Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » سیاسی » سیاسی » نمونه هاي تروريسم آمريكايي
نمونه هاي تروريسم آمريكايي چاپ
۰۸ آبان ۱۳۸۸
نويسنده : محمد حسين فضل الله
از برجسته ترين مصاديق تروريسم سياسي كه در جهان معاصر كاملا آشكار است مي توان به گزارش سالانه دولت آمريكا درباره « نمونه هاي تروريسم » بين المللي اشاره كرد.زيرا در اين گزارش كه از سوي وزارت امور خارجه آمريكا منتشر مي شود تلاش مي شود برخي وقايع به صورت گزارش وار برجسته جلوه داده شود تا در نهايت در خدمت منافع و اهداف سياسي دولت آمريكا قرار گرفته و به شمشيري آخته بر ضد كشورهايي تبديل شود كه راه مخالفت با خواسته هاي اين دولت را در پيش گرفته اند به ويژه آن كشورهايي كه از حقوق مشروع ملت فلسطين حمايت مي كنند. آمريكا همزمان تلاش مي كند كه اين حقوق را كه در قطعنامه ها و لوايح سازمان ملل متحد مورد تاييد و تاكيد قرار گرفته است يا اصول ثابت ولايتغير تاريخي محسوب مي شوند حذف كند.
هر چند گزارش هاي پيشين دولت آمريكا نيز بر سوريه و ايران تمركز داشت تا اين دو كشور از موضع خود در قبال امور و تحولات فلسطين دست بكشند اما گزارشي كه چند روز پيش منتشر شد اهداف ديگري را نيز دنبال مي كرد كه از جمله مهم ترين آنها تلاش آمريكا براي وادار كردن اين دو كشور جهت پيوستن به بازي آمريكا در عراق و فراهم كردن بستر مناسب جهت حضور اشغالگران آمريكايي در اين كشور بوده است تا آنكه اشغالگران بتوانند سالهاي آينده نيز به حضور خود در عراق ادامه دهند و اين اشغالگري را به رسميت بشناسند و اقداماتي را كه در اين كشور انجام مي دهند و قوانيني كه در آن وضع مي كنند بپذيرند. همزمان با آنكه آمريكا به دخالت در امور داخلي ايران و جنگ تبليغاتي و سياسي عليه اين كشور ادامه مي دهد رفتار مشابهي را عليه سوريه در پي گرفته است و آماده مي شود مجازاتهايي عليه اين كشور از طريق عملي ساختن قانون « مجازات سوريه » كه در اصل توصيه يهوديان و مجازات رژيم صهيونيستي عليه سوريه تلقي مي گردد و جرج بوش مسئوليت اعمال آن را بر عهده گرفته است اعمال كند.
بي ترديد گزارش هاي دولت آمريكا درباره تروريسم و كشورهاي حامي آن هيچ اعتباري ندارد كما اينكه خود دولت آمريكا نيز اعتبار خود را در نزد عموم ملتها به ويژه ملتهاي منطقه خاورميانه از دست داده است زيرا همه مي دانند كه اين دولت به صراحت از وحشيگريهاي « اسرائيل » حمايت مي كند و خود نيز به تروريسم سازماندهي شده و دولتي در تمام سطوح در عراق دست مي زند. اين امر فقط نظر كشورهاي عربي نيست بلكه بسياري از كشورهاي اروپايي و غربي نيز كه سلسله جنايتهاي اشغالگران آمريكايي عليه شهروندان بي گناه و بي دفاع عراقي و تجاوز اين اشغالگران به شخصيتهاي ديني زنان كودكان و سالخوردگان را مشاهده مي كنند و اخيرا نيز تلاش مذبوحانه اشغالگران براي بي اهميت جلوه دادن جنايتهاي نظاميانشان بر ضد اسيران و زندانيان عراقي كه تحت نظارت كامل ژنرالهاي نظامي و با كمك سازمان اطلاعات نظامي آمريكا انجام گرفته است درباره افشاي اين جنايتها به چشم خود ديده اند چنين ديدگاهي دارند. موضوع فقط اين نيست كه گروهي اندك از نظاميان آمريكايي و انگليسي به چنين فجايعي دست زده اند بلكه اين اقدام يك سياست هدف دار از سوي سازمانهاي جاسوسي آمريكاست و اين سازمانها هستند كه وسايل مربوط به شكنجه زندانيان را براي نظاميان اشغالگر در عراق تعيين مي كنند.
اين امر بيانگر آن است كه سازمانهاي ياد شده از نظر فكري و برنامه ريزي هيچ تفاوتي با انديشه نازيستي كه صهيونيستهاي اشغالگر در فلسطين و بر ضد اسيران و زندانيان فلسطيني بكار مي گيرند ندارند.
روش هاي اداره امور منطقه به وسيله آمريكا كه بر پايه ناديده گرفتن و بي اعتبار دانستن همه قطعنامه هاي سازمان ملل درباره موضوع فلسطين يا بي محتوا كردن اين قطعنامه ها از طريق حذف و اضافه بندهاي متعدد از آنها به نفع « اسرائيل » از جمله قطعنامه هاي 194 و 242 و 338 و غيره همچنين سرپوش نهادن به جنايات اين رژيم براي درهم شكستن و نابود كردن ملت فلسطين و توجيه همه اقدامات تروريستي اسرائيل عليه فلسطينيان بي گناه و اقدامات گوناگون ديگر همه و همه در آشكار ساختن چهره حقيقي دولت آمريكا به عنوان يك دولت حامي تروريسم آن هم از نوع درجه يك و به عنوان دولتي كه در طولاني تر شدن اشغالگري اسرائيل كه بارزترين نماد تروريسم در جهان معاصر قلمداد مي شود موجب مي گردد كه مبارزه با تروريسم از سوي اين كشور نيز خود بزرگ ترين نفاق سياسي قلمداد شود زيرا اين دولت اولين و آخرين مسئول تروريسم دولتي و ايجاد كننده گروهكهاي تروريستي در منطقه و جهان است .
بدون شك دولت آمريكا اصلي ترين تغذيه كننده انواع گوناگون تروريسم است . همين دولت در رشد طبيعي تروريسم به سبب سياستهاي غلطي كه اتخاذ و فضايي پر تنش و تجاوز در منطقه و كل جهان ايجاد كرده نقش محوري داشته است . اين دولت به برخي گروهها كمك و آنان را تشويق كرد كه به روشهاي خونين و تندروانه دست بزنند. همين دولت از گروههاي تروريست به عنوان وسيله اي براي فشار بر برخي از نظامهاي حاكم بر كشورهاي جهان استفاده ابزاري كرده است . اين گروههاي تروريست كه در دامن سياستهاي آمريكا رشد و نمو كردند بالاخره بر خود آمريكا نيز شوريدند و از همان روشهاي آمريكا براي كشتار مردم بي گناه جهت رسيدن به اهداف خود در ايجاد تغييرات يا تلاش براي به اصطلاح طرد آمريكا از منطقه بهره مي گيرند.
هر چند كه در گزارش سالانه آمريكا درباره تروريسم نام كشور عراق به عنوان يك دولت تروريست يا حامي تروريسم حذف شده است اما عرصه همين كشور به جولانگاه تروريسم بين المللي تبديل شده و آمريكا هر كس را كه با سياستهاي اين كشور مخالفت كند قتل عام و با هواپيما به مردم بيگناه حمله مي كند و ديگران نيز مردم را با خونسردي به قتل مي رسانند. اين امر چنين القا مي كند كه نمونه دمكراسي كه بوش وعده ايجاد آن در عراق را داده بود همين چيزي است كه ملت عراق در خون خود غوطه ور است و جان و مالشان مباح اعلام شده و خانه ها و اماكن مذهبي بر اساس سياستهاي همين دولت آمريكا كه حتي ملت اين كشور نيز بدان قانع نشده اند ويران مي گردند. پس چگونه است كه دولت آمريكا مي كوشد ساير ملل جهان را به پذيرش آن قانع گرداند.
چهره آمريكا در نزد افكار عمومي جهان به يك دولت حامي و باني تروريسم تبديل شده است و همه بر اين باورند كه اين دولت خون مردم بيگناه را بر زمين مي ريزد و با شكنجه زندانيان بديهي ترين قوانين بين المللي را نقض مي كند و مي كوشد قواعد رفتاري بين المللي را حذف كند و نيز تلاش مي كند با هر روش ممكن از جمله با استفاده از تروريسم تبليغاتي و سياسي رسانه هاي ديگر را از ميدان رقابت خارج سازد همان گونه كه با كانالهاي تلويزيوني الجزيره و العربيه انجام داد. به همين سبب است كه تمام تلاشهاي اين ابرقدرت براي بهبود چهره كريه و زشتش در نزد افكار عمومي جهان عرب و اسلام از طريق كانالهاي ماهواره اي متعدد و رسانه هاي گوناگون تبليغاتي تلاشي نافرجام و محكوم به شكست است زيرا همه اين تبليغاتها نمي تواند تصوير زشتي را كه از دولت آمريكا در ذهن عموم جهانيان نقش بسته است پاك كند يا نماد تروريسم را از ياد ملتهاي عرب و اسلامي و همه ملتهاي مخالف با تروريسم حذف گرداند.
جهان اسلام پس از 11 سپتامبر ; از تهديد امنيتي تا خيزش هويتي
واقعه 11 سپتامبر جهان اسلام را به شدت تحت تاثير قرار داد و آن را هم به عنوان تهديدي امنيتي براي كشورهاي قدرتمند مطرح ساخت و هم نوعي حركت درون زاي هويتي گسترده در آن ايجاد كرد.
آمريكا نيز با قرار دادن جهان اسلام به عنوان مركز توجه امنيتي خود كوشيده است در جهان اسلام تاثيرگذار باشد. هم چنين جريان هاي خودجوش اسلامي تلاش زيادي براي ارائه هويت مستقل بومي از مسلمانان و اسلام اصيل دارند و موفق شده اند در اين راه به موفقيت هايي دست يابند. كشاكش اين رويكردها و آينده آنها در اين مقاله بررسي شده است .
مقدمه
واقعه 11 سپتامبر 2001 را نقطه عطفي در عرصه بين الملل دانسته كه بسياري از روندها وقايع تقسيم بندي ها و عوامل موثر و تعيين كننده را تغيير داده يا در روندهاي بين المللي بازيگران اتحادها دوستي ها دشمني ها و نوع تاثير گذاري ها تغييرات عمده اي ايجاد كرده است .
جهان اسلام نيز پس از اين حادثه شاهد تحولات گسترده اي هم چون وقوع چندين جنگ و درگيري بوده و تغييرات گسترده اي را در صف آرايي هاي مقابل خود در داخل خود شكل گيري هويت و ... تجربه كرده است . حجم و ميزان تاثير گذاري اين تحولات به حدي است كه بسياري از تحولات اتفاقات و روندهاي جاري در جهان اسلام يا موثر بر سرنوشت آن را نمي توان بدون در نظر گرفتن پديده 11 سپتامبر و تحولات ناشي از آن مورد ارزيابي و تحليل قرارداد .
طي اين مدت مسلمانان مسائل مصائب مشكلات و حوادث متعددي را پشت سر گذاشته اند ; چند جنگ و برخورد نظامي عمده در آن رخ داده بحران فلسطين شدت گرفته و درگيري و كشتارها در جهان اسلام توسعه يافته است . در اين دوران گرايش هاي ضد آمريكايي و جريان هاي مبارز در كل جهان اسلام نيز توسعه يافته است و همچنين در مناطق مختلف جهان اسلام گروه هاي اسلام گرا با گرايش هاي ضد آمريكايي حتي از طريق انتخابات قدرت گرفته اند . پس از 11 سپتامبر جهان اسلام و نيروهاي اصيل درون آن به عنوان بازيگري موثر در سرنوشت ساز در حال تاثير گذاري جدي براي تعيين سرنوشت خود و جهان هستند. در اين مقاله به بررسي تحولات ايجاد شده و در جهان اسلام پس از 11 سپتامبر و خيزش جهان اسلام پرداخته مي شود .
تاثيرات واقعه 11 سپتامبر
عاملان حوادث 11 سپتامبر چند تن از اتباع كشورهاي اسلامي بودند اين عمليات نظامي محدود نبود بلكه تاثير گذاري آن بر ساختار سيستم بين المللي نوع و شكل روابط بين بازيگران صف بندي ها و اتحادها و ... كمتر نظير داشته است . تحت تاثير اين واقعه حتي مفاهيمي چون امنيت تهديد دوستي و دشمني و. .. مورد بازنگري قرار گرفتند.
كشورهاي غربي به ناگاه خود در معرض تهديد جديدي ديدند كه مي توانست به شكل هاي ديگر باز تكرار شود و اساس امنيت و بنيادهاي آرامش و ثبات جوامع انها را به گونه اي به خطر بيندازد كه قادر به دفاع نباشد. اين تهديد مبتني بر ايمان و اعتقاد كه در آن افراد با فدا كردن جان خود به هدف رسيدند بنيان هاي قديمي ايجاد امنيت در كشورهاي قدرتمند را كه در برابر اقدامات دولت ها و كشورها طراحي شده و از سازو كارهايي مانند مذاكره تهديد متقابل موازنه و بازدارندگي برخوردار بود بي معنا و بي تاثير كرد.
شوك ناشي از اين حادثه در جامعه اي همانند آمريكا مردم اين جوامع را با اين واقعيت روبرو كرد كه ديگر امنيتي كه همواره بدان متكي بودند وجود ندارد. منشا اين شوك و بحران به سرعت به جهان اسلام و تحولات اجتماعي درون آن نسبت داده شد. آمريكا كه در طول دوران پس از فروپاشي شوروي و نظام دوقطبي در جست و جوي يافتن مفهومي سامان بخش براي رفتار خارجي خود و توجيهي براي شكل دهي ساختار نظام بين المللي بر اساس تثبيت منافع خود بود و به طرح يك دشمن مشترك و خطر فوري و تهديد كننده نياز داشت با تبليغ « خطر تروريسم » به هدف خود نزديك شد.
احساس اين خطر و مسائل امنيتي تنها به آمريكا محدود نبود بلكه ساير قدرتهاي بزرگ اروپايي روسيه و حتي چين و هند نيز احساسي داشتند و امنيت خود را مورد تهديد مي ديدند. در نتيجه در برخورد با اين تهديد بسيار مهم و حياتي در جبهه اي واحد قرار گرفتند. جهان اسلام در اين فرايند خطر و تهديد اصلي محسوب مي شد.
آمريكا با استفاده از جو ايجاد شده به هماهنگي با ساير قدرت هاي دنيا اقدام كرد و با توجه به برتري هاي خود مزاياي متعددي را براي قدرت در صورت پيوستن به طرح در نظر گرفت و توانست با عنوان اتحاد ضد تروريسم آنها را با خود هم راي سازد. در نتيجه اروپايي ها به علت پيوندهاي فرهنگي و امنيتي و احساس خطر مشترك كشورهاي اروپاي شرقي يا اروپاي جوان براي اثبات وفاداري به آمريكا و تثبيت موقعيت خود كشورهايي چون روسيه و چين براي كسب مشروعيت در سركوبي مخالفان داخلي خود هند و كشورهاي عربي ميانه رو به علت احساس خطر و تهديد امنيت ملي شان و كشورهايي چون پاكستان براي تبرئه خود اثبات وابستگي به واشنگتن و بهره گيري از مزاياي مربوط به اين اتحاد پيوستند.
هم زمان با اين واقعه تحول بزرگ ديگري در داخل جامعه آمريكا رخ داد كه تاثير شگرفي بر وقايع جهاني داشت . گروه هاي سكولار نو محافظ كار كه در انتخابات سال 2000 آمريكا به همراه جورج بوش سركار آمده بودند به اتحاد و پيوند گسترده با جناح هاي تندرو مسيحي دست زدند آنها به مسيحيان نوانجيلي راست مسيحي و صهيونيست هاي مسيحي نيز معروف اند گروه بسيار قدرتمند متشكل و با نفوذي در آمريكا محسوب مي شوند. اين اتحاد به علت همساني اهداف منافع روش ها تهديدات و دشمنان به ويژه نوع تصور از نقش و جايگاه آمريكا و تهديدات فراروي اين كشور بود.
بلافاصله پس از اين اتحاد تقريبا تمام پست هاي حساس و تعيين كننده در دولت آمريكا توسط آنها اشغال شد و معدود افرادي كه به اين دو گروه تعلق نداشتند در اقليت و انزوا قرار گرفتند و در مراحل بعد نيز همانند كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا در دور دوم رياست جمهوري بوش كنار گذاشته شدند. افكار عقايد و آرمان هاي نومحافظه كاران و مسيحيان صهيونيست بر عرصه داخلي و خارجي آمريكا حاكم شد و از آنجا كه آمريكا تنها ابر قدرت باقي مانده و قدرت هژمون است اين ديدگاه ها نقش و اهميت تعيين كننده اي در سرنوشت جهان پيدا كرد.
در عرصه سياست خارجي آنها همانند بسياري از آمريكاييان معتقدند كه ارزش هاي امريكايي مفهومي مقدس دارند و بايد در كل جهان اشاعه يابند و موفقيت آنها در جهان نيز منوط به پيروزي ارزش هاي آنها در خارج است . بخش عمده اي از ديدگاه هاي خارجي صهيونيست هاي مسيحي به جهان اسلام مربوط مي شود آنها معتقدند كه ظهور حضرت مسيح (ع ) جهان را نجات خواهد داد مكان ظهور حضرت مسيح در بيت المقدس و مسجدالاقصي خواهد بود و او تنها زماني ظهور خواهد كرد كه اين منطقه (فلسطين ) تحت كنترل يهوديان در آيد. از ديد آنها اسلام ستيزي گسترش اختلافات با جهان اسلام و افزايش تنش ها ميان مسلمانان با يهوديان و مسيحيان از علايم پيش از ظهور است . بنابراين اين گروه نجات جامعه آمريكا و جهان را در گرو حمايت از يهوديان و اسرائيل و مخالفت با مسلمانان مي دانند.
تاثير اين باورها و اعتقادات را در بيانات مقامات آمريكا نيز مي توان مشاهده كرد. جورج بوش خود را برگزيده و فرستاده خدا براي رهبري جهان مي داند و رسالت آمريكا و خود را نجات جهان و گسترش ارزش هاي آمريكا با بهره گيري از اصطلاحات و واژگان مذهبي مباحثي هم چون جنگ صليبي (با مسلمانان ) محور اهريمني و شيطاني رسالت و تكليف الهي جامعه آمريكا تقسيم دنيا به خير و شر ... معرفي كرده و عملا نيز به رويارويي با جهان اسلام پرداخته است . گروه هاي راست مسيحي نيز در كنار صهيونيست ها به سرعت نوك حمله را متوجه جهان اسلام كردند و با يكسان دانستن اسلام و ديدگاه هاي القاعده اسلام و جهان اسلام را منشا تروريسم و دشمن اصلي جامعه آمريكا و جهان معرفي كردند و در صدد مقابله با آن بر آمدند.
آمريكا با بيان بي اثر شدن راهكارهاي سنتي حفظ امنيت و مقابله با تهديدات بحث دكترين جنگ پيشگيرانه و جنگ پيش دستانه را مطرح كرد و درصدد برآمد فارغ از قيد و بندهاي متعارف حقوق بين الملل سازمان بين المللي و تعهدات خود مستقيما دست به اقدامات نظامي بزند.
در اين چارچوب جهان اسلام هدف اصلي بود و افغانستان و عراق نخسين انتخاب محسوب مي شدند و سپس توجه آمريكا به ساير مناطق جهان اسلام معطوف شد. بر اساس برآورد آنها مشكل اصلي تنها حاكميت رژيم هاي غيرمطلوب همانند صدام طالبان و حتي ايران سوريه و لبنان نيست بلكه مشكل حاكميت ديدگاه هاي مذهبي در سرتاسر اين منطقه يا به عبارت بهتر عدم حاكميت ارزش هاي غربي است . بنابراين آمريكا بايد پيگيري سياست « تغيير رژيم » و روي كار آوردن نظام هاي مطلوب به اصلاحات اجتماعي گسترده و نيز مهندسي اجتماعي و ايجاد تغييرات زيربنايي در اين جوامع دست بزند. طرح خاورميانه بزرگ نيز در همين راستا و براي ايجاد اصلاحات اساسي در اين منطقه بسيار مهم (و در حقيقت كل جهان اسلام ) طراحي و به مرحله اجرا نزديك شد. رامسفلد وزير دفاع آمريكا در همين چارچوب اظهار داشت : « شكار سوسمارهاي تروريست در افغانستان و عراق كفايت نمي كند بايد مرداب خاورميانه را خشكاند » .
آمريكا اسرائيل و گروه هاي صهيونيستي و مسيحي ـ صهيونيستي با طرح مسائل امنيتي و بزرگ كردن تهديد موفق شدند بسياري از كشورهاي جهان را با خود عليه جريان هاي اسلامي همراه سازند. امروز به تدريج شاهد ظهور يا بازتعريف مفهوم غرب هستيم كه ديگر به آمريكا و كشورهاي اروپاي غربي محدود نمي شود بلكه كشورهاي اروپاي شرقي و روسيه را نيز در بر مي گيرد و در مواردي دغدغه هاي امنيتي چين و هند را نيز پوشش مي دهد و در راستاي مباحث امنيتي آنها قرار مي گيرد. همراهي اين كشورها به حدي است كه آمريكا در اقدامات خود در افغانستان به همكاري روسيه بيشتر از ناتو متكي بود. حاكميت جريان هاي غرب گرا در روسيه نوعي اطمينان خاطر براي آمريكا ايجاد كرد به گونه اي كه ناتو نيز با طرح تهديد جهان اسلام دغدغه هاي امنيتي روسيه از گسترش ناتو به شرق را از بين برد. هم چنين در حمله آمريكا به عراق كشورهاي اروپاي شرقي مانند لهستان و به تعبير رامسفلد اروپاي جوان همكاري و هماهنگي بيشتري با آمريكا نسبت به كشورهاي اروپاي پير همانند آلمان و فرانسه داشتند.
آمريكا در برخورد با جهان اسلام عمدتا بر اين متحدين جديد متكي بود ; هر چند همكاري هاي عملياتي نظامي اقتصادي سياسي قضايي و ... گسترده اي با متحدين سنتي خود در اروپاي غربي داشت .
تحولات جهان اسلام
حجم گسترده تبليغات و دشمني با جهان اسلام و ايجاد صف بندي هاي جديد جرياني يك سويه باقي نماند بلكه بازتاب و عكس العمل گسترده اي در جهان اسلام يافت . اجراي طرح هايي مانند طرح خاورميانه بزرگ با شعار توسعه دموكراسي با موفقيت همراه نبود و آمريكا با اين واقعيت روبرو شد كه در هر بخش از جهان اسلام كه دموكراسي حاكم شده جناح هاي مبارز و ضد آمريكايي برنده اصلي بوده اند. آمريكا به ناچار در قبال برندگان جريان دموكراسي در فلسطين و عراق بيان كرد كه در جهان اسلام بيش از دموكراسي بايد به فكر گسترش ارزش هاي ليبرال بود. در اين چارچوب آمريكا حتي در بين رژيم هاي غرب گراي كشورهاي اسلامي نيز با مخالفت و مشكل جدي روبرو شد.
مدت ها پيش از واقعه 11 سپتامبر نوعي جريان و نهضت احياي هويت و بازگشت به بنيان هاي هويتي و شكوه و مجد تمدني در جهان اسلام در حال شكل گيري بود و در اشكال مختلف اجتماعي سياسي و فرهنگي تجلي يافت وقوع انقلاب اسلامي ايران و بازتاب گسترده آن سرتاسر جهان اسلام از نقاط عطف اين جريان بوده است . تحت تاثير اين امواج به تدريج در جهان اسلام از اندونزي و مالزي در شرق آسيا تا منطقه بالكان در قلب اروپا و از آفريقا تا آسيا و مناطق مسلمان نشين روسيه يك روح واحد و يك جريان فكري ـ فرهنگي براي احياي ارزش هاي اسلامي ايجاد شده است .
جريان احياي بنيان هاي هويتي در مناطقي كه مسلمانان دچار مشكل شده اند نمود و بازتاب بيشتري داشت . براي مثال بحران بوسني (5 ـ1991 ) و فجايعي كه در آن منطقه در دهه 1990 برسر مسلمانان آمد پيش از اين نيز بارها حتي با شدت بيشتري رخ داده بوداما عكس العمل جدي جهان اسلام را در پي نداشت . بحران بوسني باعث خيزش جهان اسلام شد و براي اولين بار كل جهان اسلام در تمام عرصه گسترده جغرافيايي خود متاثر از اين وقايع و به رغم كم توجهي بخش اعظم دولت ها به كمك مسلمانان بوسني شتافت و حتي دولت هاي كشورهاي اسلامي مجبور به عمل شدند. بسيج سراسري افكار عمومي در جهان اسلام به نجات مسلمانان بوسني كمك شاياني كرد ; اين واقعه را بايد نشان آغاز خيزش جهان اسلام تلقي كرد.
عكس العمل مسلمانان لبنان و فلسطين و پيش از آن مسلمانان افغان نيز نمونه هاي مشخصي از اين بيداري و بازگشت به بنيان هاي هويتي ـ فرهنگي خويش است . همچنين بازتاب فجايع رخ داده در فلسطين در جهان اسلام گرچه سابقه اي طولاني دارد اين بار جدي و تاثير گذارتر بوده است . در خيزش مردمي جهان اسلام دولت ها عمدتا نقش منفي ايفا كرده اند ; زيرا عمدتا ارتباطي با مردم خود ندارند و بيشتر به منابع و حمايت هاي خارجي متكي هستند. جريان هاي فرهنگي اسلامي كه نمي توانستند روابط ظالمانه قدرت حاكم را بپذيرند و در مقابل ظلم ستم و عمل مخالف موازين فرهنگي عكس العمل نشان مي دادند با برخورد و مقابله دولت ها روبرو مي شدند. اين جريان ها با روابط استعماري و امپرياليستي قدرتهاي بزرگ نيز به شدت مخالف بودندابزار قدرتهاي بزرگ به ويژه آمريكا در اين كشورها عمدتا دولتهاي حاكم و استراتژي آنها نيز تقويت دولتهاي وابسته در اين مناطق بوده است وقايعي مثل بروز انقلاب اسلامي طغيان ديكتاتورهايي هم چون صدام در عراق و در نهايت واقعه 11 سپتامبر ناكارامدي اين سياست ها و استراتژي ها و ضرورت تجديد نظردر آنها را براي آمريكا جدي ساخت .
پس از واقعه 11 سپتامبر نيز با افزايش خود آگاهي مسلمانان و بيزاري از برنامه هاي آمريكا به ويژه انزجار گسترده از جنايات اسرائيل در سرزمين هاي اشغال فلسطيني اين احساس خودآگاهي لزوم تعريف و عمل بر اساس هويت فردي و مشخص كردن خط بين خودي و ديگران تقويت شد.
نمايش روزانه فجايع سرزمين هاي اشغالي فلسطين به عنوان سمبل زنده اشغالگري و تحقير مسلمانان باعث افزايش احساس انزجار از دشمن به ويژه آمريكا شده و اين مسئله تمام تبليغات و تلاش آمريكا را براي ايجاد چهره مناسب از خود بي اثر ساخته است .
انتقال ده ها مسلمان به زندان گوانتانامو و نگهداري آنان در شرايط غير انساني ابعاد اين احساس تحقير و اهانت در بين مسلمانان را افزايش داد اشغال عراق و درگيري هاي گسترده در آن كشور و انجام جنايت هاي متعدد هم چون زنداني كردن و كشتار هزاران مسلمان غير نظامي نيز بازتاب گسترده اي در جهان اسلام داشته است . امريكا پيش از درگير شدن در قضيه عراق تصور و دركي ابتدايي از واقعيت هاي جهان اسلام داشت كه با پيچيدگي هاي منطقه ناسازگار بود. اما پس از پيروزي سريع در جنگ عراق به سرعت واقعيت هاي جهان اسلام داشت كه با پيچيدگي هاي منطقه ناسازگار بود. اما پس از پيروزي سريع در جنگ عراق به سرعت واقعيات جديد را دريافت . در نتيجه اين فرايند امواج ضد آمريكايي ترور و ناآرامي در سرتاسر عراق و جهان اسلام گسترس يافته و آمريكا به منفورترين وضعيت خود در جهان اسلام دچار شده است .
بر اثر اين وقايع نوعي احساس خودآگاهي در جهان اسلام ايجاد شده است . هم چنين اين احساس رو به گسترش است كه دشمنان اسلام (به ويژه صهيونيست ها) دست به توطئه عليه اسلام زده اند و خواهان نابودي اسلام و اهانت به مقدسات و ارزش هاي اسلامي هستندگسترش و تقويت اين احساس در اقصي نقاط جهان اسلام در قضيه درج كاريكاتورهايي عليه پيامبر گرامي اسلام به حركتي خودجوش و سراسري تبديل شد و در اقدامي بي سابقه بخشي از قدرت جهان اسلام به نمايش در آمد. گرچه چنين اهانت هايي عليه مقدسات اسلامي در طول تاريخ با شدت و ابعاد بيشتر بارها تكرار شده بود هيچ يك با چنين عكس العمل قدرتمند همه جانبه و خودجوش روبرو نشده بوداين مسئله خود حاكي از گسترش همگاني احساس خودآگاهي رجوع به مباني هويتي و احساس لزوم مقاومت در برابر دشمنان و توطئه هاي آنان است . چنين گستره و قدرتمندي در جهان اسلام توطئه گران را به انفعال كشاند و علاوه بر جلوگيري از گسترش چنين توطئه هايي هزينه هاي زيادي بر ابزار اجراي اين توطئه وارد آمد.
چنين حركت خودجوش و قدرتمندي باعث شده است كه مسلمانان و حركت هاي اجتماعي آنان و افكار عمومي جوامع اسلامي به عنوان يك بازيگر قدرتمند و موثر در مسائل جهاني به ويژه مسائل مربوط به سرنوشت جهان اسلام مطرح شوند. از اين پس ديگر نمي توان هم چون گذشته مسلمانان و جوامع اسلامي را عناصري خنثي و بي تاثير در نظر گرفت بلكه بايد آنها را در معادلات به حساب آورد.
آمريكا نيز با احساس خطر از اين جريان خودجوش كه سمت گيري ضد آمريكايي و ضد غربي دارد در كنار ساير سياست هاي خود به تحقيقات گسترده اي در مورد شيوه مقابله و رويارويي با آن در جهان اسلام پرداخته است كه مي توان به گزارش وزارت دفاع كميسارياي مشورتي ديپلماسي عمومي آمريكا شوراي روابط خارجي مركز تحقيقات رياست جمهوري و بنيادهاي مختلف و... اشاره كرد.
مجموعه اين تحقيقات پيشنهاد دادند كه آمريكا بايد براي ديپلماسي عمومي خود در اين منطقه گسترش و بيشتر سرمايه گذاري كند و از طريق تربيت كادر مجرب و مسلط به فرهنگ و زبان منطقه گسترش و سرمايه گذاري بر رسانه هاي جمعي به ويژه راديو و تلويزيون (مانند راديو فردا به زبان فارسي و راديو سوا به زبان عربي و كانال تلويزيوني ) ايجاد مراكز بنيادها و اتاق هاي امريكايي در سرتاسر جهان اسلام با برنامه ريزي فرهنگي و استفاده از ابزار نوين تبليغ انتشار كتب و مجلات به ويژه براي جوانان با استفاده از تكنولوژي و ارتباطات به خصوص گسترش اينترنت گسترش فيلم ها مقالات و كتاب هاي معرفي كننده (تبليغ ) آمريكا و ... به اهداف خود نزديك شود.
رويكرد آمريكا در برخورد با جهان اسلام
اوج برخورد آمريكا با جريانات اسلامي و احساس خطر آمريكا از جهان اسلام را مي توان در سند استراتژي امنيت ملي آمريكا در سال 2006 ديد . اين سند به عنوان رسمي تر شدن سند امنيتي آمريكا با مقدمه رئيس جمهور آمريكا آغاز مي شود كه مي نوسيد : آمريكا در جنگ است . اين سند استراتژي امنيت ملي در زمان جنگ است كه ضرورت آن برگردد به چالشي كه در پيش رو داريم :
ظهور تروريسم در نتيجه ايدئولوژي تنفر و كشتار (بعدا بارها صراحتا بيان مي كند منظور نوعي برداشت خاص از اسلام است ). در متن سند نيز آمده كه هم اكنون يك ايدئولوژي جديد ما را تهديد مي كند ايدئولوژي خاصي كه ريشه انحراف از يك مذهب (اسلام ) دارد.
در بخش ديگري از اين سند آمده است : تروريست هاي فراملي كه امروزه روبروي ما هستند از مذهب شكوهمند اسلام در راستاي ديدگاه سياسي خشونت آميز خود سو استفاده و ايده جهاد را تحريف مي كنند. پيروزي در جنگ عليه تروريسم به معناي پيروزي در نبرد ايده ها و افكار خواهد بود. در اينجا مذهب اسلام تحريف شده و در خدمت هدف شيطاني قرار گرفته است (منشا تروريسم و خطرات ).
نكته قابل ذكر در رويكرد آمريكا در اين سند و هم چنين ساير اسناد رسمي ورويه آمريكا در حال حاكم شدن است كه بهره گيري از ابزار قدرت نرم مهندسي اجتماعي تاثير گذاري بر افكار و قلوب مسلمانان بهره گيري از ابزار تبليغاتي و رسانه ها و. .. تاكيد دارد.
نتيجه گيري
پس از 11 سپتامبر احساس تهديد و بحث امنيت كشورهاي قدرتمند جهاني را در جبهه اي متحد گرد هم آورد كه آمريكا نام آن را « اتحاد ضد تروريستي » نهاد و با رهبري آن كوشيد ساختار نظام بين الملل را بر مبناي منافع و اهداف خود شكل دهد.
صهيونيست ها مسيحيان صهيونيست و گروههاي طرفدار آن در آمريكا تلاش كردند از فضاي ايجاد شده بهترين استفاده را براي تهييج افكار عمومي و بسيج كشورها عليه مسلمانان و جهان اسلام ببرند. نومحافظه كاران حاكم بر آمريكا در پيوند با اين جريان هاي افراطي مسيحي براي تامين منافع اسرائيل به اقدامات گسترده اي دست زدند. جهان اسلام به عنوان دشمن اصلي و منطقه پرورش تروريسم محسوب شد. آمريكا با اشغال عراق و افغانستان مستقيما به اين منطقه پانهاد و آن را آغاز اصلاحات بنيادي براي اجراي طرح خاورميانه بزرگ اعلان كرد. گام بعدي آمريكا تكميل اين حلقه با انجام تحولات در لبنان و سوريه و در مرحله بعدي ايران است .
اما تحولات عراق و ناكامي آمريكا در اين كشور و تحميل تلفات و خسارات بسيار و متهم شدن در صحنه بين المللي و هم چنين گسترش روحيه ضد آمريكايي در سرتاسر جهان اسلام باعث توقف طرح هاي آمريكا شد. در حقيقت آمريكا دانست فروپاشي رژيم صدام جوي ايجاد كرده كه به نفع اين كشور نيست و حتي موفقيت در تغيير رژيم اسد در سوريه نيز پيامدهاي مشابهي براي آمريكا و اسرائيل خواهد داشت . در دو انتخابات اخير در عراق و فلسطين به ترتيب شيعيان و جنبش حماس برنده اصلي انتخابات بودند. به همين علت آمريكا ارتباطش را با دولت فلسطين كاهش داد.
اين مسئله هم چنين نشان مي دهد كه افكار عمومي در جهان اسلام به شكل جديدي سامان يافته و در اختيار جريان هاي اسلام گرا قرار گرفته و خواهان بازگشت به مباني هويتي اسلامي و در تقابل با منافع آمريكاست .
خيزش خود جوش جهان اسلام در قضيه اهانت به پيامبر گرامي اسلام در نشريات دانمارك بار ديگر ابعاد اين جريان و جنبش جديد را به نمايش گذاشت و مسلمانان را بازيگراني قدرتمند و موثر مطرح كرد مجموعه اين تحولات جهان اسلام را در وضعيتي جديد با ويژگي هايي كاملا متمايز از دوران پيشين قرار داده است به گونه اي كه ديگر بازيگران موثر در جهان اسلام تنها دولت ها نخبگان و احزاب سكولار و صاحبان قدرت نيستند بلكه نوعي خودآگاهي و حركت خود جوش ناشي از احساس ضرورت بازگشت به مباني هويتي و حساسيت به ارزش ها و مقدسات اسلامي و هوشياري نسبت به توطئه ها و خطرات دشمن در سرتاسر جهان اسلام شكل گرفته و مسلمانان را به ضرورت خروج از انفعال و بي تفاوتي كه ويژگي آنها در طول دهه هاي گذشته بود هوشيار كرده است .
نكته قابل توجه ديگر پيروزي جريان هاي اسلام گرا در انتخابات مختلف در جهان اسلام و قدرت گيري جريان هاي اسلام گراست كه مي كوشند با بهره گيري از رويكردهاي دموكراتيك به اهداف خود دست يابند. اين جريان ها كه نقطه اوج آن در جريان هاي مردم گرا و دموكراسي اسلامي در ايران فلسطين و عراق مشاهده مي شود نويد بخش هوشمندي و توانايي هاي جريان هاي اسلامي در بهره گيري از شيوه هاي بومي و مبتني بر ارزش هاي اسلامي است كه حتي غرب و افكار عمومي جهاني را نيز قانع و دشمنان را نااميد مي سازد. اين چنين گروه ها رويكرد آنها و ميزان گسترش آنها در جهان اسلام و آينده آنها نياز به تامل و سرمايه گذاري بيشتري دارد.
مسائل هويتي و رجوع به ارزش هاي اصيل اسلامي جريان گسترده و قدرتمندي است كه تحليلگران و فعالان جهان اسلام بايد نسبت به آن هوشيار باشند و كوشش هاي خود را در اين راستا جهت دهند. گرچه هدف اصلي قدرت هاي جهاني تاثير در جهان اسلام و تغيير و تضعيف اين جنبش هويتي است به علت قدرت و اصالت و مشكلات ساختاري آنها به ويژه نقاط ضعفي هم چون مسئله اسرائيل و ناتواني در حل اساسي اين مشكل جريان اسلام گرا و بازگشت به ارزش ها و هويت اسلامي هم چنان آرمان اصلي مسلمانان در سرتاسر جهان اسلام خواهد بود.
منبع : سايت بصيرت
چهره آمريكا در نزد افكار عمومي جهان به يك دولت حامي و باني تروريسم تبديل شده است و همه بر اين باورند كه اين دولت خون مردم بيگناه را بر زمين مي ريزد و با شكنجه زندانيان بديهي ترين قوانين بين المللي را نقض مي كند و مي كوشد قواعد رفتاري بين المللي را حذف كند و نيز تلاش مي كند با هر روش ممكن از جمله با استفاده از تروريسم تبليغاتي و سياسي رسانه هاي ديگر را از ميدان رقابت خارج سازد
آمريكا با بيان بي اثر شدن راهكارهاي سنتي حفظ امنيت و مقابله با تهديدات بحث دكترين جنگ پيشگيرانه و جنگ پيش دستانه را مطرح كرد و در صدد برآمد فارغ از قيد و بندهاي متعارف حقوق بين الملل سازمان بين المللي و تعهدات خود مستقيما دست به اقدامات نظامي بزند
پس از واقعه 11 سپتامبر نيز با افزايش خود آگاهي مسلمانان و بيزاري از برنامه هاي آمريكا به ويژه انزجار گسترده از جنايات اسرائيل در سرزمين هاي اشغال فلسطيني اين احساس خودآگاهي لزوم تعريف و عمل بر اساس هويت فردي و مشخص كردن خط بين خودي و ديگران تقويت شد
دولت آمريكا اصلي ترين تغذيه كننده انواع گوناگون تروريسم است . همين دولت در رشد طبيعي تروريسم به سبب سياستهاي غلطي كه اتخاذ و فضايي پر تنش و تجاوز در منطقه و كل جهان ايجاد كرده نقش محوري داشته است
 
یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات

div>