Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » آموزشی » آموزشی » جاي خالي برخي دروس ضروري
جاي خالي برخي دروس ضروري چاپ
۱۷ فروردين ۱۳۸۸

دروسي نظير هنر، انشاء، نقاشي و... به ضرورت در برنامه آموزشي مدارس پيش‌بيني شده‌اند، اما متاسفانه اغلب به صورت سردستي و براي رفع تكليف برگزار مي‌شوند. در حقيقت آنها مظلوم‌ترين دروس مدرسه‌اي هستند كه به هر بهانه‌اي مي‌توان ساعات آموزشي آنها را حذف يا با دروس به ظاهر مهم‌تر نظير رياضي، فيزيك و... جايگزين كرد. نتيجه آن كه هيچ كس در اثر آموزش‌هاي مدرسه‌اي هنرمند، خوش‌خط، نقاش، نويسنده يا ... نمي‌شود و حتي شيوه برگزاري اين دروس اغلب به بيزاري از چنين مهارت‌هايي مي‌انجامد. البته اين يك حكم كلي است و مي‌توان برايش استثنا نيز قائل شد، ولي به هر ترتيب ميزان انگيزش دانش‌آموزان براي پيگيري چنين مهارت‌هايي بسيار پايين تعيين مي‌شود. نكته ديگر حجم كتب و دشواري بي‌دليل برخي مفاهيم درسي است كه بويژه در دروس رياضي، فيزيك، شيمي و ادبيات چشمگيرتر به نظر مي‌رسد.
جامع بودن برخي آموزش‌ها و آنچه به اصطلاح ارائه اصول كلي رشته‌هاي تخصصي در نظام آموزش عمومي ايران و مايه افتخار محسوب مي‌شود بيش از آن كه مايه پيشرفت باشد، به بيزاري دانش‌آموزان و گلايه آنان از دشواري دروس مي‌انجامد كه ناگفته پيداست نتيجه‌اي جز دلزدگي از تحصيل ندارد. برخي مفاهيم كتب درسي خارج از حيطه درك ذهني مقاطع مختلف سني دانش‌آموزان است و اغلب كتاب‌ها يا واحدهاي درسي را به مانعي پيش روي محصل تبديل مي‌كند كه بايد با حفظ كردن، به خاطر سپردن و آخر سر امتحان دادن آن را از پيش رو بردارد و از دشواري‌اش خلاص شود.

تخصصي بودن بيش از اندازه برخي دروس بويژه در دوره آموزش متوسطه از ديپلمه‌ها افرادي مي‌سازد كه به قول معروف همه فن حريف و هيچ كاره‌اند. از هر چيزي اطلاعاتي دارند و هيچ دانشي را كامل و جامع و به صورت كاربردي نياموخته‌اند. يك مثال دراين‌باره ضعف اطلاعات ادبي فارغ‌التحصيلان است. در حالي كه سال‌هاي تحصيل كتاب‌هاي ادبيات حتي مفاهيم پيچيده و انواع اصطلاحات، فنون و مكاتب ادبي را به دانش‌آموزان ارائه مي‌كنند، اما آخر سر محصلان حتي از عهده تجزيه ساده يك جمله نظير تعيين پايه و پيرو آن برنمي‌آيند يا بدتر آن‌كه نمي‌توانند تفاوت ميان صفت و قيد را در يك عبارت تشخيص دهند و بيان كنند! از جاي خالي برخي دروس در برنامه‌ريزي آموزشي نيز نبايد غافل شد. آموزش مسائل شهروندي، آشنايي با فلسفه و مكاتب آن، اصول جامعه‌شناسي، تحقيق و پژوهش، آموزش‌هاي الكترونيك، خلاقيت و... مسائلي هستند كه به سبب اهميت ذاتي و كاربردي در نظام‌هاي پيشرفته آموزشي در برنامه‌ريزي درسي جايگاهي مناسب دارند. در ژاپن آشنايي دانش‌آموزان با نحوه ساخت وسايل مكانيكي، الكتريكي و الكترونيكي ساده در مدرسه صورت مي‌گيرد. در مدارس سوئيس و انگلستان ساعات مشخصي براي آموزش مسائل شهروندي نظير ايستادن در صف، استفاده از مترو، رد شدن از عرض خيابان و... به محصلان اختصاص دارد. در ايتاليا كلاس‌هاي آموزش هنر بويژه نقاشي با جديت دنبال مي‌شود و... .  تحقيق و پژوهش نيز چنان كه مي‌دانيم در مدارس نهادينه مي‌شوند و نهضت فلسفه براي كودكان و نوجوانان با هدف ارائه در مدارس به راه افتاده است. دسترسي به رايانه و اينترنت و آموزش‌هاي الكترونيك هم كه از ويژگي‌ها و وظايف ذاتي نظام آموزش و پرورش عمومي محسوب مي‌شود در حالي كه اغلب مدارس ما حتي براي ارائه خدمات اينترنت به دانش‌آموزان مشكل دارند و در تعداد رايانه‌هاي قابل استفاده آزاد براي محصلان با محدوديت‌هاي جدي مواجهند.

روحيه علم‌دوستي و تحقيق‌مداري

توليد علم يكي از اركان توسعه پايدار محسوب مي‌شود و براي تحقق آن 2 راهكار مرسوم وجود دارد. راهكار اول گسترش تحقيق و پژوهش به عنوان قدم نخستين توليد علم در نظام آموزش عمومي است و ديگري توليد علم در نظام آموزش عالي و دانشگاه‌ها. راهكار دومي شيوه‌اي اشتباه و مشخصه يك نظام آموزشي ناكارآمد محسوب مي‌شود. بذر پژوهش و روحيه تحقيق‌مداري بايد در سال‌هاي ابتدايي آموزش و در حقيقت در مدارس پاشيده شود و دانشگاه مكاني براي آزمودن ايده‌ها و تبديل تحقيق به علم است. بدون روحيه تحقيق‌گرايي دانشگاه نيز به پيروي از شيوه مرسوم مدارس صرفا مكاني براي درس خواندن و نمره گرفتن تلقي مي‌شود و اين همان پديده‌اي است كه در جامعه ما مدرك‌گرايي نام دارد.

دكتر عليپور ضعف روحيه تحقيق‌مداري در مدارس را از نارسايي‌هاي آموزشي و ضعف منابع تحقيقاتي ناشي مي‌داند و در اين باره مي‌گويد: «مدارس به دانش‌آموزان سواد مي‌آموزد؛ اما ابزارهاي سوادآموزي را در اختيارشان نمي‌گذارد. درست مانند آن كه به فردي ميانسال الفبا را بياموزيم؛ ولي روزنامه، مجله و كتاب در اختيارش نگذاريم تا از آنچه آموخته بهره ببرد و مسير ارتقا را در پيش گيرد. كتابخانه، منابع تصويري و صوتي دانش، رايانه‌، اينترنت و... ابزارهايي هستند كه يا در مدارس نيستند يا كاركرد مطلوبي ندارند. كتابخانه‌ها مهم‌ترين ابزارهاي سوادآموزي و تحقيق‌گرايي در مدارس هستند كه اغلب آنها با مجموعه‌اي از كتب مفيد و مناسب پر نشده‌اند يا بر روند تجهيز و گسترش آنها نظارت تخصصي وجود ندارد. كتابخانه مدارس اغلب از كتاب‌هاي اهدايي پر مي‌شوند يا خريد كتابي براي آنها با سليقه دانش‌آموزان و مسوولان صورت مي‌گيرد؛ در حالي كه گزينش كتاب‌هاي ارائه شده در كتابخانه مدارس بايد به گونه‌اي باشد كه روحيه تحقيق را در دانش‌آموزان ايجاد و انگيزه آنها را براي سوادآموزي در رشته‌هاي مختلف و علم دوستي تحريك كند.»

اگرچه در سال‌هاي اخير با درك اين ضرورت، نهضت ارزشمندي براي تحقيق‌مداري نظام آموزشي در مدارس به راه افتاده است؛ اما به سبب همين ضعف‌هاي ساختاري و كمبود منابع، پژوهش عملكردي كند و پرفراز و نشيب دارد.


یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات