| انقلاب مخملي يا رنگين؟ |
|
| ۱۶ تير ۱۳۸۸ | ||
|
«انقلاب مخملي يا رنگين؟» عنوان سرمقاله روزنامه صداي عدالت به قلم مصطفي ايزدي است كه در آن ميخوانيد؛ انتخابات دهم رياست جمهوري نقطه عطفي در جريان پر تلاطم انقلاب اسلامي بود كه همچنان بايد از زواياي گوناگون مورد توجه قرار گيرد و براي آن نوشت. نگارنده كه قطره اي از اقيانوس مردم ايران است ، برحسب وظيفه اسلامي و برگرفته از تجربه چهار دهه حضور در اين جريان گاه به گاه يادداشت را نوشته و حرفي را زده است . اين ياد داشت نيز از سر دلسوزي و تاكيد بر انتقاد سازنده به منظور پيدا كردن پاسخ پرسشهاي فراواني است كه در ذهن خود و احتمالا در ذهن بسياري از علاقمندان به رويدادهاي پيش و پس اين انتخابات وجود دارد. اكنون كه رويدادهاي متعددي را پشت سر گذاشته ايم لازم است در مورد اين رويدادها بحث و بررسي صورت گيرد و من به عنوان كسي كه به مهندس ميرحسين موسوي راي داده ام سوالاتي دارم كه مطرح مي كنم. 2- در اين يكي دوهفته گذشته مقامات محترم اطلاعاتي و امنيتي به طور مكرر از دست داشتن خارجي ها در بعضي تحركات خياباني پس از انتخابات خبر داده و آورده اند كه قبل از انتخابات و پس از آن تعدادي مامور و جاسوس و غائله آفرين از كشورهاي ديگر به خصوص انگلستان به ايران آمده و نيز تعدادي از نيروهاي محلي سفارتخانه انگليس در تهران ماموريت به هم ريختن كشورمان را داشته اند . اين اخبار خارج از اينكه نتيجه بررسي دستگاههاي ذيربط چه هست، سوالاتي را در پيش روي ما قرار داده است. اول اينكه مگر مقامات محترم مذكور نمي دانند تمام سفارتخانه هاي همه كشورها در سراسر دنيا كار جاسوسي و جمع آوري اطلاعات مي كنند؟ دوم اين كه مگر وزارت اطلاعات - كه خوشبختانه توانايي هاي بالايي در جمع آوري اطلاعات و ضد اطلاعات دارد - نتوانسته سفارتخانه انگليس را در گرفتن كارمند محلي مراقبت نمايد؟ سوم اينكه مگر نيروهاي وزارت از اقدامات نيروهاي فوق الذكر قبل از هر اقدام تخريبي يا جاسوسي اطلاع نداشته اند ؟ چرا قبل از اين همه تلخي روابط بين ايران و انگليس موضوع را حل و فصل نكردند؟ چهارم اين كه مگر دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي در دادن ويزا به كساني كه از خارج آنهم از ممالك مظنون مي آيند بررسي لازم را نمي كند؟ در صورتي كه مي دانيم هر آن احتمال اعزام جاسوس و فتنه گر به كشورهاي جهان سوم وجود دارد. پنجم اين كه مگر شما نمي گوييد از ماه هاي قبل مي دانستيم قرار است پس از برگزاري انتخابات اغتشاشات صورت گيرد ، پس چه شد كه از تازه واردين هيچ مراقبتي نشد ؟ 4 - سابقه هر نوع انقلاب و نهضت و قيام در ايران وجود دارد و آن حوادث بيروني كه در كشورهايي نظير گرجستان روي داده است ، هيچ گونه زمينه اي در كشور ما ندارد. آيا كارشناسان سياسي و اطلاعاتي و امنيتي نمي دانند در ايران اينگونه رخدادها با رنگ و شيوه بومي و ايراني است و جنبش اصلاح طلبي نيز با همين رنگ و شيوه شكل گرفته است؟ 5- شكي نيست كه ايرانيان مسلمان حتي اگربالفرض بخواهند نهضتي رنگين را شكل بدهند به نمونه بومي آن رجوع مي كنند. نمونه روشن آن ، قيام سياهجامگان به رهبري ابومسلم خراساني عليه دستگاه ستم امويان بود. آيا مي توان اعتراضات اخير جوانان ايران عليه شيوه برگزاري و اعلام نتيجه انتخابات را كه بر حسب علاقه مهندس موسوي به بهره گيري از رنگ سبز، جنبش سبز هم ناميده شده، با قيام سياهجامگان مقايسه كرد؟ 6 - همه اين سوالات و فرضيات نشان مي دهد كه دوستان آقاي احمدي نژاد، بدون ملاحظه شخصيت ايرانيان و بدون توجه به رويدادهاي سياسي ديروز و امروز ايران و احتمالا از موضع غرور و غرض ورزي ، بيش از نيمي از مردم ايران را مورد اتهام و بدگويي قرار داده اند و براي اينكه ثابت كنند اين ده ها ميليون مسلمان ايراني و بزرگان جنبش سبز، تحت تاثير خارجي ها و در پي انقلاب رنگي و مخملي بوده اند، به هزار بهانه و جعل و سند سازي دست مي زنند، در صورتي كه بايد بدانند آهن مي كوبند و كسي هم به رنگريزي آنان وقعي نمي گذارد. خود را بيشتر از اين خسته نكنيد !
|
||