Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » سیاسی » سیاسی » اوباما و گفتمان سلبي يا ايجابي آمريکا
اوباما و گفتمان سلبي يا ايجابي آمريکا چاپ
۰۲ مهر ۱۳۸۸

«اوباما و گفتمان سلبي يا ايجابي آمريکا»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي قدس به قلم مهدي مطهرنيا است كه در آن مي‌خوانيد؛در اين ايام جهان شاهد بروز و ظهور تحولاتي است که در آينده، تأثيرات بسزايي را از خود به جاي خواهد گذاشت. آمريکايي ها به رهبري باراک اوباما، لحظات سرنوشت سازي را تجربه مي کنند که نه تنها براي آنها، بلکه براي کل جريان به واسطه قدرت بازيگري بالاي آمريکا - که با وجود فراز و نشيبهاي افول گرايي آن، هنوز هم حرف نخست را در بازي هاي بين المللي مي زند- اهميت زيادي دارد. اعلام اينکه آمريکا طرح سپر دفاع موشکي خود را در چک و لهستان متوقف مي کند و همراه شدن آن با اعلام طرح سياست امنيتي آمريکا در اين منطقه با محوريت بزرگ نمايي تهديد ايران با گفتمان زيرکانه خوف و رجا، از بازنگري جدي سياستهاي امنيتي واشنگتن، توسط اوباما خبر مي دهد.

اوباما در حال انتقال نگرش گفتمان امنيت منفي يا سلبي به گفتمان امنيت مثبت و ايجابي و نهادينه کردن آن در ساختار حکومتي آمريکا است.

وي بر آن است که موضع نومحافظه کاران را که سلبي و با نفي ديگران همراه بود، از طريق باز تعريف ضمني مفهوم امنيت به سوي محوريت آمريکا جذب نمايند و در اين راه هزينه هاي آمريکا را کاهش دهد.

اوباما معتقد است نبايد آمريکا تحريک پذير باشد، بلکه بايد به کشوري حرکت آفرين تبديل شود. او به هيچ وجه نمي خواهد روي تشک رقبا و کشورهاي مخالف آمريکا بيايد و مغلوب رقباي کم وزن خود شود و از کشورهاي به اصطلاح عصيانگر ولي کوچک ضربه بخورد، بلکه بر آن است که آنها را بر روي تشک خود بياورد و با مديريت بهينه انرژي، از آنها بهره برداري مطلوب به نفع آمريکا را ساماندهي کند.

او معتقد است آمريکا پيش از اين روي تشک خاورميانه و با نام «امنيت جهاني» بازي مي کرد، جهاني شعار مي داد و منطقه اي عمل مي کرد؛ ولي اکنون بايد جهان را بر روي تشک آمريکا آورد و هوشمندانه به مديريت قدرت در راستاي گسترش و تعميق امنيت آمريکايي نايل آمد. لذا منطقه اي شعار مي دهد، جهاني عمل مي کند و به آمريکايي و منافع آمريکا مي انديشد. او اکنون دريافته است که نمي توان در دنياي امروز به کلان قدرتها- به تنهايي- توجه کرد، بلکه بايد روش قدرتها را نيز جدي گرفت و آنها را در مسير مديريت بهينه قدرت، سازماندهي نمود. لذا بيش از آنکه به حکومت بر جهان از منظر گفتمان امنيت منفي فکر کند، به مديريت بر جهان از طريق تأکيد بر گفتمان امنيت مثبت مي انديشد.

سخنراني هاي او، مملو از بازتعريف تعهدات آمريکا براي جهان آزاد است: تأکيد اولويت دار او بر خلع سلاح يا محدودسازي زراد خانه هاي هسته اي قدرتهاي بزرگ گرفتار بر کشورهايي چون ايران، اسلام آرايي زيرکانه وي در قاهره در خطاب نوروزي به ملت ايران، پاي پوش در آوردن و به مسجد ترکيه سر زدن و... همگي نشان از همين زيرکي دارد.
او بر آن است که دکترين هشتم امنيتي آمريکا مبتني بر جنگ پيشدستانه نومحافظه کاران را با رهبري خويش در رأس نودموکراتهاي آمريکا، به دکترين نهم امنيتي آمريکا- که من آن را دکترين دموکراسي پيشروانه نام مي نهم- انتقال دهد.
اوباما تلاش دارد در پرتو اين معنا و در ارتباط با ايران، از يک سو با اعلام مذاکره بي قيد و شرط با اين کشور را به سوي ابراز يک صداي بزرگ- يک نه بلند يا يک آري بلند- هدايت کند و از سوي ديگر با بازي ايران جهت گريز از ميدان اين صداي بزرگ، اجماع جهاني عليه ايران را با هزينه هاي بسيار پايين تر مديريت کند. تقليل سطح بازي ايران با آمريکا به سطح منطقه اي با اعلام مذاکره با ايران حاصل مي شود و درست به همين دليل است که بي پرده از مذاکره مستقيم با ايران سخن مي گويد، چرا که اسرائيل و بعضي از دولتهاي منطقه را با نگراني هاي معنادار روبه رو مي سازد و از سوي ديگر با دادن چراغ سبز کم رنگ به اسرائيل از طريق «جوبايدن» جهت حمله به ايران، انتقال خشم ايران از آمريکا به سطح اسرائيل را مديريت مي کند. به عقيده اوباما و تيم امنيتي او، ايران بايد در خاورميانه محدود و سطح بازي اين کشور را منطقه اي نمود و سپس آن را کنترل و احياناً به راحتي و سهولت بيشتري نابود نمود.

با اين اوصاف، پرسش اصلي اين است که آيا اين خبر يعني چشم پوشي آمريکا از طرح سپر دفاع موشکي تغييري راهبردي، تاکتيکي يا اجرايي است؟ در پاسخ بايد بگويم، تغيير در هر سه سطح مدنظر است. هدفهاي راهبردي و چشم انداز در آمريکا تغيير نمي کند. چشم اندازها ترسيم مي شوند، هدفها تبيين و تدوين مي گردند و سپس راهبردها در چارچوب ترکيب بهينه هدفها، منابع و روشها طراحي مي گردند.

آمريکايي ها در پرتو همين تغيير است که تئوري پيش رسانه خود را با عنوان Pre-جژصعدشس تغيير خواهند داد و به دکترين دموکراسي پيشروانه تبديل خواهند نمود.

هم اکنون آمريکا با اين اقدام، نظريه ايران هراسي را از سطح مجازي- منفعتي به سطح عيني- عملياتي هدايت مي کند. اندازه هايي از ايران به دست مي دهد که به متحدان غربي خود آرامش دهد، رقباي شرقي خود را جذب کند و کشورهاي منطقه را عليه ايران بسيج نمايد. وي قدرت موشکي ايران را باوجود تلاش نومحافظه کاران، با برآوردهاي واقعي تر بيان مي کند.

اوباما تأکيد دارد، بوش ارزيابي درستي از تهديد ايران داشته، اما رفتار درستي در قبال ايران اتخاذ نکرده است، لذا بايد طرح نوي متناسب و مناسب با تهديد ايران عرضه شود که رقباي شرقي بويژه روسيه را از صحنه دفاع از ايران خارج و به سوي جذب و جلب و سپس بر ضدايران در قبول تحريمهاي بيشتر متمايل سازد و چه برگ آماده تر و بهتري از سپر دفاع موشکي و چشم پوشي موقتي از آن. در عين حال، وي با بيان سطح فعاليت موشکي ايران در کلاس کوتاه برد و ميان برد، همکاران و متحدان اروپايي خود را آرامش مي بخشد و بر ادامه تلاش آمريکا با طرح موسوم به « SM3S » در ايجاد سپر دفاع موشکي براي متحدان غربي خود در آينده تأکيد مي کند.

بعد از اين رويدادها است که وزارت خارجه روسيه به طور رسمي و طي بيانيه اي سخنان احمدي نژاد در باب هولوکاست را محکوم مي کند و زمزمه هاي همکاري بيشتر روسيه و آمريکا از آن سوي قفقاز شنيده مي شود. در دنياي پرشتاب امروز منافع دايمي وجود ندارد، همه در اين آوردگاه به فکر منافع خويش اند. روس ها نيز از اين امر مستثنا نيستند و اتفاقاً سابقه تاريخي نشان داده است به هر کشوري نبايد اطمينان کرد.
بر روسها و انگليس ها بيش از همه بايد مظنون بود.


یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات

div>