| دانش آموزان خلاق و پرورش خلاقيت |
|
| ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ | ||
|
سيده سيمين ميرضيايي افراد خلاق را در مدارس کشور چگونه بايد شناخت؟ گاهي محصول کار افراد مي تواند يکي از معيارهاي اساسي باشد. چنين معياري در مورد هنرمندان، انديشمندان و دانشمندان که گذشت زمان بر عظمت آثار آنان صحه گذاشته است، شايد معيار مناسبي باشد. معيار ديگر مي تواند شهرت علمي و هنري افراد باشد. گاهي ميدان کار و فعاليت جدي و حرفه يي افراد به عنوان معيار آفرينندگي انتخاب مي شود. حال اين سوال مطرح است کساني که هنوز اختراع و اکتشافي نداشته اند يا دانش آموزاني که در مدارس، مشغول به تحصيل هستند و احتمال خلاقيت نيز در آنها مي رود، چگونه بايد مورد شناسايي قرار گيرند؟ حسن شناسايي اين دسته از دانش آموزان در اين است که مي توان اقدامات موثر در راستاي تربيت آنان و ايجاد محيط مساعد کار و فعاليت به عمل آورد. مسلم است که هر گاه بخواهيم استعداد آفرينندگي را در فراگيران پرورش دهيم بايد وجود آن را در سنين پايين کودکان تشخيص دهيم. اگر نظام آموزشي مدارس به طور فراگير و مستمر به گونه يي شايسته در خدمت نونهالان هوشمند قرار گيرد و ضوابط مربوطه اجرا شود، پيدا کردن اين سرمايه هاي انساني در مسير تعليم و تربيت مقدور و امکان پذير خواهد بود. در غير اين صورت ممکن است بر حسب تصادف تعداد انگشت شماري از نظر خلاقيت شناسايي و بقيه استعدادها در زير خاکستر کم توجهي پنهان و سرد و خاموش شوند. بنابراين آموزشگاه ها و متوليان امور (مديران، مربيان و همه کارکنان) مي توانند به طرق زير به وجود ثروت هاي عظيم الهي و ارزش آنها پي ببرند. 1- نوگرايي 2- با گذشت زمان طرح ها و راه حل هاي مناسب ارائه کنند. 3- يکپارچه عمل کردن به کار و مسووليت ها 4- پيگيري و تحقيق طولاني مدت با ديدي باز روي مسائل مورد مطالعه و مربوطه 5- جديت و قاطعيت و الگو بودن در راستاي پيشرفت و ايجاد انگيزه در مسير سالم و آگاهانه به اين طريق دانش آموزان توانا و مبتکر، نسبت به آنچه در اطراف و پيرامون آنها وجود دارد با وسعت نظر پيگيري کرده و آن امور را با آنچه در درون شان مي گذرد، تطبيق داده و ترکيب مي کنند. در اين روند، تعاون و عزم راسخ و مستمر اوليا و مربيان بيش از هر زمان ديگري لازم است. پس اين راه به تعامل دوجانبه و سازنده نيازمند است. اما راه هاي پرورش خلاقيت ها بسيار است. 1- تجربه؛ غني ترين سوخت و محرک براي به حرکت درآوردن موتورهاي نو در مدارس عبارت است از تجربه. استادان مي توانند تجارب گرانبهاي خود را در اختيار کودکان و سرمايه هاي خلاق بگذارند. مسافرت و اردو يک نوع تجربه است. ارزش خلاقيت مسافرت بستگي به تلاشي دارد که در مورد آن به کار مي بريم. خانه به دوشي و آوارگي بسياري از دانش آموزان ما را خلاق کرده است. 2- بازي هاي فکري، حل معما و جدول؛ برخي از بازي ها به پرورش قدرت تصور کمک مي کنند البته همه بازي ها اين قدرت را ندارند. در ضمن خلاقيت به مقدار زيادي هم بستگي به طرز بازي کودکان ما دارد. توماس اديسون مخترع برق و دانشمند بزرگ امريکايي به حل معما به عنوان تمرين در خلاقيت اعتقاد زيادي داشت. 3- سرگرمي ها و هنرهاي زيبا؛ جمع آوري اشيا، قوه تفکر و خلاقيت نونهالان ما را شکوفا مي کند و منجر به بالا بردن دانش و انديشه مي شود. کارهاي دستي خلاقيت را افزون و فکر را تنوع مي دهد. اگر خود دانش آموز در اين راستا خلاق و خالق باشد، مي توان به اميد فردايي بهتر معتقد بود. ارسطو مي گويد؛ «بايد چيزي را به عرصه وجود آورد.» نقاشي باعث تحرک و پويايي فکري و آفرينندگي مي شود. هر حرکت قلم مو يا مداد مي تواند فکر را مانند الکتريسيته به همه جا به جريان بيندازد. 4- خلاقيت همراه با مطالعه؛ چنانچه انسان خلاق بتواند همگام با فکر بلند دنبال دانش نو و نوين برود و به مقدار ضرورت آن را کسب کند، مسلماً درونش پربار و ثمر خواهد شد. دانشمندان بزرگ اعتقاد دارند طرز صحيح خواندن، سرشار از ويتامين است زيرا انرژي جلو برنده و تکامل دهنده را در فراگيران افزايش و رونق مي دهد. 5- نويسندگي به عنوان يک تمرين و خلاقيت؛ به وسيله نوشتن و مقاله مي توان به نحو بارزي قدرت تصور را پرورش داد. آزمايش هاي علمي، روان بودن در نويسندگي را به عنوان يک شاخص اساسي پرورش استعدادها و خلاقيت ارزيابي مي کند. عده يي از متخصصان تاکيد دارند «تمرين نويسندگي جزء لاينفک هر کوشش حقيقي براي بهره وري مغز و روان است.» 6- تمرين در حل مسائل پيچيده؛ کوتاه ترين و مستقيم ترين روش براي پرورش خلاقيت همان پرداختن به مسائل فکري و ارائه راه حل در جهت حل اين مسائل است. کنفرانس در حضور معلم و دانش آموزان مي تواند سرشار از قدرت تخيل و حفظ درايت و تقويت هوشمندي و سخنوري باشد. تحقيقات کلاسي که به صورت انفرادي يا گروهي انجام مي پذيرد، نوع ديگري از فرانگري و بهتر زيستن را به ارمغان مي آورد.
|
||