Skip to content

بازیاب

صفحه اصلی   |   سیاسی   |   اجتماعی   |   فرهنگی   |   آموزشی   |   هنری   |   فناوری اطلاعات   |   اقتصادی   |   علمی   |   حوادث   |   ورزشی   |   پیوند ها   |   جستجو   |   تماس با ما
سایت خبری و تحلیلی » اجتماعی » اجتماعی » علل، پيامدها و راهكارهاي مقابله با «طلاق عاطفي»
علل، پيامدها و راهكارهاي مقابله با «طلاق عاطفي» چاپ
۰۴ دي ۱۳۸۸

اين خانه سرد است
«فقط به خاطر بچه‌هام.» اين جمله را بارها و بارها تكرار كرده و با هر تكرار اشكش سرازير شده است. دستمال كاغذي نمناك را با حالي عصبي تكه‌تكه مي‌كند و باز روي گونه‌اش مي‌كشد. «اگر بچه‌ها نبودند يك روز هم زندگي نمي‌كردم.» سال 77 ازدواج كرد با پسري كه مثل او فقط 22 سال داشت و حالا با دو دختر، درهاي زندگي مشترك را به روي خود بسته مي‌بيند. «باهام حرف نمي‌زنه، حوصله‌ام را نداره، يك شب خونه مي‌آد، يك شب نمي‌آد، اصلا من و بچه‌ها براش مهم نيستيم، فقط خرجي مي‌ده، انگار نه انگار كه به محبتش نياز داريم و ... .»

 مريم از روزهايي مي‌گويد كه رابطه عاشقانه‌اي با همسرش داشت، از روزهايي كه گل‌هاي سرخ رز و لبخند همسرش، خستگي كار روزانه را از او دور مي‌كرد، از خانه اجاره‌اي 40 متري، از موتوري كه دوتركه آنها را به اطراف تهران مي‌برد، اما از 5 سال قبل همه چيز رنگ ديگري گرفت. عليرضا در يك معامله تجاري سود بالايي به دست آورد و خانه 140 متري و اتومبيل زانتيا جاي زندگي ساده و صميمي‌شان را پر كرد. «فكر مي‌كردم با آوردن يك پسر، وضعيت بهتر مي‌شه، اما بچه دومم دختر شد و عليرضا بيشتر از ما دوري كرد.»

روان‌شناسان معتقدند براي شكل‌گيري يك ازدواج وجود رابطه عاشقانه مي‌تواند شرط لازم براي نزديكي دو نفر باشد، اما آنچه به بقاي اين رابطه كمك مي‌كند، حفظ و پايبندي به معيارهايي است كه اين رابطه را شكل داده و مي‌تواند افراد را در عشق نگاه دارد. در بسياري موارد با گذشت زمان علاقه بين زن و مرد كم‌رنگ شده و رابطه آنان چنان سرد مي‌شود كه گويي هيچ احساس عاشقانه‌اي آنها را به هم وصل نكرده و زير يك سقف قرار نداده است. براي خانواده‌هايي كه روابط ساده و صميمي دارند، باور كردن اين كه برخي زن و شوهرها به خاطر سردي روابط ماه‌ها و شايد سال‌ها با هم درددل نمي‌كنند و روابطشان از ابراز علاقه و احساسات تهي است، دشوار باشد، ولي متاسفانه نوعي روابط زناشويي در خانواده‌ها در حال شكل‌گيري و افزايش است كه آن را به «زناشويي خاموش» تعبير مي‌كنند و اين همان جدايي يا «طلاق عاطفي» است.

با وجودي كه همسران در اين نوع طلاق به طور رسمي از هم جدا نشده‌اند يا حتي هنوز با هم زير يك سقف زندگي مي‌كنند، اما سردي روابطشان، پيامدي به مراتب بدتر از طلاق رسمي بر اعضاي خانواده دارد. در طلاق عاطفي زن و شوهر عواطف خود را از هم دريغ مي‌كنند، شايد ساعت‌ها زير يك سقف باشند، با هم غذا بخورند، اما غريبه‌اند، حوصله ابراز عشق و علاقه را ندارند، فقط به نوعي هم‌خانه محسوب مي‌شوند.

زندگي در سكوت

مجيد م. از جمله اين افرادي است كه براي مشاوره به دفتر يك روان‌شناس آمده. ژوليده و بي‌حوصله است، زياد حرف نمي‌زند حتي وقتي كه مقابل مشاور مي‌نشيند. 38 ساله است، فوق‌ليسانس معماري دارد و همسرش همكار و هم‌رشته اوست. «احساس تنهايي مي‌كنم، من و سپيده از صبح تا شام كار مي‌كنيم، اما هيچ حسي به هم نداريم. اوايل من ابراز علاقه مي‌كردم، اما در اين 5 سال كه ازدواج كرديم، او حتي يك جمله ساده «دوستت دارم» بهم نگفته، بدون من غذا مي‌خوره، بدون من مهماني مي‌ره، بدون من مي‌خوابه، بدون من بيدار مي‌شه، از خونه بيرون مي‌ره، به نظرم فقط با هم سلام و عليك مي‌كنيم وگرنه هيچ حس و عشقي بين ما وجود نداره ... .» او قصد جدايي دارد پيش از آن‌كه به گفته خودش مجبور شود انسان بي‌گناه ديگري را به اين زندگي وارد كند.

طلاق عاطفي را نمي‌توان ناديده گرفت. متاسفانه بسياري از خانواده‌ها تصور مي‌كنند با آمدن عضو جديد، مهر و محبت بين زوجين افزايش مي‌يابد و به عبارتي حل مشكل زناشويي را به گذر زمان مي‌سپارند، اما بي‌اهميت دانستن سردي روابط بين همسران تنها بار مشكلات را سنگين‌تر مي‌كند.

طلاقي كه در هيچ دفتري ثبت نمي‌‌شود

براساس آمارهاي رسمي ميزان طلاق در تهران و در 6 ماهه اول امسال بيش از 20 درصد افزايش يافته است؛ اما سردي روابط يا طلاق عاطفي همسران با هيچ مقياسي جز درون افراد قابل سنجش نيست، به همين دليل افراد مادامي كه زير يك سقف زندگي مي‌كنند، نوع روابطشان قابل ثبت نيست و ميزان طلاق عاطفي نيز در هيچ گزارشي نيامده است، منتها برخي كارشناسان در پايگاه‌هاي اطلاعاتي خود اعلام مي‌كنند كه براساس تجربه ميزان طلاق عاطفي 2 برابر طلاق‌هاي رسمي است، بنابراين طلاق عاطفي در كلانشهري مانند تهران نزديك به 40 درصد برآورد شود. عليرضا يادقلي، مشاور خانواده در سلامت‌نيوز ضمن بيان اين نكته مي‌گويد: «عشق بين زن و مرد مانند نهالي است كه در صورت عدم رسيدگي خشك خواهد شد. به اين مساله اكتفا نكنيد كه يك‌بار براي هميشه ابراز علاقه كرده‌ايد، رسيدگي روزانه به اين نهال الزامي است.»

سازش اجباري، چرا؟

در طلاق عاطفي براساس قانون زن و شوهر هنوز به قرارداد اجتماعي ميان خود پايبند هستند، بنابراين بسادگي نمي‌‌توان آنها را مطلقه خواند حتي اگر جدا از هم زندگي كنند، در اين صورت بايد پرسيد، چه عواملي زوجين را وا‌مي‌‌دارد تا به اين قرارداد به رغم سردي روابط، پايبند بمانند؟

«تنها روي نيمكت چوبي پارك نشسته، 60 ساله به نظر مي‌رسد اما خودش مي‌گويد 50 ساله است. موهاي سفيدش را با دست زير روسري پشمي پنهان مي‌كند. اما خطوط چهره‌اش، قابل پنهان كردن نيست، مي‌خندد و مي‌گويد: «زمونه پيرم كرده مادر، اگه تو هم 4 تا پسر و دختر را تك و تنها روانه خونه بخت مي‌كردي مثل من پير مي‌شدي.» از 35 سال پيش مي‌گويد و از زماني كه با سردي رابطه با شوهرش، خط‌هاي چهره‌اش بيشتر و بيشتر شده. «از اين كه به من مطلقه بگويند مي‌ترسيدم، جايي نداشتم، درآمدي نداشتم. با 4 تا بچه كجا مي‌رفتم؟ شوهرم زن صيغه‌اي داشت. مي‌دونستم كجا مي‌ره، شب‌ها كجا مي‌مونه ولي جرات اعتراض نداشتم،‌ خونه را روي سر من و بچه‌ها خراب مي‌كرد، خدا نيامرزدش...» آهي مي‌كشد و گوشه چشمش خيس مي‌شود.

برخي كارشناسان مي‌گويند: ديدگاه‌هاي سطحي افراد در انتخاب همسر، سن پايين، تربيت نادرست والدين و دوستي‌هاي خياباني از عوامل گسترش طلاق عاطفي در خانواده‌هاست.

عليرضا كاظم‌لو، روان‌شناس باليني مي‌گويد: بيشتر مراجعه‌كنندگان به مراكز مشاوره، از ميانگين سني 18 تا 25 سال برخوردارند و اغلب آنها جزو اقشار پايين جامعه‌اند.

البته طلاق عاطفي اختصاص به سن و طبقه‌ خاصي ندارد. اين روان‌شناس باليني بر ضرورت مشاوره به ويژه قبل از ازدواج تاكيد مي‌كند. در مجموع مهم‌ترين عواملي كه مي‌تواند طلاق عاطفي را تشديد كند شامل موارد زير است:

بي‌اعتمادي و تغيير شخصيت زوجين به مرور زمان

تولد فرزند كه به همان اندازه مي‌تواند امكان با هم بودن را افزايش دهد، باعث غفلت زن و شوهر از يكديگر و كمرنگ شدن روابط عاطفي خواهد بود.

چندپيشگي زن و شوهر كه دوري فيزيكي و خستگي در بي‌توجهي و سردي روابط موثر است.

كاهش ابراز علاقه و جذابيت: در بسياري از خانواده‌ها، تصور غالب اين است كه پس از تولد چند فرزند، ‌ابراز علاقه بر آنها حرام است و به اصطلاح از آنها گذشته كه به هم بگويند: «دوستت دارم.» اين دوري، كه در خانواده‌هاي ايراني بسيار ديده مي‌شود، عامل موثردر سردي روابط عاطفي است.

پرخاشگري و كم نياوردن مقابل هم،‌ كه معمولا همسران حين بگو مگو تلاش مي‌كنند هر طور شده جواب طرف مقابل را درشت‌تر بدهند كه گاه حرفي گفته مي‌شود كه جبرانش دشوار است و خاطرات تلخي از خود به جاي مي‌گذارد.

ازدواج‌هاي تحميلي در سنين پايين از يك طرف و پافشاري بي‌مورد براي ازدواج با وجود مخالفت خانواده از طرف ديگر، دو سر طيفي هستند كه مي‌تواند منجر به سرد شدن عواطف به مرور زمان شود.

نسترن 41 ساله و صاحب يك فرزند از زمان عقد خود مي‌گويد: «پدر و مادرم اصرار داشتند ادامه ندهم چون پيش‌بيني مي‌كردند زندگي پرآشوبي داشته باشم، اما من طور ديگري مي‌ديدم، فكر مي‌كردم اگر وارد زندگي شوم، زندگي‌ام تغيير مي‌كند،‌ بعد گفتم شايد با وجود يك فرزند به آرامش برسم و آن بچه زندگي من شود. از طلاق مي‌ترسيدم،‌ اما از آن روزها 17 سال گذشته و آشوب زندگي من كم نشده كه بيشتر شده است.»

كارشناسان تنوع‌طلبي جنسي، بي‌ميلي جنسي به خصوص در زنان،‌ ازدواج در سنين پايين بخصوص در مردان و همسان نبودن موقعيت خانوادگي و اجتماعي طرفين را از جمله عوامل طلاق عاطفي مي‌دانند.

خصومت كور

بي‌تفاوتي،‌ بي‌اعتنايي، لجبازي و سردي روابط اعضاي خانواده ارتباط مستقيمي با رفتار والدين نسبت به هم دارد. طلاق يا جدايي احساسي بين زن و شوهر زماني صورت جدي‌تري به خود مي‌گيرد كه پاي فرزند يا فرزنداني در ميان باشد، بنابراين مهم‌ترين پيامد اين‌گونه طلاق‌ها را بايد در كودكان و نوجوانان اين خانواده‌ها جستجو كرد.

«تا زماني كه به ياد دارم هيچ‌وقت با پدر و مادر به تفريح نرفته‌ام. هميشه جاي مامان يا بابا خالي بوده، آنها هيچ‌وقت حرف‌هاي محبت‌آميز به هم نزده‌اند،‌ هيچ‌وقت نديده‌‌ام دست هم را بگيرند، بابا مي‌گه: مادرت پررو مي‌شه و مامان هم عارش مي‌آد با بابا بيرون بره.»

مسعود 17 ساله با گفتن اين جملات از سردي روابط پدر و مادرش مي‌گويد، طوري كه چند بار گوشه ناخنش را با دندان مي‌كند و چشم‌هايش پر از اشك مي‌شود و مي‌گويد: «به خودم قول داده‌ام وقتي ازدواج كردم با همسرم اين رفتار را نداشته باشم، اما واقعا نمي‌دانم و ياد نگرفته‌ام كه چطور بايد به كسي محبت كنم.»

روان‌شناسان بر اين باورند كه پدر و مادر بي‌محبت، فرزنداني عصبي دارند و اين فرزندان در برابر متغيرهاي محيطي آسيب‌پذيرترند.

همچنين زنان در طلاق عاطفي به دليل داشتن روابط اجتماعي كمتر و درگيري با فرزندان و وابستگي بيشتر به خانواده و از همه مهم‌تر نداشتن استقلال مالي بيش از مردان آسيب مي‌بينند.

البته در طلاق عاطفي گفته مي‌شود كه كارايي مردان در اجتماع بشدت كاهش مي‌يابد. گاه تصور مي‌شود مردان به دليل اشتغال در بيرون خانه، نياز كمتري به ابراز علاقه دارند، در صورتي كه در طلاق و سردي روابط عاطفي با همسر، مردان نيز عصبي و آسيب‌پذير شده و تمركز و پويايي و ابتكار عمل‌شان كاهش مي‌يابد.

همه چيز دست شماست، ترمزها را بكشيد!

«دوستش نداشتم، هيچ‌وقت... اين جمله را طوري مي‌گويد كه تمام عضلات صورتش منقبض مي‌شود تا صداقت او را تاييد كند، اما چشمانش چيز ديگري مي‌گويد. وقتي مي‌شنود مردي كه 7 سال با او زندگي كرده به خاطر سردي رابطه و بي‌علاقگي با فرد ديگري ازدواج كرده است، حلقه‌اي از اشك چشمانش را مي‌پوشاند اما به روي خودش نمي‌آورد....»

متينه سليماني، كارشناس ارشد روان‌شناسي در مقاله‌اي به راهكارهاي مفيدي براي پيشگيري از طلاق عاطفي اشاره مي‌كند و مي‌نويسد:

بايد بدانيم دوست داشتن آموختني است. بيشتر زوج‌ها در طول روز حتي يك بار به صورت هم نگاه نمي‌‌كنند يا حرف تازه‌اي براي گفتن ندارند.

اگر زن و مرد با تفاوت اخلاقي و رفتاري هم آشنا باشند، دچار سوءتغبير نمي‌شوند. سعي كنيد حالات، روحيات، نيازها و توقعات همسرتان را به خوبي بشناسيد.

بسياري از زن و شوهرها نمي‌دانند كه طرز نگاه و صحبت كردن با همسر بايد به گونه‌اي جدا از ساير افراد باشد.

زماني را براي گفتگو، ابراز محبت و تبادل نظر با همسرتان اختصاص دهيد و اين فرصت را به بهانه اشتغال و امور فرزندان و آشپزي و خريد و... به تعويق نيندازيد. به مرور زمان گفتگوي خصوصي‌تان را افزايش دهيد. دقت كنيد كه صحبت‌هاي شما در اين مدت زماني تنها به بيان مشكلات كاري و گزارش عملكرد روزانه محدود نشود. حرف‌هاي دلتان را به همسرتان بگوييد و با او همدلي كنيد.

در بسياري موارد اگر بدانيد كه در زمان بگومگو و عصبانيت چطور از مهارت‌هاي زباني نه براي از ميدان در كردن حريف بلكه براي آوردن استدلال استفاده كنيد، رنجش‌ها در دل انباشته نمي‌شود. ناآگاهي‌ زوج‌ها از روش گفتگوي سالم، بيشتر صحبت‌ها را به مشاجره مي‌كشاند.

چه ايرادي دارد هنگام مشكلات خود را مقصر معرفي كنيد و ابتدا شما عذر بخواهيد و بگوييد هدفتان فقط حل مساله و رسيدن به تفاهم است. در ضمن مانع حرف زدن همسرتان نشويد و به او فرصت اظهارنظر بدهيد.

طعنه، زخم زبان، كنايه ممنوع

از سرزنش كردن يكديگر خودداري كنيد. تصور نكنيد در زندگي مشترك قرباني شده‌ايد.

تصور نكنيد يك زندگي ايده‌آ‌ل، زندگي بدون هيچ اختلاف نظري است،‌ بلكه اختلاف نظر و تفاوت هميشه وجود خواهد داشت. مهم اين است كه نحوه حل اختلاف را بدانيم و فراموش نكنيم اختلافات در بسياري موارد باعث تفاهم بين همسران مي‌شود.

اگر رنجشي قابل چشم‌پوشي است از آن بگذريد ولي اگر برايتان مهم است، هرچند كه مساله كوچكي باشد، آن را به طرز صحيحي با همسر خود درميان بگذاريد.

همسرتان را (چه زن باشيد يا مرد) با تلفن، يادداشت، هديه كوچك و غافلگيركننده، ياد كنيد.

در ابراز عشق از او پيشي بگيريد.

همسرتان را با بهترين القاب صدا بزنيد و هنگام صدا كردن و صحبت با او به صورتش نگاه كنيد.

رنجش‌هاي گذشته را مرتب يادآوري نكنيد.

و در آخر بدانيد اگر هدف از زندگي مشترك، داشتن رابطه‌اي عاشقانه است، بهاي اين زندگي را بايد با گذشت و ايثار بپردازيد نه با لجاجت، سردي و مقابله به مثل...

كتايون مصري


یادداشت های بازدیدکنندگان


آخرین اخبار

مقالات

div>