Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » اجتماعی » اجتماعی » عدالت از منظر عقل و دين
عدالت از منظر عقل و دين چاپ
۲۱ شهريور ۱۳۸۸

حجت الاسلام علي عسكري
نخبگان و صاحبان فكر و دانش اعم از مسلمان و غير مسلمان مي دانند كه اصلي ترين عامل تمايز انسان از ديگر مخلوقات به عقل است و شكي نيست كه عقل يك نيروي باطني است و پيامبر دروني انسان محسوب مي گردد و ريشه در فطرت الهي او دارد و به عنوان يك موهبت خدا دادي انسان را از قوه نظري و عملي برخوردار ساخته و برترين فضيلتها را شامل حال وي مي سازد. نشان ارزشمند قوه نظري حكمت و عاليترين اثر آشكار قوه عملي عدالت است . عدالت به نيروي برتر نفس آدمي اطلاق مي شود كه اعمال و رفتار او را اعتدال بخشيده و مانع افراط و تفريط است و خواسته هاي نابجاي شهواني و عصبي را مهار مي كند و باعث مي شود انسان آنچه كه شايسته است را به انجام برساند و از پليديها و زشتي ها اجتناب و دوري كند.
امروزه همه بزرگان اهل معرفت بر اين باورند كه انسان داراي سه قوه عقل غضب و شهوت است و همگان بر اين مهم تاكيد دارند كه به كمك عقل دو قوه و نيروي غضب و شهوت مهار مي شود و از اين طريق است كه اعتدال و ميانه روي بر زندگي هر انساني حاكم مي شود و چنانچه به هر دليلي نيروي عقل در برنامه كاري و زندگي انسان حكم فرما نباشد و يا مورد غفلت قرار بگيرد دو نيروي غضب و شهوت انسان را از اعتدال خارج ساخته و سرانجامش به تباهي مي رسانند.
نكته جالب و زيبا در اين رابطه اين است كه در مفهوم عدالت به مطلبي تاكيد شده است كه بسيار جاي تامل و دقت است و آن اين است كه عدالت نتيجه هماهنگي است و اين هماهنگي در فرد بوسيله قوه عملي و حالت نفس هر انساني حاصل مي شود و در اجتماع از راه تكيه بر عقل جمعي و اعمال وظايف درست قانوني افراد و جامعه به دست مي آيد.
دانشمند بنام يونان قديم افلاطون در مورد عدالت با تاكيد بر اصل هماهنگي گفته است :
عدالت رشته اي است كه جامعه را به يكديگر پيوند مي دهد و عدالت اجتماعي را مي توان به اصل اجتماعي تعريف نمود كه انواع افراد آدمي را در برگرفته است . (1 )
و ارسطو گفته است : انسان چنانچه با مهار و هماهنگي قوا و نيروهاي متضاد خودش به سرحد كمال برسد بهترين حيوانات است ولي چنانچه از قانون و عدالت جدا گردد بدترين حيوانات خواهد بود . (2 )
و مي گويد : توزيع چيزها وقتي دادگرانه است كه ارزش هر چيزي متناسب با ارزش كس باشد كه آن را دارا شده است .
و طبيعي است كسي كه از تعليم و تربيت خوبي بهره مند است و موقعيت اجتماعي جالبي دارد و از تمكن مالي بيشتري برخوردار است بايد بهره مندي بيشتري داشته باشد تا كساني كه فاقد اين اوصاف هستند(3 ) اين گفته ارسطو حكايت از آن دارد كه عدالت به معني مساوات و برابري تعريف درستي نيست بلكه عدالت آن است كه هر كس آنچه حق است به دست آورد و كاري را در پيش بگيرد كه استعداد و شايستگي آن را داشته باشد و شخص عادل كسي است كه بر حد و جاي خود باشد. هر چه مي تواند بهتر كار كند و كاملا معادل آنچه را مي گيرد پس بدهد در غير اين صورت نتيجه كار ظلمي خواهد بود كه نقطه مقابل عدالت است .
تبعيض و رفتار ظالمانه همچنانكه از منظر عقل مورد تااييد نيست و پسنديدگي عدالت و در مقابل قبح و زشتي ظلم در ديدگاه عقل بر كسي پوشيده نيست در ميان متون اسلامي (قرآن و سنت ) و بزرگان و متفكرين اسلامي نيز عدالت بسيار داراي اهميت معرفي شده و در مقابل آن ظلم شديدا مورد نكوهش قرار گرفته است تا جائيكه گفته شده است (الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم ) كشورداري و حكومت اگر با بي ديني (امكان بقا و ماندگاري داشته باشد مسلما با ستمگري و ظلم ادامه نخواهد يافت و بطور قطع و تعيين شرط مهم زمامداري در اسلام عدالت است و اصل پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران از عدالت به عنوان شرط اول ولايت ديني ياد كرده است .
عدالت در قرآن
در كتاب آسماني مسلمانان قرآن كريم خداوند سبحان براي تثبيت عدالت و استمرار آن فرموده است :
ان الله يا مر بالعدل والاحسان (4 ) خداوند امر مي كند شما را به عدل و نيكي .
و در جاي ديگر فلسفه و دليل روشن نزول كتاب آسماني و رسالت پيامبران الهي را قيام براي احقاق حق و عدالت معرفي كرده و فرموده است : لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط (5 ) مارسولان و فرستادگان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.
و همچنين در آيه ديگري دارد : اعدلوا هو اقرب للتقوي (6 ) عدالت پيشه كنيد كه عدالت به تقوي و پرهيز كاري نزديكتر است .
عدالت در سنت قولي و عملي معصومين (ع )
غير از آيات قرآن كه به عنوان نمونه فقط به چند آيه درباب تاكيد و سفارش به عدالت اشاره كرديم در سنت و حديث نيز به عنوان يكي ديگر از منابع مهم اسلامي در زمينه عدالت مطالب فراواني وجود دارد كه به اختصار به چند مورد از آنها تاكيد مي گردد.
الگوي با عظمت و عدالتخواه ارزشمند صدراسلام كه شهيد عدالت شناخته شده و كتاب شريف نهج البلاغه او به حق منشور بزرگ عدالت نام گرفته و خود قرآن ناطق است در تفسير عدالت به مالك اشتر نخعي فرمود : رسيدن مردم به حق خودشان و قرار دادن هر چيزي در جاي خودش عدالت ناميده مي شود. (فضع كل امر موضع ) پس تو اي مالك هر چيزي را در جاي خودش قرارده (7 )
همچنين در كلام و بيان روشن و راهگشاي ديگري فرموده است : ان العدل ميزان الله سبحانه الذي و منع في الخلق و نصبه ولاقامه الحق (8 ) در حقيقت عدل ترازوي خداست كه او پاك و منزه است ترازويي كه خدا آن را در ميان مردم قرار داده و نصب كرده براي برپا داشتن حق .
اين امام همام و پاك كه خودش داير مدار حق و عدالت است و پيامبر اكرم (ص ) در موردش فرموده است علي با حق است و حق با علي است (يدورحيث ما دار) رويكرد اصلي و ذاتي او حق و عدالت است در توبيخ و سرزنش كسانيكه شرايط محور بودند نه عدالت محور و به حضرت توصيه مي كردند جهت استمرار چند روز حكومت و قدرت ظاهري خودش با خواسته هاي خلاف عدالت معاويه و رقيب سياسي كنار بيايد و بطور موقت حسب ظاهر با زياده خواهي او و باند امويان ستيز نكند فرمود : اتامروني ان اطلب النصر بالجور شرم آور است !! آيا مي خواهيد من نصرت و پيروزي خودم را از راه جور و ستم كسب كنم به خدا سوگند تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پي يكديگر طلوع و غروب مي كنند هرگز چنين كاري نخواهم كرد و براي همين اصل مهم و توجه به عدالت در زمامداري اسلامي است كه در كلام پر ارج و گهربار ديگري فرموده است :
ان افضل قره عين الولاه استقامه العدل في البلاد(9 )
در واقع و حقيقت امر بهترين چيزي كه مايه چشم روشني و سرافرازي صاحبان قدرت و ولايت در بين مردم و انسانها است هما نا گسترش عدالت در بلاد و شهرها و محلهاي سكونت مردم است . و يا اينكه فرموده است : زين الملك العدل (10 ) زينت فرمان روايي عدالت و دادگري است . و بر اين نكته مهم نيز تاكيد فرموده اند كه حق و عدالت در جايگاه حكومت آنقدر داراي اهميت است كه انصراف از آن باعث حرمت است و با صراحت و شفافيت فرموده است .
من طلب الرياسه بغير حق حرم الطاعه له (11 ) هر كسي كه بدون حق و از غير راه عدالت بدنبال رياست باشد اطاعت از او حرام است و كسي نمي تواند بگويد اين نافرماني مدني است براي اينكه در بين جوامع اسلامي و امتهاي مسلمان كم نيستند افرادي كه جهت رسيدن به پست و مقام از راههاي خلاف حق و عدالت بهره جوئي كنند و از هر وسيله اي استفاده كنند تا به قدرت برسند و يا قدرت خودشان را بر خلاف حق و عدالت تحكيم كنند و استمرار ببخشند تبعيض روا بدارند ديگران را هتك حرمت كنند رياكاري پيشه نمايند از بيت المال ولخرجي كنند دروغ بگويند و... و طبيعي است كه چنين افرادي مرجع بر غير حق شناخته شوند و روشن است كه انسانهاي داراي يك چنين ويژگي و رفتاري با مشي سياست خاص باندگرا و قدرت طلب طاغوت شناخته شوند و اطاعت و كمك برچنين كساني داراي حرمت باشد.
در مقابل چنين افراد قدرت طلب و فسادگري انسانهايي قرار دارند كه خاضع و تسليم در برابر حق هستند و خوي قانوني شكني و تجاوز به حريم ديگران را ندارند. اينان را مردم بايد به رياست بپذيرند و فطرت انساني هر كس يك چنين رياست و مديريتي را طلب مي كند و حضرت فرموده است : من اتخذ الحق لجاما اتخذه الناس اماما(12 ) هر كس كه حق را پيش روي خود قرار دهد و به لجام حق آراسته گردد او را مردم به رياست مي پذيرند زيرا كه فرمود : من صارع الحق ضرع (13 ) هر كه با حق در افتاد ور افتاد .
پاورقي :
1 ) تاريخ فلسفه سياسي بازارگاو ج 1 ص 109
2 ) كتاب سياست ارسطو به نقل از تاريخ فلسفه سياسي ص 141 همان منبع
3 ) همان منبع
4 ) سوره نحل آيه 90
5 ) سوره حديد آيه 26
6 ) سوره مائده آيه 8
7 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ص 1031
8 ) شرح غررالحكم ج 2 ص 508
9 ) نهج البلاغه نامه 53
10 ) غررالحكم حديث 426
11 ) تحف العقول ص 321
12 ) غررالحكم حديث 331
13 ) بحارالانوار ج 77 ص 420



یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات