| ارتباط دانشجويان دختر و پسر در دانشگاهها |
|
| ۱۲ تير ۱۳۸۸ | ||
|
گاهي اوقات به واسطه اينکه سطح دوستي و ارتباط تعريف نشده است، اندک اندک از ارتباط دوستي فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگي و کارکردهايي از آن دست مي شود ... دکتر باقرغباري بناب، استاد دانشکده علوم تربيتي دانشگاه تهران در خصوص کنترل روابط دختر و پسر در دانشگاه ها و بررسي آسيبهاي آن معتقد است که اين امر تنها دامنگير دانشگاه ها نيست و اگر محيط آموزشي جدا شود، آيا مي توان محيط هاي بيروني را در همه عرصه هاي اجتماعي و حتي کوچه و خيابان جداسازي کرد؟! از اين رو بايد نگاه عميق تر و برنامه مؤثرتري درباره حل اين معضل داشت. وي در خصوص طرح جداسازي دختر و پسر در دانشگاه ها اظهار مي کند: اين امر علاوه بر اينکه کار دشواري است، بايد ديد که چه قدر از مشکلات را حل خواهد کرد. علي زينتي، کارشناس ارشد روان شناسي و استاد دانشگاه در سايت نداي مشاور با طرح بحث ديدگاه روان شناختي در روابط سالم دختر و پسر در دانشگاه ها برخورد مبتني بر شناخت و احترام متقابل را برخورد صحيح با جنس مخالف دانسته و معتقد است: در اين شيوه، دختران و پسراني هستند که به محض ديدن يکديگر خود را نمي بازند و هيجان زده نمي شوند. اينان يک نگاه و يک کلام از جنس مخالف را به عشق تعبير نمي کنند و آن را در ذهن خود و در رؤياهاي خويش نمي پرورانند؛ بلکه در برخوردهاي در مجامع فاميلي، تحصيلي و... بسيار با وقار و سنگين برخورد مي کنند و در عين پرس و جو از احوال يکديگر و پاسخگويي به پرسشهاي آنان، دچار افراط در خنده و شوخي نمي شوند. آنان جنس مخالف را افرادي چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمي دانند و آدابي را که از لحاظ شرعي و اجتماعي در برخورد با آنان لازم است، رعايت مي کنند. آنان بر اثر تربيت خانوادگي، برقراري رابطه پنهان با جنس مخالف را بي معنا مي دانند و درباره روحيات جنس مخالف به حد کافي آگاهند و براي برقراري روابط نزديک و صميمي با جنس مخالف، برنامه دارند و آن را از طريق ازدواج و فراهم آوردن شرايط مقبول اجتماعي، به تحقق مي رسانند. وي در خصوص شيوه هاي نادرست ارتباط عنوان مي کند: برخورد احساسي و هيجاني بر اثر نداشتن شناخت صحيح از جنس مخالف است، ممکن است فرد يک محبت ساده را نشانه عشقي عميق بداند و از سوي ديگر همچنين برخورد خشک و محدود بر اساس تربيت غلط ، گاهي در ميان خويشان و آشنايان و اجتناب از افراد غير هم جنس و رفتار سرد يا خشن نتايج نامطلوبي داشته باشد، داشتن روابط پنهاني همچون نامه نگاري، تماسهاي تلفني و مخفيانه، افراط در معاشرت، از جمله شيوه هاي نادرست ارتباط است. زينتي با طرح اين مسأله که آنچه يک ارتباط را از ديگر ارتباطها متمايز مي سازد، محتوا و پيام است، عنوان مي کند: حال سخن اين است که در ارتباط دوستي با جنس مخالف، چه نوع پيامي مبادله مي شود که آن را ارتباط دوستي با جنس مخالف مي گويند؟ چرا ارتباط با استاد در کلاس درس را ارتباط دوستي نمي گوييد و يا ارتباط با دفتردار دانشگاه را ارتباط آموزشي و دوستي مي گوييد؟ آيا چيزي جز محتوا و پيام مبادله شده، مي تواند نقش مؤثر و تعيين کننده اي داشته باشد؟ اينک بايد مشخص کنيم که در ارتباط دوستي با جنس مخالف، محتوا و پيام مبادله شده چيست که آن را از ديگر ارتباطها، همانند اقتصادي، سياسي، اجتماعي و... متمايز مي کند؟ وي ادامه مي دهد: آنچه در ارتباط با جنس مخالف مبادله مي شود، محبت و عشق است؛ ولي محبتي که يک همجنس از ارايه آن ناتوان است. از اين رو به سراغ جنس مخالف مي رود. پس محبت از نوع جنسيتي است. در اين نوع ارتباط چون قواعد و شرايط و تعهدات طرفين تعريف نشده است و به صورت ناقص از فرهنگ غربي اقتباس شده، با پيامدهاي منفي فراواني همراه است. اين استاد دانشگاه خاطرنشان مي کند: گاهي اوقات به واسطه اينکه سطح دوستي و ارتباط تعريف نشده است، اندک اندک از ارتباط دوستي فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگي و کارکردهايي از آن دست مي شود و چون شرايط آن با توافق طرفين قرين نشده، به هتک حيثيت اجتماعي و چه بسا خسارتهاي جبران ناپذير- بويژه از طرف دختر- همراه مي شود. وي مي گويد: در ارتباط دوستي با جنس مخالف، آنچه در معرض تهديد قرار مي گيرد، آبرو و پاکي است که اگر از کف رود، هرگز جبران پذير نيست. اين کارشناس ارشد روان شناسي خطاب به دانشجويان بويژه دانشجويان جديد تأکيد مي کند: محيط آموزشي بدون ارتباط آموزشي نيست و طرف دوم اين ارتباط، هميشه از جنس شما نيست. شايد شما در برخي اوقات مجبور به برقراري ارتباط با جنس مخالف شويد؛ در اين صورت، يقيناً از محدوده پيام آموزشي تجاوز نکنيد و فقط به مبادله همين نوع پيام- در صورت مستقيم يا غيرمستقيم- اکتفا کنيد. شيوه هاي ارتباط دانشجويان با جنس مخالف در شيوه اجتنابي، والدين اين دانشجويان مخالفت زيادي با ارتباط فرزندانشان با جنس مخالف دارند ودر عين حال اعتماد قابل توجهي هم به فرزندانشان براي رعايت اين چارچوب خانواده دارند. اين دسته از دانشجويان معمولاً از ارتباط با جنس مخالف اجتناب مي کنند و در صورت درگير شدن در چنين رابطه اي بشدت دچار احساس گناه مي شوند. در روش اضطرابي، والدين اين دانشجويان مخالفت زيادي با ارتباط فرزندانشان با جنس مخالف دارند و در عين حال اعتماد کمي هم به فرزندانشان براي رعايت اين چارچوب خانواده دارند و بيشتر به کنترل بيروني آنها مي پردازند. اين دسته از دانشجويان معمولاً از ارتباط با جنس مخالف بشدت مضطرب مي شوند و از آنجايي که در اين گونه روابط به پنهان کاري روي مي آورند در معرض خطر قرار دارند. در روش آزاد، والدين دانشجويان مخالفتي با ارتباط فرزندانشان با جنس مخالف ندارند و در عين حال اعتماد کمي به فرزندانشان براي رعايت چارچوبهاي ارزشي و اخلاقي دارند. اين دسته از دانشجويان معمولاً در ارتباط با جنس مخالف احساس مانع دروني و بيروني نمي کنند و از آنجايي که به دليل بي اعتمادي والدين، خودپنداره اخلاقي ضعيفي دارند، بشدت در معرض روابط مهار نشده و پرخطر قرار دارند و ممکن است به طرف مقابل رابطه، آسيبهاي رواني و عاطفي جدي وارد کنند. در روش کنترل شده، والدين اين دانشجويان مخالفتي جدي با ارتباط فرزندانشان با جنس مخالف ندارند، ولي در عين حال اعتماد زيادي به فرزندانشان براي رعايت چارچوبهاي ارزشي و اخلاقي دارند. اين دسته از دانشجويان معمولاً در ارتباط با جنس مخالف با احساس کنترل دروني بيشتري رفتار مي کنند و کمتر در معرض روابط مهار نشده و پر خطر و همراه با آسيبهاي رواني و عاطفي جدي قرار دارند. بحث ارتباط دانشجويان با جنس مخالف و يا در گستره وسيع تري روابط دختر و پسر در کشورمان از آن جهت اهميت دارد که محيط دانشگاه، محل کار، محيط هاي اجتماعي و غيره، خواه ناخواه به آشنايي و ارتباط با جنس مخالف منجر مي شود و آنچه ضرورت دارد، جهت گيري اين ارتباط به سمت و سوي صحيح و معقول است. در پژوهش تحليلي بر روابط دختر و پسر(سال 1382 ) عوامل تأثيرگذار در ايجاد وضعيت مطلوب در روابط دختر و پسر را شامل شناخت واقعيتهاي جنس مخالف، اجتناب از خيال پردازي، زدودن هيجانات و احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف، کنترل خونسردي و صلابت شخصيت به هنگام برخورد با جنس مخالف، برخورد مبتني بر احترام با رعايت حدود شرعي، فقدان روابط پنهاني با جنس مخالف و مشورت با والدين، اجتناب از برقراري روابط صميمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعي، نداشتن رفتار سبک و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف مي داند. شايد باور اين موضوع براي ما هم دشوار باشد که طي اين سه دهه چه قدر دانشگاه هاي ما در جنبش نرم افزاري و ايجاد شور و نشاط اسلامي در فضاي فرهنگي جامعه که بر پاشنه آشيل روابط سالم دو طرفه ميان افراد جامعه استوار است، نقش محوري خود را ايفا کرده اند. هر چند شرح و بسط دلايل ناکامي ما در برخي عرصه هاي تحول ساز دانشگاهي به موضوعات مختلف مربوط مي شود، اما نبايد از حلقه واسطي در اين ميان با عنوان «روابط سالم ميان دانشجويان بويژه با جنس مخالف» غافل بود. حلقه اي که گاه گمشدن آن در معادلات مسؤولان و متوليان در کشيدن نقشه راه پيشرفت، ما را در مسير حرکت متوقف و يا منحرف کرده است.تهيه كننده: زهره کهندل
|
||