| ترس واضطراب دركودكان |
|
| ۰۳ مهر ۱۳۸۸ | ||
|
پاسخ اين است كه كودكان نيز نگرانيها و اضطرابهايي با درجات مختلف را تجربه ميكنند. اضطراب تابعي از خواستههاي ما و تواناييهايمان براي رسيدن به آنهاست. منابع اضطراب فشارها اغلب از منابع خارجي سرچشمه ميگيرند (مثل خانواده، دوستان يا مدرسه)، اما امكان دارد كه اضطرابها ناشي از عوامل دروني نيز باشند. فشاري كه ما روي خود ايجاد ميكنيم ميتواند حتي مهمتر باشد، چرا كه اغلب بين آنچه كه ما تصور ميكنيم بايد انجام دهيم و آنچه كه واقعا در زندگي خود انجام ميدهيم اختلاف وجود دارد. استرس ميتواند هركسي را كه احساس سردرگمي دارد تحت تاثير قرار دهد حتي كودكان را. در كودكان بيشدبستاني جدايي از والدين ميتواند باعث اضطراب و عصبانيت كودك شود. با بزرگتر شدن كودكان، فشارهاي اجتماعي موجود، در آنها اضطراب ايجاد ميكند. بسياري از كودكان به قدري مشغوليت ذهني دارند كه وقت كافي براي بازيهاي خلاقانه يا استراحت بعد از مدرسه ندارند. كودكاني كه مدام در مورد تعداد زياد فعاليتهايي كه در آن شركت دارند شكايت ميكنند در واقع اظهار ميدارند كه نميتوانند وقت خود را بخوبي تنظيم كنند. با كودكان خود در مورد احساسشان درخصوص فعاليتهاي غيردرسي، صحبت كنيد. اگر آنها شكايت كردند، در مورد فوايد و مضرات رها كردن يك فعاليت با او بحث كنيد. اگر رها كردن يك فعاليت، انتخاب او نيست راههايي را براي كمك به مديريت زمان به او نشان دهيد تا كودك بيش از حد دچار اضطراب نشود. امكان دارد كه اضطرابهاي كودك تنها تحت تاثير اتفاقاتي كه در زندگي شخصي او روي داده، نباشد. آيا كودكتان وقتي شما در مورد مشكلات كاري، بيماري يكي از اعضاي فاميل يا مشكلات مالي صحبت ميكنيد در حال گوش كردن به سخنان شماست؟ والدين بايد درخصوص صحبت در مورد مسائل منفي، وقتي كودكان در نزديكي آنها هستند كمال دقت را داشته باشند، زيرا كودكان با ديدن و شنيدن اضطرابهاي والدين، دچار نگراني ميشوند. اخبار روزمره دنيا هم ميتواند باعث اضطراب شود. كودكاني كه صحنههاي ناخوشايند را از تلويزيون ميبينند يا درخصوص بلاياي طبيعي، جنگ و تروريسم خبرهايي را ميشنوند ممكن است در مورد امنيت خود و اطرافيانشان دچار ترديد و نگراني شوند. با كودكان خود در مورد آنچه كه ميبينند و ميشنوند صحبت كنيد و مراقب آنچه كودكانتان از تلويزيون تماشا ميكنند باشيد. اين كار ميتواند به آنها در درك اتفاقاتي كه ميافتد كمك كند. در ضمن در مورد موضوعات پيچيده مثل بيماري، مرگ يكي از عزيزان، يا طلاق آگاه باشيد. وقتي اينگونه مسائل به فشارهاي روزانه كودك اضافه ميشود، استرس و نگراني او افزايش مييابد. حتي طلاقهايي كه با توافق انجام ميشود نيز ميتواند يك تجربه سخت براي كودك باشد، زيرا منبع اصلي امنيت آنها يعني خانواده، دچار يك تغيير اساسي و سخت ميشود. والديني كه از هم جدا شدهاند هرگز نبايد كودك خود را در موقعيت انتخاب قرار دهند يا در مورد طرف مقابل بدگويي كنند. اگرچه هميشه فهم اين مطلب كه كودك چه موقع دچار اضطراب است ساده نيست، اما تغيير رفتارهاي كوتاهمدت مثل تغيير در رفتار خواب، شب ادراري يا تغيير حالات روحي فرزند ميتواند يك نشانه باشد. برخي كودكان نشانههاي فيزيكي مثل دلدرد يا سردرد را تجربه ميكنند. برخي در تمركز كردن و انجام تكاليف مدرسه دچار مشكل ميشوند و برخي مدت زيادي را در تنهايي سپري ميكنند. كودكان كوچكتر ممكن است با روي آوردن به عادات جديد مثل مكيدن انگشت يا بالا كشيدن آب بيني، در مقابل استرس واكنش نشان دهند. كودكان بزرگتر هم شايد با قلدري كردن در مدرسه، دروغ گفتن يا دعوا كردن در صدد رفع استرس باشند. كودكي كه دچار اضطراب است ممكن است دچار كابوسهاي شبانه شود يا به سختي از آغوش شما جدا شود. اما شما چگونه ميتوانيد كودك خود را براي رويارويي با استرسها كمك كنيد؟ استراحت كافي و تغذيه مناسب ميتواند مهارت رويارويي با استرس را افزايش دهد. والدين خوب و مطلع نيز ميتوانند به اين امر كمك كنند. هر روز بخشي از زمان را به بودن در كنار كودكان خود اختصاص دهيد. با آنها حرف بزنيد يا حتي در كنار آنها بنشينيد و خلاصه در دسترس كودك باشيد. همينطور كه كودك بزرگتر ميشود، اين زمان پر اهميتتر ميشود. واقعا براي بسياري از والدين مشكل است كه از سر كار به منزل بيايند، روي زمين بنشينند و با فرزندشان بازي كنند يا با او حرف بزنند خصوصا اگر در سر كار، روز پر اضطرابي را سپري كرده باشند. اما اين كار در واقع به كودك نشان ميدهد كه او براي شما مهم است. با صحبت كردن در مورد آنچه باعث اضطراب او ميشود، به او كمك كنيد تا با استرسها كنار بيايد. شما ميتوانيد با صحبت كردن با والدين بچههاي ديگر يا معلمان و مطالعه كتاب و غيره در اين مورد يكسري راهحل پيدا كنيد. همچنين شما ميتوانيد با پيشبيني شرايطي كه احتمال دارد در آينده اضطرابآور باشد و آماده كردن كودكتان براي آن شرايط به او كمك كنيد. مثلا وقتي كه كودك خود را به مطب پزشك ميبريد چند دقيقه قبل، راجع به اين كه در مطب چه اتفاقاتي خواهد افتاد با او صحبت كنيد. به خاطر داشته باشيد كه كودكان كوچكتر چندان نياز به آمادهسازي قبلي ندارند. اطلاعات بيشتر ميتواند باعث اضطراب بيشتر در آنها شود. به خاطر داشته باشيد كه اضطراب تا سطوحي، طبيعي است. به كودك اجازه دهيد كه بداند احساس عصبانيت، ترس و تنهايي امري عادي است. وقتي كودكتان نميتواند يا نميخواهد كه راجع به اين مسائل صحبت كند، سعي كنيد با او در مورد مسائل مربوط به خودتان صحبت كنيد. اين نشان ميدهد كه شما آمادگي لازم براي صحبت با او را هر وقت كه او بخواهد داريد. اگر كودكتان در خصوص مطالبي كه عنوان ميكنيد از خود عكسالعمل نشان ميدهد اما حاضر به حرف زدن نيست با يك مشاور مشورت كنيد. كتابها هم ميتوانند در اين زمينه كمك كنند. بسياري از والدين مهارت رويارويي با استرس كودكشان را دارند. زمان توجه بيشتر به كودك، وقتي است كه در رفتار او تغيير ايجاد ميشود، يا استرس باعث تشويش جدي او شده يا رفتار او باعث مشكلات عمده در خانه و مدرسه ميشود. مشورت با يك روانشناس يا معلمان مدرسه يا پزشك خانوادگي ميتواند در يافتن منابع استرس كودك به شما كمك كند. در كل بايد دانست كه ترسها و تشويشها تا حدي معمولي هستند. هر كسي از كودكي تا بزرگسالي، ترس و تشويش را در زمانهايي از زندگي تجربه كرده است. احساس ترس در يك موقعيت ناخوشايند هرگز احساس خوبي به فرد نميدهد. اما به هر حال چنين احساسي نهتنها معمولي است بلكه لازم هم هست. تجربه رويارويي با تشويش و نگراني ميتواند افراد را به درگيري با تجربيات جديد و چالشهاي مختلف زندگي آماده كند. تشويش به عنوان «هراس بدون دليل واضح و آشكار» تعريف شده است. اين حالت وقتي رخ ميدهد كه هيچ تهديد فوري براي سلامتي و امنيت شخص وجود ندارد اما تهديد حس ميشود. تشويش باعث ميشود كه شخص تمايل به فرار از موقعيت را داشته باشد. در اين حالت ضربان قلب سريع ميشود، ممكن است بدن عرق كند و دلهره در شخص ايجاد شود. به هر حال كمي نگراني و اضطراب ميتواند به آگاه ماندن فرد و تمركز او كمك كند. منشا ترس در سنين مختلف داشتن ترس و اضطراب در مورد چيزهاي خاصي ميتواند مفيد باشد زيرا باعث ميشود كه كودك به روشي ايمن عمل كند. مثلا كودكي كه ترس از آتش دارد از بازي با كبريت خودداري ميكند. طبيعت ترس و اضطراب با افزايش سن كودك تغيير ميكند. مثلا نوزادان هنگامي كه با افراد غريبه مواجه ميشوند به والدينشان پناه برده و در واقع ترس از غريبهها را تجربه ميكنند. كودكان نوپايي كه بين 10 تا 18 ماه دارند ترس از جدايي از والدينشان را دارند و وقتي يكي يا هر دو آنها او را ترك ميكنند احساس ترس به آنها دست ميدهد. كودكان بين 4 تا 6 سال، ترس از چيزهاي غيرواقعي مثل ديو و روح را تجربه ميكنند. كودكان 7 تا 12 سال، ترس از شرايط محيطي كه احتمال روي دادن براي آنها را دارد مثل بلاياي طبيعي يا جراحات بدني را تجربه ميكنند. با افزايش سن كودك، يك ترس ميتواند از بين برود يا با ترس ديگر جايگزين شود. مثلا كودكي كه نميتوانسته در سن 5 سالگي در تاريكي بخوابد شايد چند سال بعد، از شنيدن داستان ارواح در يك مهماني لذت ببرد. راهحلها اما براي اين كه درخصوص ترسهاي كودك به او كمك كنيم چه بايد كرد؟ هرگاه متوجه ميشويد كه چيزي كودك شما را آزار ميدهد، اين موضوع را با او در ميان بگذاريد. حتي ميتوانيد دقيقا به او بگوييد كه در مورد احساساتش چه فكري ميكنيد. مثلا به او بگوييد كه «گويا هنوز از آنچه در زمين بازي مدرسه برايت اتفاق افتاد، ناراحتي؟»! و از كودكتان بخواهيد كه به شما بگويد كه از چه چيزي نگران است و با دقت و آرامش به سخنانش گوش دهيد. از هر گونه قضاوت، محكوم كردن، نصيحت كردن و... خودداري كنيد. تنها به حرفهاي او گوش دهيد و در خلال حرفهايش سوالاتي بپرسيد كه نشان دهد شما مشتاق شنيدن ادامه حرفهايش هستيد. مثلا «خب، بعدش چي شد؟» و سپس در مورد اين كه تصور ميكنيد كودكتان چه احساسي دارد با او حرف بزنيد. بسياري از كودكان هنوز براي بيان احساسات خود كلمه خاصي ندارند. مثلا اگر كودكتان عصباني است از اين كلمه استفاده كنيد تا او بداند چه كلمهاي مناسب احساسش است. اين كار به كودك كمك ميكند تا در برقراري ارتباط با والدين توانمندتر بوده و از احساسات خود آگاه شود. وقتي از دليل اصلي نگراني و ترس فرزندتان مطمئن شديد كودكتان را تشويق كنيد تا با فكر كردن به راهحلي براي مقابله با آن دست يابد و در اين راه به او كمك كرده و ايدههايش را كامل كنيد. گاهي تنها گوش كردن به سخنان كودك، اضطرابهاي او را كم ميكند. سعي كنيد در حين صحبت، ذهن او را به سمت مسائل مثبت ببريد. گاهي كودك علاقهاي به صحبت ندارد و تنها حضور والدين برايش دلگرمي است. پس سعي كنيد همواره در چنين شرايطي در كنار فرزند خود باشيد. صبور باشيد و سعي نكنيد همه مشكلات فرزندانتان را حل كنيد بلكه به آنها كمك كنيد تا خودشان راه مناسب جهت حل مشكل را پيدا كنند. به آنها راههاي حل مشكلات را ياد بدهيد تا هميشه از عهده مسائل مربوط به خود برآيند. الهه عيوضزاده
|
||