|
آموزشوپرورش، پاشنه آشيل پيشگيري از اعتياد |
|
|
۱۳ تير ۱۳۸۸ |
|
در هزاره سوم، به دليل تغييرات شتابان اجتماعي و فرهنگي و ترافيك فزاينده خرده فرهنگها در جوامع عصر فرامدرنيته، بشر امروزي با «بحران» معنويت و هويت مواجه شده كه اين دو عامل زمينه توسعه «فردگرايي»، «افزايش استرس و اضطراب»، «اختلالات رفتاري» و به تبع آن، «گرايش به مواد اعتيادآور» را فراهم كرده است. از همين همسو با حركت جهان در «مسير غيراستاندارد فرهنگي»، بشريت با آماج عصيانهاي اجتماعي و فرهنگي مواجه شده كه «اعتياد» از مهمترين آنهاست. در اين ميان، شبكه جهاني گسترده و سازمانيافته مواد مخدر بر آن است كه با هدف «مشتري مداري» و منطبق با عصر تنوع و كثرت، الگوي مصرف را به سمت مواد صنعتي و شيميايي با توليد انواع روانگرد آنها و محركها، تغيير دهد و از اين طريق به جذب جوانان بيشتري به جرگه اعتياد مبادرت ورزد. تحقيقات نشان ميدهد كه نوجوانان و جوانان نيز براي رهايي از انگيزههاي منفي يعني استرس و اضطراب و نيز كسب انگيزه مثبت يعني لذتجويي، به سمت مصرف موادمخدر، روانگردانها و محركها سوق مييابند كه اين معضل متاسفانه، بعضا، به جزئي از سبك زندگي آنها تبديل شده است. به علاوه، تبليغات سوء در رسانههاي جمعي و الكترونيكي مبني بر اينكه مواد صنعتي و شيميايي اعتيادآور نيستند و مصرف آنها تنها سبب افزايش انرژي و تقويت قواي جنسي، تمركز و خلاقيت ميشود نيز، شكلگيري باورهاي شايع و غلط در ذهن جوانان را موجب شده كه زمينه مصرف مواد شيميايي در بين بيش از 34 ميليون نفر در سطح جهان را فراهم ساخته است. در اين ميان، متاسفانه ايران نيز از اين آسيب در امان نمانده و به دليل واقع شدن در مسير ترانزيت مواد مخدر به اروپا، گرايش جامعه، بهويژه نسل پويا و جوان آن، به مصرف مواد مخدر و روانگردانها بيش از پيش رو به افزايش است. اما از ْآنجا كه اعتياد مرزي نميشناسد، تنها راه مقابله با اين بحران، فراهمسازي زمينههاي پيشگيري از اعتياد با ايجاد تنفر از مواد مخدر است؛ ضمن اينكه تنها راه از رونق انداختن بازار عرضه اين مواد نيز از سوي كارشناسان، تلاش در جهت كاهش تقاضاي آنها عنوان ميشود. حال اگر آموزشوپرورش را با جامعه مخاطب 14 ميليوني و پوششدهي حدود 30 درصد جمعيت كشور، زيربناي توسعه پايدار و همهجانبه در كشور بدانيم و اگر نقش اصلي اين نهاد را توسعه منابع انساني و تبديل افراد در فرآيند تعليم و تربيت به سرمايههاي مولد انساني در نظر بگيريم، ضروري است كه آن را نهادي حاكميتي و در عين حال توليدي قلمداد كنيم كه صرف هر اندازه هزينه براي مصونسازي هرچه بيشتر مخاطبان آن از آسيبهاي اجتماعي، بسياري از هزينههايي كه تحت عنوان هزينههاي نگهداشت جامعه و هزينههاي اجتماعي در آينده بايد پرداخت شود را به حداقل ميرساند. و حقيقتا، با غفلت از صرف هزينههاي پيشگيرانه و در نتيجه «زنگار گرفتن تدريجي چرخهاي توليدي آينده كشورمان با آسيبهاي اجتماعي» بهويژه اعتياد، يعني چهارمين بحران بزرگ جوامع در جهان، از دستيابي به اهداف سند چشمانداز 20 ساله يعني كسب جايگاه نخست علم و فناوري در منطقه و در نتيجه توسعه پايدار كشور، جز آرزويي مبهم باقي نخواهد ماند. البته پرواضح است كه مبارزه گسترده پيشگيرانه با آسيبهاي اجتماعي جز با انجام پژوهشهاي جدي علمي، مبتني بر بررسي درصد شيوع اين معضلات در بين گروههاي مختلف سني جامعه، ميسر نخواهد بود. اما پرسش مطرح اين است كه آيا با اختصاص تنها 42 درصد از توليد ناخالص ملي به اعتبارات تحقيقاتي در كشور كه بهرغم اهداف برنامه پنج ساله چهارم با كاهش 23 درصدي نسبت به دو سال گذشته روبهرو بوده است، ميتوان همچنان به تحقق پژوهشهاي جدي علمي در حوزه آسيبهاي تهديدكننده مخاطبان آموزشوپرورش اميد داشت و آيا در اين ميان، اختصاص سهمي هر چند اندك از اعتبارات كلي تحقيقاتي اين دستگاه به پژوهش در زمينه اعتياد دانشآموزان، به جزئي بس بياهميتتر تبديل نميشود؟! در هر حال، صرف نظر از سهم اندك اعتبارات تحقيقاتي در كشور، بودجه كلي آموزشوپرورش و از آن ميان سهم اختصاصي به اجراي برنامههاي پيشگيرانه از آسيبهاي اجتماعي نيز قابل تامل است؛ بدين مفهوم كه اگر براي مثال بودجه «آموزشوپرورش به عنوان پيشاني مبارزه با اعتياد» با پوششدهي يك پنجم جمعيت كشور را تنها 4 درصد از درآمد ناخالص ملي در برابر سهم 15 درصدي كشورهاي توسعهيافته در نظر بگيريم، آيا ميتوان انتظار داشت كه در اين سهمبندي، اختصاص اعتبار به پيشگيري از اعتياد نيز محلي از اهميت به خود اختصاص دهد؟! اين در حالي است كه به اذعان بسياري از كارشناسان، آموزشوپرورش را بايد به جاي دستگاهي مصرفكننده و هزينهبرنده، نهادي حاكميتي و ايفاكننده مهمترين نقش در دستيابي به توسعه پايدار تلقي كرد، زيرا جامعهاي كه سهم آموزشوپرورش از اعتبارات آن قابل توجهتر باشد، از توسعه بهتري برخوردار خواهد بود. بنابراين اگر براي شكلگيري استوار شخصيت و تربيت روحي و جسمي متعادل دانشآموزان هزينه نشود،قطعا پرداخت اين هزينهها در آينده براي رفع نابسامانيها و ناهنجاريهاي اجتماعي اجتنابناپذير خواهد بود. اگرچه در اين ميان، ابهام ديگري نيز مطرح است و آن اينكه، آيا كمبود بودجه و اعتبار را ميتوان همچنان بهانهاي قابل توجيه و نامآشنا براي نگنجاندن برنامه پيشگيري از اعتياد در نظام آموزشي كشور قلمداد كرد؟ بدون ترديد، مديريت بر بودجه نهادي بسيار گسترده، مانند آموزشوپرورش كه خانوادهها را متاثر از عملكرد خود قرار ميدهد، بايد مديريتي علمي، منطقي، منسجم، مقتدر و آيندهنگر باشد تا با ساماندهي صحيح منابع، بهرهوري بهينه از امكانات موجود در آموزشوپرورش ممكن شود؛ چراكه اين نهاد مسوول توليد سرمايههايي مولد است كه در آينده چرخهاي اقتصادي و اجتماعي جامعه را به دست خواهند گرفت و بيترديد هر اندازه اين چرخها روانتر و مستمرتر در حركت باشند، تحقق توسعه اجتماعي جامعهاي سالم ميسرتر خواهد بود. در نهايت، اين پرسشها مطرح است كه در سال تحصيلي جديد كه پنجمين سال از چشم انداز 20 ساله كشور است، چه برنامههايي از سوي آموزشوپرورش براي شناسايي دانشآموزان در معرض خطر اعتياد به اجرا در خواهد آمد؟ آيا اساسا اقدامي براي گنجاندن آموزش پيشگيري از اعتياد در كتب آموزشي كشور صورت خواهد گرفت؟ و اينكه آيا بزرگترين دستگاه دولتي كشور، در مجموع از برنامه جامعي براي بهرهوري از تمامي ظرفيتهاي بالقوه و بالفعل خود در جهت كاهش گرايش به اعتياد در مدارس كشور برخوردار است؟ بيترديد پاسخ به اين پرسشها چشمانداز توسعه پايدار كشور كه تنها به دست نوجوانان امروز رقم خواهد خورد را بيش از پيش ترسيم ميكند. آمار دانشآموزان معتاد را نميدهيم در پاسخ به اين پرسشها سيدمهدي اميني، معاون سابق پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزشوپرورش، پيش از اين با استناد به اينكه آموزشوپرورش اعتياد دانشآموزي را موجه نميداند و از همين رو در جهت جمعآوري آمار دانشآموزان معتاد و سيگاري اقدام نميكند علت پيدايش اعتياد در جمعيت دانشآموزي را با توجه به جواني دانشآموزان طبيعي ذكر كرد. او با تاکيد بر اينكه تمرکز آموزشوپرورش در مواجهه با اعتياد دانش آموزي صرفا مشاوره و پيشگيري از طريق ارتباط مستمر مربيان با دانشآموزان و حضور جدي تشکلهاي خود دانشآموزان است، گفت که بهرغم آمارگيري نکردن از اعتياد دانش آموزي، آموزشوپرورش، اصل پيشگيري از اعتياد در مدارس را دنبال ميکند و در اين راستا با وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با مواد مخدر، ارتباط تنگاتنگي براي اعمال کنترلهاي کلينيکي با معضلات احتمالي دارد. پاشنه آشيل پيشگيري از اعتياد در عين حال دكتر هومان نارنجيها، مديرکل امور فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز از اجراي طرح سرشماري دانشآموزان معتاد و در معرضخطر اعتياد در مدارس خبر ميدهد و تاکيد ميکند که اميدواريم آموزشوپرورش هم در اين زمينه، همکاري مطلوب با ستاد داشته باشد. او جمعآوري و آگاهي از آمار دانشآموزان مصرفکننده دخانيات و معتاد به ويژه اطلاع از شمار دانشآموزان در معرض خطر اين ناهنجاريها را يک ضرورت برميشمرد. اين مقام مسوول ستاد مبارزه با مواد مخدر با تاکيد بر اينكه «پاشنه آشيل پيشگيري از اعتياد در جامعه، آموزشوپرورش است» بر ضرورت شناسايي دانشآموزان در معرض خطر اعتياد و پيشگيري از ابتلاي آنها از بلاي خانمانسوز اعتياد تاكيد ميكند. او همچنين اظهار ميکند: با احتساب والدين و ساير اعضاي خانواده جمعيت بيش از 14 ميليون نفري دانشآموزان کشور، پيشگيري از اعتياد در دانشآموزان، يعني «واکسينه کردن حداقل بيش از 30 ميليون نفر از اعضاي جامعه» که آموزشوپرورش بايد اين موضوع را بيش از پيش مورد توجه قرار دهد. نارنجيها معتقد است که حدود80 درصد پيشگيري از اعتياد در جامعه در آموزشوپرورش محقق ميشود و با توجه به اينكه عامل عمده گرايش دانشآموزان به اعتياد، اغلب، تعامل با والدين معتاد يا ناهنجاريهاي اجتماعي است، بنابراين نبايد صرفا با طبيعي برشمردن اعتياد در جمعيت جوان دانشآموزي نسبت به شناسايي دانشآموزان در معرض خطر و در نتيجه پيشگيري از اين معضل غفلت کرد. وي همچنين عنوان ميكند: ستاد مبارزه با مواد مخدر در قالب «طرح استعداديابي دانشآموزان نسبت به مصرف دخانيات و اعتياد» با محوريت موضوعات نگرش به اعتياد، مهارتهاي زندگي و رفتارهاي پرخطر نسبت به پيشگيري از اعتياد دانشآموزي اقدام ميكند كه در اين طرح از طريق بررسي پاسخها، درصد استعداد و در معرض خطربودن دانشآموزان در برابر اعتياد مشخص ميشود. مديركل امور فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر البته اظهار اميدواري ميكند كه توزيع اين پرسشنامهها در مدارس و اجراي طرح که در مرحله بازبيني ستاد مبارزه با مواد مخدر قرار دارد، با همکاري آموزشوپرورش هرچه سريعتر آغاز شود. در اين ميان در تازهترين آمار اعلامي در مورد شمار دانشآموزان معتاد، طه طاهري، جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام كرد: تنها پنج دهم درصد مجموع معتادان كشور دانشآموز هستند. او با تاكيد بر لزوم پرهيز از پنهانکاري درباره دانشآموزان معتاد و خطراتي كه دانشآموزان را در اين زمينه تهديد ميكند، اظهار كرد: من موافق شفافسازي با مردم در اين زمينه هستم و اساسا نبايد گفت که در بين معتادان، كسي دانشآموز نيست ولو اندك باشد؛ بنابراين بايد با واقعبيني نسبت به انجام اقدامات موثر پيشگيرانه در اين زمينه مبادرت ورزيد. او با بيان اينكه آلودگي حتي يك دانشآموزدر يك مدرسه به مصرف سيگار، در حقيقت به همه دانشآموزان مدرسه آسيب ميرساند،اعلام ميكند: ابتلا به اعتياد در جمعيت دانشآموزي در استانهاي کرمانشاه، مرکزي و همدان بالاست و البته در برخي استانها از جمله يزد و کرمان با اجراي طرحهايي چون «پاکسازي از مصرف دخانيات» و نيز اجراي فعاليتهاي آموزشي و فرهنگي حتي مصرف سيگار در جمعيت دانشآموزي در روستاها هم مشاهده نميشود. جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر با تاكيد بر اينكه براي آگاهيبخشي به دانشآموزان در مورد راهكارهاي پيشگيري از ابتلا به اعتياد، دورههاي آموزشي لازم متناسب با مقاطع تحصيلي برگزار شده است، سرانه دانشآموزي براي اجراي طرح پيشگيري از مصرف مواد مخدر در مدارس کشور را ناچيز ميداند و ضمن ندانستن اين بودجه همشأن نظام جمهوري اسلامي ايران تصريح ميكند: اگر تمام توان و بودجه خود را در زمينه پيشگيري از اعتياد هزينه کنيم قطعا 100 برابر آن سود خواهيم کرد. او در عين حال، يكي از بهترين جوامع هدف براي اجراي طرح پيشگري از مصرف مواد مخدر را آموزشوپرورش ميداند و عنوان كرد: از سال 85 تاكنون يعني پس از ابلاغ سياستهاي کلي مبارزه با مواد مخدر، سلامت جمعيتي از سنين 15 تا 65 سال در زمينه پيشگيري از سوءمصرف مواد مخدر مورد توجه جدي قرار گرفته است اما در عين حال هنوز تا ريشهکن کردن اين معضل فاصله وجود دارد. در پايان با توجه به گفتههاي مسوولان در زمينه طرح مساله لزوم پيشگيري از اعتياد در بنياديترين جوامع هدف از جمله آموزشوپرورش توجه به يك اصل كه انديشمندان بر آن تكيه دارند، ضروري است: «در معادله هزينه ــ اثربخشي پيشگيري از اعتياد در جمعيت دانشآموزي به عنوان يكي از گروههاي در معرضخطر گرايش به اعتياد، هرگز حاصل معادله منفي نخواهد شد.» ن. آفرينزاد |