| واکنش هاي شديد به نامه هاي بي تاثير! |
|
| ۱۲ مهر ۱۳۸۸ | ||
|
«واکنش هاي شديد به نامه هاي بي تاثير!»عنوان يادداشت روز روزنامهي مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد؛هفته گذشته بيانيه شماره 13 مهندس ميرحسين موسوي در شرايطي منتشر شد که کشورمان در آستانه مذاکرات حساس هسته اي با گروه 1+5 در ژنو قرار داشت. به همين دليل مهندس موسوي با هوشمندي و از موضع حمايت از منافع ملي کشورمان براساس اعتقاد ژرف خود به نظام و کشور که در طول 30 سال گذشته - و حتي پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم - بارها به روشني نشان داده، مخالفت خود را با تحريم ايران اعلام کرد و نشان داد که حاميان واقعي او که با نظرات او همراه و همگام هستند، از منظري کاملا ملي و منطبق با منافع ملي کشور به مسايل مرتبط با ايران در حوزه بين الملل توجه مي کنند. اما مخالفت مهندس موسوي گويا به مذاق برخي از مخالفان او خوش نيامده است. در راس اين مخالفت ها مي توان به کيهان نشينان اشاره کرد که به صراحت، ناخشنودي خود را از بيانيه موسوي اعلام کردند. چرا که کيهان نشينان تمايل دارند مهندس موسوي را - با وجود تمام سوابق انقلابي او - مخالف منافع ملي کشور و فردي متمايل به غرب نشان دهند. اما بيانيه موسوي باعث شد تير آنها به سنگ بخورد. به همين دليل طبيعي بود که آشفته شوند و بر موج تخريب و اهانت بيفزايند. البته مخالفت صريح مهندس موسوي با سياست غرب در تحريم ايران آنقدر صريح و روشن بود که آنها نمي توانستند آن را زير سوال ببرند و به همين دليل طبق معمول به حواشي بيانيه پرداختند تا مستمسکي براي تداوم مشي پيشين خود در مخالفت با ميرحسين پيدا کنند. البته اين تلاش هم بيهوده بود. به عنوان مثال به تلاش براي «مردمي جلوه دادن افرادي مثل باراک اوباما، سارکوزي، آنگلا مرکل، براون، هيلاري کلينتون و بسياري ديگر از سران کينه توز آمريکا و اروپا» از سوي موسوي اشاره مي کنند و طبق معمول، استنباطات خود را، واقعيتي به منظور توسل به آن براي نتيجه گيري دلخواه قلمداد کرده و جريان حامي موسوي را به همسويي با آنها متهم مي کنند. اما به راستي اگر موسوي مي خواهد روساي دولت هاي غربي را مردمي جلوه دهد و همه اينها غيرمردمي هستند چرا آقاي احمدي نژاد رسما پيشنهاد داده مذاکرات 1+5 در سطح سران - يعني همان «سران کينه توز آمريکا و اروپا» به زعم کيهان - برگزار شود؟ آيا مي توان از چنين مسايلي به آن نتيجه رسيد؟ البته کيهان نشينان به همين موضوع بسنده نکرده اند. آنها در ستون گفت و شنود خود هم نامه سرگشاده يکي از نامزدهاي ناکام انتخابات - بخوانيد موسوي - را نامه اي بي تاثير خوانده و با شبه طنزي، به اهانت به نگارنده آن پرداخته اند! اما يک پرسش: اگر نامه هاي اين نامزد ناکام، تا اين حد بي تاثير است، چرا روزنامه مذکور تقريبا يک سوم از صفحه دوم خود را به اين موضوع اختصاص داده و از ستون يادداشت روز تا ستون خبر ويژه و گفت وشنود، به شيوه هاي مختلف به آن پرداخته است؟! حال، بگذريم از اينکه روزنامه کيهان، مهندس موسوي را متهم به نگارش نامه هاي سرگشاده عليه نظام و مردم مي کند در حالي که شاه بيت تمامي نامه ها و بيانيه هاي موسوي، حتي در روزهاي پرتنش پس از انتخابات، تاکيد بر حقانيت نظام جمهوري اسلامي و حقوق مردم بوده است; همان اصولي که امام راحل (ره) بر آن تاکيد مي کردند. و سخن پاياني اينکه اي کاش همانگونه که شعار مي دهيم در عمل نيز به وحدت ملي در مقابل دشمنان پايبند باشيم و از موضع شخصيت سياسي با سابقه اي همچون مهندس موسوي مبني بر مخالفت با تحريم ايران، به دليل منطبق بودن با منافع ملي، حمايت کنيم; نه اينکه به دليل مخالفت با او، هر آنچه را که گفت، ولو صحيح، با ديده ضديت با منافع ملي بنگريم.
|
||