| درهم تنيدگي تحولات ايران با آنچه در منطقه مي گذرد |
|
| ۰۵ مرداد ۱۳۸۸ | ||
|
«درهم تنيدگي تحولات ايران با آنچه در منطقه مي گذرد»عنوان سرمقالهي روزنامهي ابتكار است كه در آن مي خوانيد؛ به جرات مي توان گفت انتخابات ايران با تمام اتفاقاتي که پس از آن رخ داد و تمام وقايعي که در خود داشت، تعريف ديگري از ايران در سطح منطقه و جهان ارائه داد. به فاصله کمتر از 24 ساعت آنچنان مهم شديم که تمام رسانه هاي جهان اخبار ما را در صدر اخبار خود قرار دادند و تمام ديدگاه هاي منطقه اي و جهاني نسبت به ما تغيير کرد. آنچه در اين روزها اتفاق افتاد فارغ از هر صفت و نسبتي که به آن دادند يک چيز را به خوبي نشان داد و آن اين که ما چقدر مهم و اثرگذار هستيم. در اين مطلب قصد نداريم به اين موضوع اشاره کنيم که آيا واقعا حرف ها، صفت ها و نسبت هايي که پس از انتخابات افراد و جريان هاي مختلف سياسي به يکديگر دادند يا آنچه گذشت را آن گونه توصيف کردند، واقعا صحيح بودند يا خير؟ بلکه مي خواهيم اين نکته را بگوييم که ايران پس از انتخابات با تمام ظرفيت ها و صفت هايي که در خود داشت تا چه اندازه به چشم جهانيان مهم آمد و تا چه عمقي بر اتفاقات ديگر کشورها و حرکت هاي سياسي اثر گذاشت. به مثال هاي قابل مشاهده اشاره مي کنم; از انتخابات 22 خرداد تا کنون در حدود 40 روز مي گذرد. در اين مدت در کشورهاي افغانستان، موريتاني، يمن، قرقيزستان و اخيرا کردستان عراق انتخابات، مناظره هاي سياسي ميان نامزدها تا قبل از انتخابات يا درگيري هاي نظامي (در يمن) به وقوع پيوست. در افغانستان احزاب سياسي نگراني خود را از وقوع حوادث مشابه ايران اعلام کردند. حتي مناظره هاي سياسي نامزدها با وجود اين که الگوبرداري از نوع امريکايي آن بود و تلاش شده بود دکوراسيون و فضايي شبيه انتخابات ايالات متحده برگزار شود، نمي توان کتمان کرد که ايده و محرک اصلي آن از ايران گرفته شده بود. در خاورميانه و کلا غرب آسيا، براي نخستين بار در ايران بود که نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري رو در روي هم به مناظره مي پرداختند و رسما يکديگر را نقد مي کردند. مناظره هايي چالشي و کاملا سياسي که نامزدها بدون ملاحظه از يکديگر شديدترين انتقادها را از يکديگر مي کردند. به گزارش صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران اين مناظره بسته به نامزدهاي مورد مناظره از 150 ميليون تا 300 ميليون بازديدکننده در سراسر جهان داشته است. شبکه هاي غير ايراني همچون شبکه ان اچ کي ژاپن و الجزيره از صدا و سيما تقاضا کردند، به آنها اجازه پخش مستقيم هم زمان مناظره ها را بدهد. حال پس از ايران اين مناظره ها در افغانستان تکرار شد تا اين کشور نيز در کنار ايران يکي ديگر از ابزارهاي مهم دموکراسي را در روزهاي قبل از انتخابات تجربه کرده باشد. علاوه بر آن نامزدهاي سياسي حامد کرزاي رئيس جمهوري افغانستان را متهم مي کنند که قصد تقلب در انتخابات را دارد و مدعي هستند که وي تلاش مي کند نتيجه انتخابات را شبيه ايران رقم بزند. شايد اين ادعا واهي باشد و تشبيه به چيز خلاف واقع و ثابت نشده اي کرده باشند اما اين خود نشان از اثرگذاري عميق ايران در افکار عمومي و حرکت هاي سياسي افغانستان بدون استفاده از ابزارهاي سياسي يا ابزارهاي نظامي ايران در آن کشور دارد. در موريتاني که يکي از معدود کشورهاي عربي است که از حداقل هاي دموکراسي بهره مند است نيز مشابه چنين اتفاقي رخ داد. در آن کشور مناظره سياسي انتخاباتي برگزار نشد اما جريان هاي سياسي آن کشور نيز تلاش کرده اند از الگوهاي سياسي ايراني تقليد کنند و حرکت هاي مشابهي انجام دهند. آنها هم حزب حاکم را متهم کردند که قصد دارد در انتخابات تقلب کند و ادعا کردند، در صورتي که ولد عبدالعزيز رئيس دولت کودتايي اين کشور در نتيجه انتخابات تقلب کرده و آرا را به نفع خود تغيير دهد مشابه آنچه در ايران افتاد در موريتاني هم اتفاق خواهد افتاد. کشوري که طي تقريبا دو دهه گذشته 10 کودتا را پشت سر گذاشته، در روابط ديپلماتيک ايران هيچ رديفي در اولويت هاي تهران ندارد و کيلومترها آن طرف تر در غرب آفريقا واقع شده دوست دارد خود را با ايران مقايسه کرده و از الگوي ايراني براي حرکت سياسي خود بهره ببرد. در يمن هم زمان با ناآرامي هاي پس از انتخابات تهران که مردم تجربه تازه اي را در خيابان هاي شهرهاي کشور آزمودند، اين بار شبه نظاميان الحوثي حرکتي ضد دولت مرکزي علي عبدالله صالح رئيس جمهوري مستبد يمن انجام دادند و رسما دو استان از استان هاي کشور را از کنترل دولت خارج کردند. آنجا هم انديشه هاي ايراني بر معترضان ضد دولت مرکزي يمن اثر گذاشت. به ويژه اين که حوثي ها با ايراني ها هم مذهب هستند و هر دو از عقايد شيعه اثني عشري تبعيت مي کنند. در قرقيزستان که دولت فعلي آن با حمايت ايالات متحده و در يک انقلاب مخملين بر سر کار آمد، اکنون احزاب سياسي دولت مرکزي فعلي را متهم مي کنند که در نتيجه انتخابات دست کاري کرده و مجددا خود را برنده معرفي کرده است. اين در حالي است که همين مردم عليه همين دولت در سال 2005 قيام کرده بودند و با حمايت ايالات متحده و به راه افتادن يک انقلاب مخملين عليه جريان وقت حاکم که مورد حمايت روسيه بود، خود را به هسته قدرت رساندند. اکنون با موجي که ايران در سطح منطقه ايجاد کرد همان حزب مورد اتهام رقيبان خود قرار گرفته است. تفاوتي که اين کشور با ديگر جاها دارد اين است که ناظران بين المللي نيز تقلب در آن را تاييد کردند. در کردستان عراق که انتخابات آن روز شنبه 25 ژوئيه برگزار شد جريان هاي سياسي رقيب حزب دموکراتيک کردستان که فعلا در راس امور کردستان است و رياست آن بر عهده مسعود بارزاني است، را متهم مي کنند که در انتخابات تقلب کرده است. اين در حالي است که در دور پيش همين حزب به واسطه نفوذي که در ميان کردها داشت، با همين شيوه انتخابات برنده شد و به قدرت رسيد و کسي هم به پيروزيش اعتراض نکرد. اين نشان مي دهد که فضاي ايران هر چند هم بگوييم کاذب است تا چه اندازه بر فضاي اين منطقه اثر گذاشته است. به وضوح مي بينيم تا چه اندازه حرکت هاي سياسي ما در منطقه اثرگذار است. اين نکته زماني براي ما بيشتر قابل درک مي شود که مي بينيم ايران يکي از معدود کشورهاي غرب آسيا است که از حداقل هاي يک دموکراسي مردمي برخوردار است و نزديک به 30 سال است که تجربه انتخابات را گذرانده است. بنابر اين هر کاري کنيم بر منطقه اثر گذاريم. همان طور که 30 سال پيش، انقلاب ايران بر تحولات منطقه به طور کامل اثر گذاشت و به همان ترتيب در انتخابات 76 پيروزي محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري معادلات بسياري از کشورهاي منطقه را تغيير داد، اکنون نيز اتفاقات ايران بر تحولات منطقه اثر مستقيم گذاشته است.
|
||