| جوهره! |
|
| ۰۲ تير ۱۳۸۸ | ||
|
«جوهره !»عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد؛ چند ماه قبل مهدي كروبي با صــدور نـامـهاي سـرگـشـاده، موضعگيريهاي علني يكي از موثرترين افراد بر انتخابات را مورد اعتراض قرار داد. در آن زمان بلافاصله عدهاي به تكرار حرفهاي كليشهاي پرداختند تا اعتراض كروبي را ناموجه جلوه دهند. كمتر از سه ماه بعد از صدور نامه كروبي، اين بار نوبت علي لاريجاني بود كه موضعگيري انتخاباتي بعضي از اعضاي شوراي نگهبان را يكي از عوامل مناقشههاي اخير در كشور بنامد. رئيس اصولگراي مجلس كه موضعگيريهاي رسانه ملي در زمان رياست او بارها مــوجــب اعتـراض اصلاح طلبـان شـده بود علاوه بر اعتراض به موضعگيري مناقشه برانگيز بعضي اعضاي شوراي نگهبان، رفتار صدا و سيما در حوادث اخير را نـيـز مـورد اعـتـراض قرار داد. مجموعه اظهارات لاريجـانـي نشـان ميداد كه او نيز مانند بسياري از اصلاح طلبـان، بـه اين نتيجه رسيده است كه نـهـادهاي اجماعي، نبايستي با موضعگيريهاي يكطرفه، پيشاپيش بيطرفي خود را زيرسوال ببرند و مردم را نسبت به عادلانه بودن برخي اقدامات عمـومي همچون انتخابات، دچار ترديد نمايند. اظهارات صريح لاريجاني، اين اميدواري را ايجاد نمود كـه در سطوح عالي تصميمسازي و تصميمگيري كشـور، خـطـرات عـدم بيطرفي يا اظهارات و اقداماتي كه افراد موظف به بيطرفي را در مظان خروج از بي طرفي قرار مي دهد درك شدهاست. اين اميدواري، به اين معني بود كه حتي اگر كساني واقعاً بي طرف نيستند لااقل براي آرام نگاه داشتن جامعه، تظاهر به عدم بيطرفي نخواهند كرد يا از هرگونه اظهارنظري كه ميتواند توسط دوستان، رقبا و دشمنان به عنوان نشانه خروج از بي طرفي تلقي شود، خودداري خواهند كرد. اما اين خوش گماني سازنده، زياد به طول نينجاميد. تنها ساعاتي پــس از پـخــش مـسـتـقيـم اظهـارات لاريجـانـي در تلـويزيون، يكي از ناظران موثر در انتخابات، حوادث اخير در كشور را بهانه قرار داده و به جاي عـمـل بـه تـوصـيه رئـيـس اصـولگراي مجلس براي شـنيدن سخن تظاهركنندگان، حملات خود را متوجه كانديداي مـعـتـرض نمود. او بـه هـمـيـن بـهانه، تحركات اخـيــر مــوســوي را مـوجب نـشـان داده شـدن جوهره او دانست. اگر كسي سوابق مربوط به تحولات ربع قرن گذشته كشور را نداند ممكن است گمان كند كه اين اظـهـارنـظر، فاقد هـرگونه پيشينهاي است و تنها به خاطر حمايت مـوسـوي از تظاهركنندگان يا اصرار او بر پيگيري شكايتهاي انتخاباتي خود، بيان شده است. اما با يك عقبگرد 24 ساله، ميتوان ريشههاي ديگري براي برخي اظهارنظرهاي نه چندان دوستانه و غيرسازنده در شرايط بحراني كنوني پيدا كرد. شايد نگاهي به آن حوادث، بتواند جوهره موسوي و برخي مخالفان امروزين او را نيز آشكار سازد. از اواسط تابستان 1364 و هم زمان با برگزاري چـهـارمـيـن دوره انـتـخـابـات ريـاست جمهوري، زمزمههايي در خصوص تغيير نخستوزير، مطرح شـد. بـا فرا رسيدن پاييز و هنگامي كه قرار بود رئيسجمهور منتخب، نخست وزير پيشنهادي خود را به مجلس معرفي كند سران جناحي كه آن روز به عنوان محافظهكار شناخته ميشدند تحركات براي حذف موسوي را آغاز كردند. مهمترين تحرك، ديدار سه تن از روحانيون سرشناس آن جناح با رهبر فقيد انقلاب بود كه نهايتا به اظهارنظر كتبي ايشان و تاكيد بر اين نكته منجر شد كه تغيير نخست وزير به مصلحت نــيــست. قبل و بعد از اين اظهارنظر، امام (ره) بارها حمايت و حسن نظر خود به موسوي را ابراز كـردنـد تـا مـشخص شود او از چه جوهرهاي برخوردار است. اما افراد ديگري هم در همان ايام، جوهره خـويـش را بـه نمايش گذاردند. آنها ابتدا، براي نخستينبار در سالهاي پس از انقلاب، براي تعريف رابطه خود با ولايت فقيه، از عبارت جديدي استفاده كردند تا عدم تبعيت خود از رهبر فقيد انقلاب را توجيه كنند. شخصيت پرنفوذي كه رفتار موسوي را معرف جوهره او ميداند حتما به ياد ميآورد كه در سال 64، چه كساني اعلام كردند كه نظر امام در مورد ادامـه نـخـستوزيري موسوي، ارشادي است نه مولوي! پس از آن هم براي آنكه ثابت كنند به اين ارشاد نيازي ندارند به همراه ساير اعضاي گروه موسوم بـه 9 نفر در مجلس دوم، به نخست وزيري ميرحسين، راي منفي دادند. البته در انتخابات مجلس سوم كه منجر به تسلط اصلاح طلبان فعلي بر قوه مقننه گرديد رفتار نظريه پردازان مولوي- ارشادي به گونهاي بود كه رهبر فقيد انقلاب مستقيماً به ميدان آمد و با دستوري مولوي برخلاف نظريه شوراي نگهبان زمينه تاييد انتخابات در حوزه انتخابيه تهران را فراهم كرد. آن روزها گذشت و با رحلت رهبر فقيد انقلاب، پرونده دستهبندي دستورات ايشان به مولوي و ارشادي بسته شد. اما تا زماني كه امام در قيد حيات بود موسوي كلامي نگفت كه نشانه تغيير جوهره او باشد. پس از آن هم تا زمان كانديداتوري براي انتخابات،حركتي انجام نداد كه حتي مخالفان قسم خورده و با نفوذ، بتوانند او را به تغيير جوهرهاي كه موجب حمايت و تحسين مكرر رهبر فقيد انقلاب از او شده بود، متهم كنند. در مقابل، كساني كه در دهه 60 حتي حاضر نشدند توصيه امام (ره) در مورد موسوي را بپذيرند نيز نشانهاي از خود بروز ندادند كه ثابت كند از رفتار آن روز خود پشيمان هستند. پس ميتوان گفت: جوهره موسوي تغيير نكرده و مخالفان او نيز جوهره خود را حفظ كردهاند. البته اين سخن نه به معناي معصوم دانستن موسوي است و نه به معناي نفي كامل كساني كه مخالفت آنها با موسوي، سابقه بيست و چند ساله دارد. پس بهتر است به جاي جوهره شناسي كه انجام بي خطاي آن تنها با علم غيب الهي امكانپذير است، هر كس به فكر انجام وظايف امروزين خود باشد؛ براي كساني كه مسئوليتي در امر انتخابات دارند يكي از وظايف حتمي آن است كه از هرگونه اظهارنظري كه مردم را نسبت به عدم بي طرفي آنها نااميد ميكند، خودداري نمايند. اگر اين توصيه مورد توجه قرار گيرد جوهره قانونپذيري همه افراد كشف خواهد گرديد.
|
||