| بايستههاي وحدت |
|
| ۱۲ مهر ۱۳۸۸ | ||
|
«بايستههاي وحدت» عنوان يادداشت روز روزنامهي جام جم به قلم دكتر علي دارابي است كه در آن ميخوانيد؛اگر وحدت مردم در سايه رهبري حضرت امام خميني(ره) و نهضت اسلامي موجب پيروزي انقلاب اسلامي شد، بيشك همين انقلاب اصليترين نقش در وحدت ملي در طول 3 دهه از حيات طيبه آن را عهدهدار بوده است. در طول سالهاي پس از انقلاب با بروز چالشها، بحرانها و مشكلات همواره با تدبير راهگشاي امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب در تمسك به وحدت بوده كه كشور توانسته است بر مشكلات فائق آيد. وضعيت اين روزهاي كشور متعاقب رخدادهاي پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري كه بيش از يكصد روز از اولين جرقههاي آن ميگذرد و فضاي كشور را كه بايد مشحون از همدلي، تفاهم، وحدت و تلاش براي خدمت، سازندگي، پيشرفت، آباداني و اعتلاي نظام اسلامي باشد، با كمال تاسف اختلاف و چنددستگي فرا گرفته است و اين زيبنده اين ملت بزرگ و نظام جمهوري اسلامي كه جهانيان با ديده تحسين به آن نگريستهاند و محرومان و مستضعفان عالم چشم اميد به آن دوختهاند، نيست. رهبر معظم انقلاب اسلامي در چندماه اخير به طور مستمر همه را به وحدت فراخواندهاند و خواهان كنار گذاشتن تنشها و اختلافات شدهاند، اما در ميان حيرت افكار عمومي همه منتظر ديگري هستند تا گام بردارد و اگر كسي هم پيشقدم ارائه طرحي شود با برچسب زدن از سوي افراطيون از جناحهاي مختلف سياسي مجال چارهانديشي را از كشور سلب ميكنند. براي نيل به وحدت بر اين باورم كه بايد 3 اصل اساسي با مولفههاي آن توامان مدنظر قرار گيرد تا از وضعيت كنوني خارج شويم. اول اصول حاكم بر وحدت: براي نيل به وحدت همه طرفهاي درگير اعم از اشخاص، نخبگان دانشگاهي و حوزه، جريانات سياسي، احزاب و تشكلهاي سياسي و حاميان آنها بايد اصولي را براي تحقق وحدت بپذيرند: پذيرش و قبول وجود اختلاف، مشكل و چالش در كشور، قبول وحدت براي برون رفت از مشكلات كنوني، اعتقاد به اقدام عاجل در كاهش منازعات و چالشها و كاربست روشهاي مسالمتآميز، تن دادن به داوريها و فصلالخطابها و پذيرش نتايج آنها، قبول خطاها و نقصانهاي صورت گرفته از سوي كسان يا اشخاص يا جرياناتي كه به نوعي در ايجاد اين حوادث نقش داشتهاند و اعلان پوزش از ساحت مردم به واسطه اين خطاها و جفاها، محكوم كردن هر گونه مداخله بيگانگان و اجانب در امور داخلي كشور توسط همه و بالاخره وجود عزم و اراده و دست رد به افراطيون و راديكالها كه اصليترين مانع وحدت نيروهاي انقلاب هستند كه امام عزيز از آنان به عنوان آتشبياران معركه ياد ميكرد را بايد به مثابه اصول حاكم بر وحدت برشمرد. دوم سازوكارهاي وحدت: به صرف بيان، وحدت تحقق نمييابد. سازوكارهايي بايد براي آن طراحي شود و با يك برنامه زمانبندي شده و مديريت واحد، آن را به سامان رساند. سه مقدمه واجب بر سازوكار وحدت وجود دارد: 1- قانون، پايه و مبناي حل و فصل همه منازعات باشد. 2- رهبري و ولايت فقيه محور وحدت قرار گيرد. 3- پذيرش آتشبس فوري در متهم كردن يكديگر و خاتمه دادن به منازعات رسانهاي و تريبوني از بستههاي مهم براي تحقق سازوكارهاي آن است. بر اين اساس و بر پايه تجارب و مطالعات انجام شده، عمدهترين مكانيزمها و سازوكارهاي دستيابي به وحدت عبارت است از: 1- ورود نهادهاي خاص و مسووليتدار چون مجلس خبرگان رهبري، مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس شوراي اسلامي، شوراي امنيت ملي و دفتر مقام معظم رهبري. 2- مداخله نخبگان و گروههاي مرجع همچون؛ مراجع عظام، تشكلهاي روحاني چون جامعه مدرسين، حوزه علميه قم، جامعه روحانيت مبارز و ... يا اشخاص معتبر و صاحب نفوذ چون آقايان هاشمي رفسنجاني، مهدوي كني، جوادي آملي و.... سوم نقشه راه آينده: آنچه كه از 2 اصل ديگر مهمتر است، همانا داشتن نقشه راه براي آينده با هدف بازدارندگي و پيشگيري از بروز حوادث مشابه و نيز تلاش براي نهادينه كردن سازوكارهاي وحدت در جامعه در اثر بروز اختلافات و تنشهاي سياسي است. اصلاح قانون انتخابات، ممنوعيت موضعگيري له يا عليه نامزدهاي انتخاباتي توسط نهادهاي دخيل در امر انتخابات و مسوولان آنها چون هيأتهاي اجرايي، نظارت و... و بالاخره قبول اين مهم كه آمد و شد و تبادل قدرت يك امر سيال و نه ثابت است. فراز و فرود جريانات سياسي ادبار و اقبال افكار عمومي به آنها و توفيق براي تصدي مسووليتها منوط به خدمت صادقانه مسوولان به مردم است وگرنه آيا كسي شك و ترديد دارد كه مردم با هيچ شخص، جريان و جناح سياسي عقد اخوت و پيمان مودت دائمي نبستهاند و جا به جايي جريانات سياسي در 3 دهه انقلاب در مسووليتهاي مختلف هم گوياي همين امر است. فعالان سياسي، احزاب، تشكلها و اشخاص و نخبگان ما كه همگي در درون خانواده بزرگ نظام مقدس جمهوري اسلامي زندگي ميكنند و همواره بر اين كه خادم ملت بزرگ ايران بوده و هستند بر خود باليدهاند نيك بدانند، به قول مجاهد بزرگ و فرزند صالح مكتب امام خميني(ره) سيدحسن نصرالله «انتخابات آخر دنيا نيست.» انتخابات رياست جمهوري دهم با مشاركت بينظير 85 درصد مردم تمام شد و موجب افتخار همه ايرانيان گشت. مهم آن است كه جريان پيروز در انتخابات ادب پيروزي را رعايت كند و جرياني كه توفيق نيافته است هم بايد به راي اكثريت تمكين كرده و احترام بگذارد و آيا اصولا مگر از لوازم دموكراسيو مردمسالاري ديني قبول راي اكثريت نيست. وحدت؛ مديريت و راهبري ميخواهد. بايد ستايش كرد هر كس را كه براي وحدت گامي به جلو بگذارد و چه خوش فرمود شاعر و عارف بزرگ فارسي، مولانا كه وصف حال غايت مردم ايران زمين است: در اين خاك در اين خاك در اين مزرعه پاك
|
||