| دغدغه گرافيستها از آموزش اين هنر در محيط آكادميك |
|
| ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ||
|
دانشگاهها گرافيك ايراني را نميشناسند
قباد شيوا استاد برجسته گرافيك كشورمان يكي از هنرمنداني است كه اعتقاد زيادي به گرافيك ايراني دارد. اصلا او را يكي از پيشروترين گرافيستها در اين حوزه مينامند. او در ابتدا حرفهايش را در يك پرسش خلاصه ميكند و در خصوص بحث آموزش گرافيك ايراني در مراكز آموزش كشور ميگويد: اكنون چند درصد از آثار توليد شده درحوزه گرافيك ايران آثار با هويتي ايراني و البته در قالب گرافيك ايراني هستند؟ او ادامه ميدهد: آموزشهايي كه در دانشكدههاي هنري ما به دانشجويان گرافيك داده ميشود آموزشهايي است كه بيشتر بر مبناي گرافيك لهستاني شكل گرفته است و اين آموزشها نميتواند زمينهساز هويت سازي در اين هنر شود. ما لازم داريم كه گرافيك ما زيبايي شناسي خاص خودش را داشته باشد اما متاسفانه اكنون جهت گيري اساتيد دانشگاهي ما به سمت هنر غرب است و هر دفراماسيوني كه آنجا رواج پيدا كند چندي بعد در كشور ما نيز باب ميشود. شيوا به نكته مهمي در اين باره اشاره ميكند زيرا اكنون بسياري از گرافيستهاي برجسته و حتي اساتيد دانشگاهي نيز ورود به حوزه گرافيك ايراني را نوعي خط قرمز براي خويش ميدانند. سهراب هادي يك گرافيست است. او در اينباره ميگويد: اوايل پيروزي انقلاب اسلامي بحثي مهم در خصوص هويتسازي ايراني در آموزش دانشگاهي گرافيك به وجود آمد كه متاسفانه اين امر پس از سالها هنوز به سر انجام نرسيده است. او ميگويد: زير بناي اين آموزش ميتواند بهكارگيري عناصر و متيفها و خطوط و بافتهها و حتي نقشهاي كاشيكاريهايمان باشد. كه با تجزيه و آناليز اين آثار ميتوان الفباي گرافيك شرقي ايراني را در هنرستانها و دانشكدههاي گرافيك تدريس كنيم.اما علي وزيريان ديگر گرافيست برجسته كشورمان با اين عقيده موافق نيست. او ميگويد براي آموزش صحيح گرافيك ايراني در محيطهاي دانشگاهي تنها آموزش تلفيق و بكارگيري المانهاي سنتي ايران كافي نيست زيرا واقعيت در اين امر چيزي ديگر است كه در واقع آن بايد آموزش داده شود. او براي مثال گرافيك ژاپني را در اين زمينه مثال ميزند و ميگويد: ما حتي اگر عناصري مثل حروف ژاپني را از يك اثر گرافيك ژاپني در بياوريم باز هم روح ژاپني در آثار تك تك هنر جويان و هنرمندان اين كشور نمود دارد. از سوي ديگر سهراب هادي به لطماتي كه آموزش ناصحيح گرافيك در محيطهاي دانشگاهي كشورمان به بار آورده است اشاره ميكند و ميافزايد: ما در واقع در اين بحث از دو سو لطمه خوردهايم كه اولا اساتيد دانشگاهي ما براي هنرآموزان اين موضوع را تشريح نميكنند كه سليقه مخاطبان و حتي طراحان ما متاثر از گرافيك غير ايراني و حتي غير تجاري هم ميتواند باشد و همه نگاه تجاري به اين مفهوم را آموزش ميدهند. وي ادامه ميدهد پيشينه برداشتهاي هنري از هنر روسيه در بنيان دانشكدههاي هنري ما نيز وجود دارد كه باعث ميشود آموزش گرافيك در ايران به سمت گرافيك لهستاني پيش رود. قباد شيوا كه خود يكي از مدافعين آموزش گرافيك ايراني در دانشگاهها نيز هست اما حرفهايش را در اين مورد اينگونه پايان ميدهد كه گرافيك به واسطه آنكه مستقيم و غير مستقيم در ذهن و خانههاي مردم نفوذ دارد بايد از هم اكنون به دنبال جهتسازي آموزش اين رشته در دانشگاههاي كشور باشيم.او ادامه ميدهد شايد اگر اين امر كه توجه به زيباييشناسي هنر شرقي اولين شرط براي آموزش در محيطهاي آكادميك گرافيك باشد بسياري از مشكلاتي كه اكنون ما از آنها به عنوان بيهويتي در گرافيك كشورمان ياد ميشود ديگر وجود نداشته باشد. دغدغه گرافيستها در مورد آموزش اين مفهوم پايانپذير نيست اما چندي ديگر قرار است دوسالانه پوستر و گرافيك ايراني در كشورمان برپا شود. شايد اگر شوراي سياستگذاري اين دوسالانه به جاي هر چيز محور نمايش آثار برگزيده را به اين امر اختصاص دهد شايد ديگر هيچ دانشجويي در اين حوزه به خود اجازه ندهد از هنر غرب تقليد كند و آثارش بر ديوار كشوري شرقي آويخته شود.
|
||