| ناتو فروپاشي از درون |
|
| ۰۴ آبان ۱۳۸۸ | ||
|
«ناتو فروپاشي از درون»عنوان سرمقالهي روزنامهي جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد؛ژنرال « ريك هيلير » رئيس سابق ستاد نيروهاي مسلح كانادا از ابعاد وسيع اختلافات دروني ناتو پيرامون بحران افغانستان پرده برداشت و خاطرنشان ساخت كه جنگ افغانستان سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) را به « جسدي متعفن » تبديل كرده و احياي آن غيرممكن است. مواضع سراسر گلايه و اعتراض رئيس سابق نيروهاي مسلح كانادا بازگو كننده ديدگاه « اوتاوا » در قبال جنگ بي پايان است كه هيچگونه چشم انداز روشني درباره آينده اش وجود ندارد و هر روزه قربانيان جديدي را به كام خود مي كشاند. ناتو از وجود درگيريهاي سياسي شديد و گسترده اي رنج مي برد كه طرفهاي آن باحسادت روزافزون با يكديگر اصطكاك دارند و مرتبا از فقدان شفافيت و سايه سنگين ناهماهنگي حرفه اي در عذابند. ارتش كانادا با اعزام 2700 نظامي به افغانستان و عموما در مناطق حادثه خيز و پرخطر مستقر شده و حال آنكه ساير كشورها نيروهاي خود را در مناطق امن و آرام اسكان داده اند و همين امر باعث شده 131 نظامي كانادا به هلاكت برسند . در واقع همه چيز به « فلسفه وجودي ناتو » باز مي گردد كه از ابتدا بمنظور مقابله با پيمان نظامي « ورشو » شكل گرفت و براي چندين دهه بعنوان ساختار دفاع مشترك نظامي غرب در برابر بلوك شرق عمل نمود . اگرچه پيمان ورشو در سال 1369 با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي منحل شد ولي آمريكا همواره از فروپاشي پيمان نظامي ناتو جلوگيري كرده است. در ميدان عمل بخش اروپائي « ناتو » مرتبا خواستار جدا كردن ديدگاهها و مواضع خود از آمريكا بوده و هست ولي واشنگتن بخاطر حفظ برتري نظامي خود و بالاتر از آن حفظ تسلط نظامي بر اروپا خواستار استمرار و بقاي ناتو بوده است. نبايد از نظر دور داشت كه فرانسه و آلمان در دهه گذشته با تلاش براي تشكيل « ارتش مستقل اروپائي » درصدد فاصله گرفتن از آمريكا و ناتو برآمده اند لكن واشنگتن از طريق ابزارهاي محلي با اين افكار و انديشه ها به مقابله برخاسته و حتي آنرا خنثي كرده است . دقيقا به همين دليل است كه « ارتش مستقل اروپائي » بعنوان يك روياي برباد رفته ذهن و روح اروپائي ها را به شدت رنج مي دهد و آنها مرتبا از اين بابت افسوس مي خورند كه چرا نمي توانند واگرائي نسبت به واشنگتن را در سياستهاي خود اعمال كنند. مسئله اينست كه فلسفه وجودي ناتو بعنوان پوششي براي تحقق طرحهاي واشنگتن براي « مهار آلمان » مطرح است ولي آمريكا عموما سعي كرده با طرح مسائل فرعي و جانبي اصل اهداف و برنامه هاي خود را تحت الشعاع تصميمات فوري و لحظه اي قرار دهد. تلاش براي جذب اعضاي جديد از كشورهاي اروپاي شرقي به منظور « توسعه ناتو » تا پشت مرزهاي روسيه و همچنين « باز تعريف » استراتژي ناتو با هدف گسترش قلمرو دخالت نظامي ناتودر خارج از مرزهاي جغرافيائي كشورهاي عضو اين پيمان از سياستهاي شناخته شده اي است كه واشنگتن مرتبا درصدد توجيه آن برآمده است . شايد به همين دليل باشد كه امروزه اعضاي اروپائي ناتو نه تنها اصراري به ادامه حضور نظامي در افغانستان از خود نشان نمي دهند بلكه حتي براي خروج نظاميان خود از اين كشور لحظه شماري مي كنند. موضوع مهمتري كه بر ابهامات نزد متحدين واشنگتن افزوده سياستهاي به شدت متناقضي است كه تفاوت جدي و محسوس ميان حرف و عمل مقامات واشنگتن در قبال افغانستان را آشكارتر مي سازد. 1 واشنگتن مدعي بود كه باايجاد ائتلاف بين المللي براي مقابله با تروريسم بين الملل در مدت زمان كوتاهي « طالبان » و « القاعده » را ريشه كن خواهد كرد. اين ادعا به قدري پررنگ و جدي مطرح شد كه بوش كوچك رئيس جمهور وقت آمريكا مدعي بود كه ساير ملتها و كشورها يا با آمريكا هستند يا با تروريستها! اما بعدا آشكارتر شد كه آمريكا هنوز هم عامل اصلي حمايت از تروريستها در افغانستان محسوب مي شود و هنوز هم حمايت و حتي « هلي برد » تروريست ها در افغانستان را برعهده دارد. 2 آمريكا مدعي بود كه خواستار نابودي طالبان و القاعده است و به چيزي جز انهدام اين شبكه هاي تروريستي رضايت نخواهد داد ولي در ميدان عمل مشخص شد كه بطور همزمان با طالبان درحال مذاكره و مراوده است و اساسا از وجود طالبان و جناياتش در جهت توجيه و تامين اهداف و برنامه هايش سود مي برد. 3 واشنگتن با اين ادعا كه سركوب تروريستها فقط راه حل نظامي دارد ارتشهاي ناتو را در افغانستان درگير ساخت ولي اكنون ژنرالهاي ارتش آمريكا و سياستمداران سابق ولاحق مي گويند جنگ افغانستان بيهوده است و بايد از طريق سياسي با طالبان به تعامل بپردازند. 4 آمريكا مي گويد براي پيروزي بر طالبان بايد نيروهاي بيشتري به افغانستان اعزام شوند و بودجه هاي بيشتري به جنگ تخصيص يابد. حال آنكه سئوال اصلي اينست كه اگر قرار باشد با طالبان به مذاكره و تفاهم سياسي بپردازد پس در اين كشور با چه كساني بايستي بجنگد. 5 صرفنظر از مسائل اختلافي كه ديدگاه واشنگتن باساير اعضاي ناتو را متمايز و متفاوت مي سازد اعضاي اروپائي ناتو با تلخكامي احساس مي كنند كه واشنگتن با درگير ساختن ناتو در خارج از قلمرو امنيتي اروپا سعي دارد « فلسفه وجودي ناتو » را تغيير دهد و تداوم فعاليت نظامي و « بقاي ناتو » را تضمين كند. اظهارات اخير ژنرال « ريك هيلير » رئيس سابق ستاد نيروهاي مسلح كانادا درخصوص فروپاشي ناتو و تبديل شدن آن به يك « جسد متعفن » كه ديگر احياي آن غيرممكن است نشانگر آنست كه اعضاي ناتو با تمام وجودشان احساس مي كنند ناتو به خط پايان رسيده و از درون درحال متلاشي شدن است . آمريكا براي 2 دهه سعي كرد ناتو را با تنفس مصنوعي و « دوپينگ سياسي » به هر قيمت ممكن از شكست و فروپاشي حفظ كند و حال آنكه به اعتراف ژنرال « هيلير » احيا آن ساختار معيوب و نامتوازن غيرممكن است و همه بايد بپذيرند كه ناتو به پايان عمر خود رسيده است .
|
||