| تفسير مردم از مفهوم و مصداق استکبار |
|
| ۱۰ آبان ۱۳۸۸ | ||
|
«تفسير مردم از مفهوم و مصداق استکبار»عنوان يادداشت روز روزنامهي مردم سالاري به قلم عماد برقعي است كه در آن ميخوانيد؛اين روزها و در آستانه 13 آبان مفهوم استکبار و استکبارستيزي بيش از پيش بر زبان ها جاري مي شود. مفهومي که در انقلاب مردم ايران در بهمن 57 همواره بر آن تاکيد مي شد. مفهومي که نه تنها مبارزات مردم را در آن دوره به پيش مي برد بلکه در سال هاي پس از انقلاب نيز پيگيري شد. اما اين روزها شاهد آن هستيم که برخي از کساني که بر اريکه قدرت تکيه زده اند سعي مي کنند مصاديق خاصي از اين مفهوم را اشاعه دهند. در اين ميان نگاهي دوباره به آن مفهوم مي تواند راهگشا باشد. مفهوم مبارزه با استکبار در طول تاريخ مبارزات مردم ايران مفهومي بوده است که همواره تاکيدي به کليت استکبار و مقابله با تمامي مستکبران داشته است. برخلاف شعارهايي همچون مرگ بر شاه، و شعارهايي از اين دست که به وضعيتي خاص اطلاق مي شده اند. اما به کار بردن مفهوم استکبار و تاکيد بر آن در ادبيات انقلابي مردم ايران اطلاقي کلي است. استکبار در اين ادبيات به مفهوم به قدرت ظالمانه مستکبران گفته مي شود اين ظلم و ستم در واقع هم اشاره اي به وضعيت نظام جهاني و روابط بين الملل و ستم ابرقدرت ها به کشورهاي ضعيف تر دارد و هم در سطوح دولت هاي ظالم معنا پيدا مي کند. اين رابطه تنها در سطح مفهوم نيست بلکه تاريخ نيز نشان مي دهد که ظالمان بزرگ عرصه جهاني در کشورهاي کوچک هم از کساني که به مردم خود ظلم مي کنند حمايت و پشتيباني مي کنند. به همين دليل است که نمي توان مفهوم استکبار را تنها به چند کشور خاص خارجي محدود کرد. اتفاقي که اين روزها مي افتد و بسيار سعي دارند مفهوم مبارزه با استکبار را صرفا به مبارزه آمريکا منتسب کنند. سخني که اين روزها زياد مي شنويم آن است که مردم نبايد کشورهاي ديگري به جز آن چه که از طريق مجاري رسمي اعلام مي شود را مصداق استکبار تلقي کنند. وجود شعار نه شرقي، نه غربي ادبيات مبارزه مردم ايران به خوبي اين موضوع را نمايان مي کند که هر کشوري و هر ظالمي چه شرقي باشد و چه غربي و چه داخلي مي تواند نماد استکبار باشد. شايد دولت مردان بخواهند تاکيد کنند که تنها مصداق استکبار همان آمريکا و اسرائيل است اما لزوما تفسير مردم اين گونه نيست. مردم آگاهي که در حيات اجتماعي و سياسي شان مشارکت مي کنند تفسير خودشان را از استکبار دارند. از ديد آن ها کماکان هر کسي در هر جايي ظلم مي کند مستکبر است. هر کشور و هر فردي که با استفاده از قدرتش منافع مردم را تهديد مي کند مستکبر است. چه دولت اسرائيل که در غزه جنايت مي کند چه دولت آمريکا که در تمامي جهان زور مي گويد و چه دولت روسيه که در چچن کشتار مي کند و چه دولت چين که در ايالت سين کيانگ مسلمان کشي مي کند. اگر ما مردم را به عنوان صاحبان اصلي کشور بپذيريم بايد به تفسير آن ها از استکبار نيز هرچند که مخالف نظر ما باشد وفادار مانده و احترام بگذاريم. صاحبان قدرت بايد بدانند که مردم مبارزه با استکبار را آن طور که خودشان مي فهمند ادامه خواهند داد. چون مبارزه با استکبار و ظلم ستيزي ريشه ديرينه اي در ميان مردم دارد و اين موضوع هيچ گاه نبايد مورد غفلت قرار گيرد.
|
||