Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » سیاسی » سیاسی » تاخير يک هفته اي و مفهوم ولا يت پذيري
تاخير يک هفته اي و مفهوم ولا يت پذيري چاپ
۰۴ مرداد ۱۳۸۸

«تاخير يک هفته اي و مفهوم ولا يت پذيري»عنوان يادداشت وز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم محسن دقت دوست است كه در آن مي‌خوانيد؛همين ابتدا جا دارد مراتب تاسف و اعتراض خود را از ماجراي تاخير يک هفته اي برآوردن نظر رهبر انقلاب، از سوي رئيس جمهور و بي تفاوتي که در اين رابطه صورت گرفته اعلام داريم. آنچه بيش از همه موجب نگراني مي شود بي توجهي نسبت به فرمان صريح مقام رهبري در خصوص تصميمات و عملکردهاي دولت است، تا آنجا که ظرف ماه هاي گذشته شاهد صدور دو "حکم" از جانب ايشان براي لغو مصوبات دولت بوده ايم که هيچ سابقه مشابهي ندارد. اولي مربوط به اقدام دولت در قرار دادن سازمان حج و زيارت تحت سرپرستي سازمان گردشگري و ديگري ماجراي اخير در انتصاب آقاي رحيم مشايي به سمت معاون اولي. رويکرد سابقه دار آقاي احمدي نژاد تا بدانجا پيش رفت که با رسانه اي شدن و مخاطب مستقيم قرارگرفتن او در فرمان صادر شده، در حکم برکناري از جانب رئيس جمهور تنها به اصلي از قانون اساسي استناد شد و متني کم رمق منتسب به آقاي مشايي منتشر شد و او با حالتي طعنه آميز اعلام کناره گيري نمود. اما سواي کم وکيف صفت ولايتمداري دولت مدعي اصولگرايي، در مورد روي ديگر اين سکه يعني مساله اهداي پرحاشيه پستي چنين حساس و کليدي به آقاي مشايي و رويدادهاي بعدي آن، کمتر در جرايد مستقل تحليل جانداري مي بينيم که دليل آن روشن است، مشغوليات مهم تري مطرح است و البته به طور حتم در مظان اتهام بغض و کينه قرار گرفتن، آنها را از اين عرصه دور کرده.

اين فاصله گيري خودخواسته سازنده لايه اي ديگر از فرآورده هاي متوهمانه در برخي ذهنيات بوده است که سرمقاله ديروز روزنامه کيهان که رحيم مشايي را عامل کودتاي مخملين توصيف کرده جلوه اي روشن از اين تاريک بيني و ترس از ريسمان سياه و سفيد است. ليکن مي توان ارزيابي هايي متفاوت تر از آنچه توسط حاميان سرسخت دولت نهم - و بالطبع دولت دهم - عرضه مي شود و قبلا تاريخ اسلام در آن بسيار مرور مي شد متصور بود. 1- ويژگي  عدم تعامل مثمرثمر که از سوي رقباي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد ذکر مي شد مستدل و مستند به گزارشات مراجع رسمي مانند ديوان محاسبات و ديگر شواهد عيني مانند تقابل هاي مجلس و دولت بر سر مصوبات يکديگر بيان مي گرديد. در مقابل، کليدواژه برخي حاميان ايشان عبارت بودند از احياي گفتمان انقلاب اسلامي و همچنين "ولايت مداري".

تعريف احياي گفتمان انقلا ب و مفهوم ولا يت پذيري را اين روزها بهتر فهميديم. اما آنچه در صحنه "التزام عملي" به نمايش درآمده مويد انگاره هاي متفاوتي است. در کنار اينها قرار دهيد هتاکي به انقلابيون ديرپا و حمايت از نورستگان  بي اصول  را. کجايند تحصن کنندگان و کفن پوشان؟ کجايند کثيرالمصاحبه هاي بعد از انتخابات؟ کجايند تظاهرکنندگان آن شهر مقدس؟  2- آيا روش و منشي که منتهي به انتخاب آقاي مشايي شد با ساير کارکردهاي دولت در چهار سال گذشته متفاوت است؟ پاسخ اين سوال بدون شک منفي است و همين امر زمينه پرسشي ديگر را فراهم مي آورد که پس چرا اينک رويکرد حاميان و مداحان آقاي احمدي نژاد در برابر انتخاب ايشان آفتابي برآمده از مغرب است؟! در انتخابات اخير، ديگر رئيس دولت نهم آن شخصيت نوظهور و ناشناخته چهار سال قبل (از منظر رياست بر قوه مجريه) نبودند و راهبرد و گرايش منتخب وي براي پيشبرد امور کشور - که برگزيدن مديران نيز جزئي از آن محسوب مي شود - کاملا علني و مشخص شده بوده و هيچگونه قرائني مبني بر تحول در تداوم اين مسير وجود نداشت. به جرات مي توان گفت که مهمترين انگيزه رقباي رئيس دولت نهم و طرفداران عام و خاص آنها نيز ناشي از علم به جزئيات راهبرد مسبوق به سابقه آقاي احمدي نژاد و يقين به ايجاد نشدن تغييرات بنيادي در آن بود. عاملي که حتي باعث شد او رقباي خويش را سه چهره متحد و با ماهيتي واحد بنامد.

3- پديده اي به نام آقاي مشايي امتداد همان خط وابستگي و باور دولت نهم به منابع فيض ناپيدا و ماورائي است که پايه برخي از عملکردها در چهارسال گذشته بوده، که اگر هزار هزار تکذيب و انکار به ميان آيد نيم نگاهي به حکم انتصاب او و تکرار واژه "دولت کريمه" و دلباختگي به آقا امام زمان (عج) در آن بازگوي همه چيز است. سواي اين موضوع مهم که بايد ريشه هاي اين مخاطره شناسايي شود، پشت اين انتصاب يک خط فکري و شيوه مديريتي خوابيده که ابدا تغيير جهت نداده و نخواهد داد. اصرار شخص آقاي احمدي نژاد و دفاع تمام قد حلقه نزديکاني چون آقايان ثمره هاشمي و جوانفکر از مشايي و انتخابش براي معاونت اولي که باوجود علم به نظر و فرمان رهبري ايراد گشته، به اندازه کافي  گوياست و فصل ديگري از اين معنا در معرفي گزينه هاي کابينه جديد به زودي عيان خواهد شد. به همين جهت مابين مفهوم عزل و برکناري يا استعفا يا ادامه به کار آقاي مشايي هيچ گونه تعارض ماهيتي وجود ندارد، چونکه آقاي احمدي نژاد از قبل کاملا اشراف به عواقب تصميم خود داشته اند و از نظرات دفعي و حساسيت ها مطلع بوده اند. کجاي اين سناريو دور از ذهن و خارج از معمول است که آقايان نقش شکات پرونده را بازي مي کنند؟ در يک هفته گذشته حتي کلمه اي در راستاي جلب افکار عمومي و حتي ياران آقاي احمدي نژاد هم نشنيده ايم، بنابراين به هيچ طريقي نمي توان صورت مساله را پاک کرد و بهتر است فکري براي غافلگيري هاي بعدي شود.



یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات