه يي برخوردار بوده تا جايي که فراگيري اين دستاوردها را از همان آغازين روزهاي تحصيل دانش آموزان عملي ساخته است. به طور مثال دولت بودجه هنگفتي را به NGOها تخصيص داده تا اين مراکز در جهت دموکراسي هرچه بيشتر تلاش کنند. NGOها برنامه هاي «دموکراسي بيشتر» را از سطوح ابتدايي يا قبل از آن در مدارس پيگيري مي کنند. کودکان اولين گروهي هستند که بايد خود را براي فراگيري درس دموکراسي آماده کنند. در اين برنامه آنها با حقوق اوليه خود يعني حق انتخاب آشنا مي شوند. به هر حال در سيستم آموزش و پرورش دولت آلمان، دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي بايد تمرين دموکراسي را که يکي از دروس اصلي آنهاست در برنامه هايشان داشته باشند و در اين ميان NGO ها به عنوان نهادهاي مستقل و آزاد ناظر اصلي اجرايي شدن اين برنامه در نظام آموزش خود هستند. هدف نگارنده از اين توضيحات نقبي به عملکرد نظام آموزش ايران خصوصاً در سطوح ابتدايي و راهنمايي در خلال 30سال انقلاب اسلامي است و اينکه اولويت دولت طي اين سال ها کدام وزارتخانه و توجه به کدام سازمان بوده است. به خوبي مي دانيم که به رغم تلاش هاي گسترده در اين حوزه طي سه دهه اخير اما به دليل اينکه در بحث اولويت بندي، اين وزارتخانه همواره در انتهاي توجهات دولت ها بوده، بنابراين هيچ گاه براي اجرايي شدن و همچنين آموزش واژه يي مثل دموکراسي هيچ بودجه و برنامه يي صورت نگرفته است. بنابراين دانش آموزان ما با اصولي ترين بنيان توسعه در هر جامعه يي وقتي آشنا مي شوند که به دانشگاه راه يافته و تازه در اين مقطع برخوردها و عکس العمل ها را در طيف دانشجو شاهد خواهيم بود؛ عکس العمل هايي که گاه غيرمتعارف و پر از افراط و تفريط بوده و هزينه هاي بالايي را بر جامعه تحميل مي کند. حال اگر خواسته باشيم مفاهيمي ديگر مثل صلح، تعامل، گفت وگو، جامعه مدني و... را در حوزه آموزش و پرورش بيابيم، به طور قطع با اين اشکال نيز مواجه خواهيم شد. بنابراين فقدان تمرين برخي مفاهيم در ابتدايي ترين سطوح آموزشي که حاصل دستاورد قرن ها تلاش بشري بوده و امروز حرف اول تعامل با دنياي تغييريافته کنوني را مي زند و شاخصه توسعه يافتگي با اين مفاهيم ارزيابي مي شود، نتيجه يي نخواهد داد جز جا ماندن از اين قافله و درجا زدن در ميان کشورهاي عقب مانده. جا دارد در دهه سوم انقلاب سيستم آموزش و پرورش ايران بازنگري شده و براي عملياتي شدن برخي واژه هاي بين المللي در اين وزارتخانه، نيرو و بودجه مناسب تري در نظر گرفته شود. جاي تعليم ارزش هاي مشترک در بين ملت ها در نظام آموزشي ما خالي است.
|
||