Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » سیاسی » سیاسی » امام خميني قاطع و استوار در مبارزه با آمريكا
امام خميني قاطع و استوار در مبارزه با آمريكا چاپ
۰۸ آبان ۱۳۸۸
در آستانه سالروز 13 آبان كه به درستي « روز ملي مبارزه با استكبار جهاني » نام گرفته است قرار داريم .
همه ساله سه واقعه مهم را كه در سه مقطع از تاريخ نهضت اسلامي تحقق يافته است در چنين روزي گرامي مي داريم . واقعه اول در 13 آبان سال 1343 كه حضرت امام خميني پس از تهاجم و يورش انقلابي عليه قانون استعماري كاپيتولاسيون ـ و به فاصله 9 روز پس از اين موضع گيري و حركت شجاعانه ـ دستگير مي شود و به دستور آمريكا و توسط حكومت دست نشانده پهلوي از ايران تبعيد مي گردد.
واقعه دوم در اوج تظاهرات و مبارزات عليه رژيم ستمشاهي و در 13 آبان 1357 اتفاق مي افتد . در اين روز دانش آموزان و دانشجويان در محوطه دانشگاه به مناسبت سالگشت تبعيد رهبر محبوبشان توسط رژيم پهلوي گرد هم آمدند تا صداي مخالفت و اعتراض خود را به جهانيان برسانند و بازگشت رهبر كبير انقلاب به وطن خويش را مطالبه كنند . رژيم ستمشاهي به سركوب اين تجمع انقلابي پرداخت و 56 نفر از جوانان مسلمان را به خاك و خون كشاند .
واقعه سوم پس از ورود حضرت امام خميني به وطن و در روز 13 آبان 1358 و در اعتراض به دخالت هاي آمريكا پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تسخير لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام به وقوع پيوست .
در هر سه واقعه محور اصلي مبارزات تهاجم قهرمانانه امام خميني عليه سلطه آمريكاي جهانخوار بود. اين رجل عظيم القدر الهي در اوج بينشي سياسي دشمن اصلي را شناسايي كرد و همه اعتراضات و مبارزات را عليه او ساماندهي و رهبري نمود و اين حركت پر شور و شجاعانه تا پايان آخرين لحظات عمر پر خير و بركت اين پيشواي آزاده امتداد داشت .
براي الگوگيري از تفكرات و تحركات آگاهانه امام خميني عليه سيطره آمريكاي جهانخوار مداقه و تفكر در راهبردهاي آن پيشواي جامع نگر و روشن بين را ضروري مي دانيم .
1 ـ حضرت امام خميني آمريكا را در راس قدرت هاي استكباري جهان و عامل اصلي تمام گرفتاري هاي جهان اسلام به ويژه ايران مي دانست و به همين دليل در حركت و خروش سنگين و همه جانبه خويش در 4 آبان 1343 عليه لايحه استعماري كاپيتولاسيون تيغ تيز مبارزه را به روي آمريكا كشيد و گرفتاري هاي ايران را به او نسبت داد. اين سخن امام خميني كه : « تمام گرفتاري ما از اين آمريكاست ..... اين وكلا هم از آمريكا هستند اين وزرا هم از آمريكا هستند . » (1 ) به وضوح نشان مي دهد كه قيام و قعود نمايندگان مجلس شوراي ملي در تصويب لايحه كاپيتولاسيون ظاهري و تشريفاتي بود و قبلا دستور تصويب اين قانون ذلت بار كه استقلال ايران را سركوب نمود از جانب آمريكا صادر شده بود.
امام خميني در همان خروش قهرمانانه خويش در 4 آبان 1343 به صراحت اعلام مي نمايند :
« آمريكا از انگليس بدتر انگليس از آمريكا بدتر شوروي از هر دو بدتر همه از هم بدتر همه از هم پليدتر اما امروز سر و كار ما با اين خبيث هاست با آمريكاست . » (2 )
حضرت امام در اين سخنان كوبنده ابتدا ماهيت « استكبار جهاني » را همه نمايانند و به اين واقعيت تصريح مي كنند كه كشورهاي استكباري همه از هم بدتر و پليدتر هستند و هيچ كدام براي بشريت دل نمي سوزانند و هيچ يك از آنها به نفع سرزمين هاي اسلامي از جمله ايران تلاش و فعاليتي نمي كنند لكن در شرايط حاكم بر جهان و با توجه به نقش آمريكا كه حالت محوريت در شرارت دارد طبيعي است كه مسلمانان بايد همه فريادها و اعتراض ها و مبارزاتشان را عليه او ساماندهي كنند تا از سيطره رو به گسترش آن جلوگيري نمايند.
اين موضع گيري هاي امام خميني عليه آمريكا در 4 آبان 1343 باعث شد تا رژيم آمريكايي شاه در 13 آبان همان سال اين پيشواي بزرگ الهي را دستگير و از ايران تبعيد نمايد.
2 ـ حضرت امام خميني معتقد بودند كه آمريكا « شيطان بزرگ » است يعني در مقايسه با ساير قدرت هاي استكباري اولا نقش بنيادي و مركزيت دارد و ديگر كشورها اقمار او به شمار مي آيند. ثانيا او ـ كه شيطان بزرگ است ـ جمعي از شيطان هاي كوچك را هميشه به صورت ايادي و عوامل خود به بهره برداري عليه مسلمين و مردم جهان به تحرك و فعاليت هاي مخرب درمي آورد.
حضرت امام خميني اين واقعيت را با استفاده از روايتي درباره پيامبر اكرم (ص ) و به صورت تشبيه و تمثيلي آگاهي بخش مطرح مي نمايند :
« در يك روايتي است كه رسول خدا كه مبعوث شد آن شيطان بزرگ فرياد كرد و شيطان ها را دور خودش جمع كرد و اينكه : مشكل شد كار بر ما! در اين انقلاب شيطان بزرگ كه آمريكاست شياطين را با فرياد دور خودش دارد جمع مي كند. چه بچه شيطان هايي كه در ايران هستند و چه شيطان هايي كه در خارج هستند جمع كرده است و هياهو به راه انداخته است . » (3 )
اين تشبيه و تمثيل نشان مي دهد نقش آمريكا همانند نقش تخريبي و انحراف انگيز و گمراه ساز شيطان بزرگ در خلقت است كه پيوسته انسان ها را در گستره هستي به خيانت و جنايت و فساد و تباهي وسوسه مي كند و هرگز لحظه اي از اغواگري و فريبندگي باز نمي ماند.
مطالعه در اوراق تاريخ سياسي جهان معاصر نشان مي دهد كه آمريكا در مقايسه با ساير كشورهاي معاند و تخريب گر كه در كار ملل محروم شيطنت مي كنند و آسيب به وجود مي آورند « شيطان بزرگ » است و همه شياطين ديگر را تحت پوشش و رهبري خود درمي آورد. در ايران اين نقش محوري آمريكا با توجه به رخدادهاي تلخ و جنايت هاي بي شماري كه توسط آمريكا صورت گرفته است و هم اكنون نيز تداوم دارد بسيار ملموس و مشهود مي باشد اگرچه برخي از عناصر سطحي نگر و ساده انديش چشم خويش را به روي واقعيت ها مي بندند و در سر خويش سوداي مذاكره و ارتباط با شيطان بزرگ را مي پرورند و به آمد و شد دولت هاي آمريكا و شعارهاي به ظاهر زيبا و بشردوستانه روساي جمهور آن كه بنا به مصالح و مطامع ضد انساني شان تغيير مشي و روش مي دهند و داراي همان ماهيت استكباري مي باشند حسن ظن دارند!
3 ـ حضرت امام خميني با توجه به شناخت عميق نسبت به سياست هاي سيطره جويانه آمريكا در ايران كه به هيچ وجه در طول دوران انقلاب ـ قبل و بعد از پيروزي نهضت ـدچار وقفه نشده است با صراحت و قاطعيت اعلام مي نمايند :
« خطر آمريكا به حدي است كه اگر كوچك ترين غفلتي كنيد نابود مي شويد . » (4 )
مخاطب اصلي امام خميني در اين اعلام خطر و درخواست بيداري و هشياري تمام مسئولان و دولتمردان مي باشند هم آنان كه بايد امور سياست خارجي در نظام حكومتي اسلام را به نحو مطلوب و منطبق با آموزش ها و دستورالعمل هاي نهفته در تعاليم و قوانين جامع دين مبين حق ساماندهي كنند و اصل عزت و اقتدار و نيز اصل نفي سلطه كفار بر مسلمين را به مرحله اجرا و عمل درآورند.
امام خميني در اين رهنمود خطر آمريكا را بسيار بزرگ و فراگير و متناسب با اهداف ضد اسلامي و استكباري آن كه هيچ گاه با اسلام و انقلاب و نظام سر سازگاري نداشته و ندارد و فقط انهدام دين و هر جنبش و حركت ناشي از آن را طالب است معرفي مي كند. زيرا همچنان كه قرآن كريم در بيان مشخصه هاي جبهه كفر جهاني و نماياندن ماهيت قدرت هاي استكباري اعلام مي دارد كه « آنان هرگز دوست نمي دارند كه به شما مسلمانان خيري برسد » (5 ) و « هرگز از مسلمين راضي و خشنود نمي گردند مگر از آنها پيروي شود . » (6 ) و در نهايت « دوست دارند مسلمانان نيز همانند آنها كافر شوند . » (7 ) آمريكا كه مظهر كفر و رهبر جبهه استكبار جهاني مي باشد داراي همين ماهيت و اهداف مي باشد و امروز در اوج نفاق سياسي هويت اصلي خود را پنهان داشته و در ظاهر و با شعارهاي مبتني بر دموكراسي و حقوق بشر و همزيستي مسالمت آميز قصد نزديك شدن به ايران و محكم كردن جاي پاي خود براي بازگرداندن سلطه اي است كه در اثر انقلاب اسلامي و با رهبري هاي امام خميني از بين رفت .
همچنين امام خميني در رهنمود مزبور به مسئولان و دولتمردان هشدار مي دهند كه كوچك ترين « غفلت » در فهم و تشخيص خطر آمريكا و اتخاذ سياست ها و روش هاي مراقبتي باعث نابودي نظام خواهد شد.
حضرت امام در حالي كوچك ترين غفلت در شناخت ماهيت و درك خطر و آسيب هاي بزرگ آمريكا را موجب انهدام و نابودي مي دانند كه متاسفانه شاهديم برخي از تفكرات و ديدگاه ها در تشكيلات حكومتي و دولتي ما همواره خواهان نرمش و سازش با قدرت استكباري آمريكا بوده و هستند و به طور نسنجيده همواره دست به كارهايي زده اند كه به مرور خطا و سطحي بودن آن براي همگان نمايان شده است .
4 ـ نگاه نافذ امام خميني و انديشه هاي تابناك و راهبردي او هرگز به مسائل ايران و ضايعات ناشي از تحركات مخرب آمريكا در اين كشور محدود نمي گردد و اين شخصيت الهي كه به طور طبيعي داراي جامعيت فكر و وسعت شناخت بود فراتر از حصارهاي جغرافيايي و محدوديت هاي تاريخي مي انديشيد.
بر اين اصل و مبنا حضرت امام خميني خطر آمريكار را نه تنها براي ايران كه براي جهان اسلام و همه ملل و كشورهاي اسلامي بسيار جدي و روزافزون مي دانستند و بارها سران كشورها و گروهاي مسئول در سرزمين هاي اسلامي را مخاطب قرار مي دادند و دشمنان آنان را كه در كنارشان لانه كرده بودند و ضربه مي زدند و همه از جانب آمريكا تحريك و تسليح مي شدند معرفي مي كردند تا به اين وسيله تارهاي تنيده شده از خوش خيالي و حسن ظن هاي بي مورد و تاثيرپذيري از جاذبه هاي فريبنده شعارهاي به ظاهر آزاديخواهانه و دموكراسي طلب و حقوق بشري آمريكا از ذهن و فكرشان فرو ريزد.
امام خميني به صراحت اعلام مي كردند : « آمريكا در هر فسادي دست دارد . » (8 ) و ملت هاي مسلمان را هشيار مي نمودند و به كسب اين بينش و آگاهي كامل و حياتي فرا مي خواندند كه نه تنها مسئولان رژيم صهيونيستي ـ كه عامل فلاكت كشورهاي اسلامي مي باشند ـ همه « مهره آمريكا » هستند (9 ) كه بسياري از سران و دولتمرداني كه زمامداري ممالك اسلامي را به عهده دارند دست در دست آمريكا دارند و براي نابودي اسلام و سرزمين هاي اسلامي تلاش مي كنند و از آن جمله اعلام داشتند كه « سادات نوكر خيانتكار آمريكاست » (10 ) و ديديم كه چنين بود به دستور شيطان بزرگ و با تمهيد زمينه هاي لازم در « كمپ ديويد » آمريكا رژيم اسرائيل را كه غاصب فلسطين است و بنابر قوانين جاري دنياي معاصر در تمام مجامع بين المللي بايد سرزمين غصب شده مسلمانان را تخليه نمايد به رسميت شناخت !
و نيز امام خميني صدام را « خادم سرسپرده آمريكا » نام نهاد (11 ) و ديديم همچنان كه اين پيشواي الهي پيش بيني كرده بود علاوه بر تعدي به ايران كشورهاي اسلامي را نيز مورد تهاجم قرار داد و آنگاه كه پا را فراتر از آنجا كه دستور داشت گذاشت به صورت مهره سوخته درآمد!
حضرت امام خميني فقط به اعلام خطر آمريكا به جهان اسلام بسنده نمي كرد كه آنان را به حركت و عمل و مبارزه قهرآميز با شيطان بزرگ فرا مي خواند. امام خميني كنگره عظيم و جهاني حج را فرصت بسيار مناسبي براي تجلي فلسفه اين عبادت بزرگ در تقابل با شيطان بزرگ و شياطين ديگر مي دانست و با اين نگرش وسيع همه حج گزاران را اينگونه مخاطب قرار مي داد و به فرياد عليه آمريكا فرا مي خواند :
« .... و كدام بت به پايه شيطان بزرگ و بتها و طاغوت هاي خونخوار مي رسد كه همه مستضعفان جهان را به سجده خود و ستايش خويش فراخوانند و همه بندگان آزاد خداي تعالي را بنده فرمانبردار خويش دانند
در فريضه حج كه لبيك به حق است و هجرت به سوي حق تعالي به بركت ابراهيم و محمد است مقام « نه » بر همه بتها و طاغوتهاست و شيطان ها و شيطان زاده هاست . و كدام بت از « شيطان بزرگ آمريكاي جهانخوار » و شوروي ملحد متجاوز بزرگتر و كدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوت هاي زمان ما بالاترند » (12 )
5 ـ يكي از مسائل مهمي كه همواره مطرح بوده و هم اينك نيز مطرح است « رابطه با آمريكا » مي باشد .
ترديدي وجود ندارد كه هر زمان قدرت استعماري آمريكا از مذاكره و رابطه ايران با خود سخن گفته و حتي ابراز تمايل كرده و پيشنهاد دهنده بوده است در وراي واژه ها و عباراتي كه به كار برده نوعي " اظهار قدرت " نموده و از موضوع بالا به پائين نگريسته و ايران اسلامي را مطيع و تسليم سياست هاي خود خواسته است !
اين نوع نگرش آمريكا به موضوع رابطه با ايران از آنجا ناشي مي شود كه شيطان بزرگ داراي ماهيت « جهانخواري » مي باشد و در حالي ابراز تمايل به مذاكره و ارتباط با ايران ميكند كه خود در جايگاه « ظالم » و ملت ايران در جايگاه « مظلوم » قرار دارند و كجا مي توان سراغ گرفت و نشانه اي يافت كه ظالمان و جهان خواران به نفع مظلومان وارد مراوده و مرابطه شوند !
اين كه حضرت امام خميني مي فرمايد : « رابطه ما با امثال آمريكا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است . » (13 ) به همين واقعيت تصريح دارد.
اين موضوع را از زاويه اي ديگر نيز مورد نظر قرار مي دهيم و آن اينكه اصولا آمريكاي جنايتكار از مطرح كردن مذاكره و رابطه نوعي نرمش و سازش و كنار آمدن ايران با اهداف و خواسته هاي خود را دنبال و پي گيري مي كند و اگر قرار باشد كه نظام اسلامي با آمريكا اينگونه رابطه برقرار كند چه نيازي به آن همه مبارزات گسترده براي نفي سيطره جويي ها و دخالت هاي آمريكا و جنايات بي شمار او در ايران بود !
ببينيم امام خميني چگونه اين واقعيت را به تامل و تفكر همگان در مي آورد و يادآور مي شود كه همه رنج هاي متداوم ملت ايران ناشي از نفي رابطه و طرد سيطره آمريكا بوده است :
« اگر ما با آمريكا و ساير ابرقدرت ها كنار آمده بوديم گرفتار اين مصائب نبوديم ولي مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت دهند » (14 )
آيا نمي خواهيم بينديشيم كه اين خواري و ذلت چيست كه عامل آن رابطه با آمريكاست ! مگر نه اين است كه ضربه زدن به استقلال و اقتدار نظام اسلامي ايجاد روزنه هاي نفوذ مهره سازي هاي مجدد مهيا كردن زمينه هاي سيطره بر فرهنگ و سياست و اقتصاد و كاستن نقش راهبردي و حياتي انقلاب ونظام در جهان اسلام از اهداف و سياست هايي است كه آمريكا با ايجاد رابطه با ايران تعقيب مي نمايد ! و راستي چه خواري و ذلتي از اين ها بالاتر قابل تصور است !
بر مبناي انديشه هاي راهبردي امام خميني در حالي كه : « آمريكا قصد نابودي ما را دارد . » (15 ) طبيعي است كه : « تسليم براي مسلمان معنا ندارد . » (16 ) بنابراين بهتر است مسئولان و دولتمردان ما به فكر صيانت از استقلال و آزادي و عزت و صلابتي باشند كه در اثر مبارزه با نفوذ و سيطره آمريكا به وجود آمد و اسلام و انقلاب و نظام اسلامي را بر بلنداي قلل شرافت و عظمت نشاند و براي جهان اسلام « الگوي عملي » در متجلي ساختن اصل و قانون بزرگ « جهاد » با جبهه كفر و شرك و نفاق نمود.
مسئولان و دولتمردان ما بايد بدانند كه نمي توان دست سردمداران آمريكايي را كه به خون ملل مسلمان ايران و عراق و افغانستان و لبنان و فلسطين آلوده است فشرد و بر عملكردهاي تباهشان كه آخرين آنها تلاش براي از بين بردن وحدت تشيع و تسنن با انجام عمليات تروريستي در منطقه سيستان و بلوچستان و كشتار فجيع مظلومان از هر دو مذهب بود مهر تاييد زد! ضمن آنكه شبيه همين جنايت را عوامل و ايادي آمريكا در عراق و ا فغانستان تكرار مي كنند و بر وسعت آن مي افزايند و در همان حال خود را حامي حقوق بشر مي دانند و شعار اعطاي دموكراسي به سرزمين هاي اسلامي را مطرح مي كنند!
بيدار باشيم كه دشمن در كمين است و اگر ما غفلت كنيم او نمي كند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 1 ص 422
2 ـ همان مدرك ص 420
3 ـ همان مدرك ج 10 ص 489
4 ـ همان مدرك ج 12 ص 202
5 ـ قرآن كريم سوره بقره (2 ) آيه 105
6 ـ سوره بقره (2 ) آيه 120
7 ـ سوره نسا (4 ) آيه 89
8 ـ صحيفه امام ج 13 ص 208
9 ـ همان مدرك ص 208
10 ـ همان مدرك ص 209
11 ـ همان مدرك ص 209
12 ـ همان مدرك ج 20 ص 89
13 ـ همان مدرك ج 12 ص 233
14 ـ همان مدرك ج 13 ص 213
15 ـ همان مدرك ص 213
16 ـ همان مدرك ص 213
جاي شگفتي است كه برخي از عناصر سطحي نگر چشم خويش را به روي واقعيت ها مي بندند و در سر خويش سوداي مذاكره و ارتباط با شيطان بزرگ را مي پرورند و به آمد و شد دولت هاي آمريكا و شعارهاي به ظاهر زيبا و بشردوستانه روساي جمهور آن كه بنابر مصالح و مطامع ضد انساني شان تغيير مشي و روش مي دهند و داراي همان ماهيت استكباري مي باشند حسن ظن دارند!
حضرت امام خميني :
شيطان بزرگ كه آمريكاست شياطن را با فرياد دور خودش جمع مي كند.
آمريكا در هر فسادي دست دارد.
تمام گرفتاري ما از آمريكاست .
خطر آمريكا به حدي است كه اگر كوچك ترين غفلتي كنيد نابود مي شويد.
رابطه ما با امثال آمريكا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است .
نگاه نافذ امام خميني و انديشه هاي راهبردي او هرگز به مسائل ايران و ضايعات ناشي از تحركات مخرب آمريكا در اين كشور محدود نمي گرديد و اين شخصيت الهي كه به طور طبيعي داراي جامعيت فكر و وسعت شناخت بود فراتر از حصارهاي جغرافيايي و محدوديت هاي تاريخي مي انديشيد
مسئولان و دولتمردان ما بايد بدانند كه نمي توان دست سردمداران آمريكايي را كه به خون ملل مسلمان ايران و عراق و افغانستان و لبنان و فلسطين آلوده است فشرد و بر عملكردهاي تباهشان كه آخرين آنها تلاش براي از بين بردن وحدت تشيع و تسنن با انجام عمليات تروريستي در منطقه بلوچستان و كشتار فجيع مظلومان از هر دو مذهب بود مهر تاييد زد!
 
یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات

div>